خواستم در مورد حملاتی که به گلشیفته فراهانی شد چند خطی بنویسم که دیدم در فیسبوک شخصی به نام احسان راستان خیلی خوب و منسجم نوشته است. البته همه میدانیم به قول آن فیلم ایرج ملکی: «اگر گلشیفته وکالتش را داده بود، کار به اینجا نمیکشید»😊
اما متن مورد نظر این است:
«در ضیافتِ شامِ پادشاهِ نروژ به مناسبتِ اهدای جایزهی صلحِ نوبل به نرگس محمدی، من هیچ حرکتِ بیادبانه و زشتی در رفتار و گفتارِ گلشیفته فراهانی ندیدم. نه توهینی، نه حرکتِ جلف و سبکسرانهای، و نه حرفِ نامربوطی. تصنیفی که مهسا وحدت برای خواندن برگزیده بود، و گلشیفته و مژگان شجریان همراهیاش میکردند («امشب شبِ مهتابه»، در آوازِ اصفهان)، موسیقیِ اصیلِ ایرانی و ساختهی علیاکبر شیدا (۱۲۸۵ – ۱۲۲۲ ه.ش.) بود، نه ترانهی خالتوری از شهرام شبپره یا فتانه!
من دلیلِ اینهمه حمله را به گلشیفته نمیفهمم. یکی نوشته است که این «ایرونیبازی» بود! این هم از آن حرفهایی است که محمد قائد بر سرِ زبانها انداخته است. خودمان را تافتهی جدابافته بدانیم و هرچه را نمیپسندیم بگوییم «ایرونیبازی» است. دیگری گفته است که گلشیفته آبرومان را در آن مجلسِ رسمی برده است! چرا فکر میکنیم که حتماً باید مغموم و عصاقورتداده باشیم تا آبرومان حفظ شود؟! ما مردمانِ خونگرمی هستیم، مثلِ اسپانیاییها. همین سخنان را اگر یک بازیگرِ اسپانیایی در چنین مجلسی بر زبان میراند، کلی کِیف میکردیم. منتها این «ایرونی» است و ما «ایرونیها» همهجا آبروریزی میکنیم! دست بردارید از این خودزنی و خودتحقیریِ تاریخی.
گلشیفته حرفِ بدی نزد. محترمانه و طنازانه پوزش خواست اگر در چارچوبهای سفت و سخت نمیگنجد. گفت ما ملتِ موسیقی و آواز و رقص ایم. گفت مردمِ ما، برای همین چیزهای ساده که اینجا برای شما بدیهی است، میمیرند و به زندان میافتند. گفت نرگس برای همین چیزها ست که اکنون در زندان است. پیامِ گلشیفته سیاسی و هنرمندانه بود. این پیام را نمیتوانست خشک و رسمی و بیروح به مخاطب برساند. از واکنشِ میزبانان و میهمانان پیدا بود که نه تنها به کسی برنخورده که همه لذت بردهاند. کاسهی داغتر از آش نشویم!»
@FarideEnayati تازه من یه اکانت دیدم با اسم یار دبستانی مزین به پرچم رنگینکمون که در دفاع از ساواک و کسشر گفتن چپها در رابطه با شکنجه نوشته بود :))))
نمیدونم چجوری بگم ولی کل ماهیت استثمار نوین خلاصه شده توی این.
مدیا اول خوشفاز و خوشرقص و خوشتیپ رو بازتعریف کرده که طبعاً چون نبود محروم بودیم ازش. نسل مدیا آینهی تمامش شده. مغز حسرتخوردهی تو هم اون رو کمال میبینه. جا واسه چندفرهنگی (بخون چکهسمای مادربزرگم) نمیمونه.
همین الان گوگل کردم ببینم این kekw چیه. واقعا داریم به قبرستون تاریخ میپیوندیم ها. جدیدا کل سرچهام شده what does فلان mean بیسار mean. بابا یه زمانی ما خودمون لفظ میساختیم بقیه باس میرفتن میدیدن ما چی میگیم
شما رو نمیدونم من این طراحی جلد رو ببینم تکلیفم با خودم روشنه. کسکش معلم پرورشی ما پوسترهای مسابقات قرآنش کیفیت گرافیک بهتری داشت این چیه جای طراحی جلد زدین؟
اگه بخوایم یه انسان رو درست کنیم تقریبا به ۵۹ عنصر مختلف نیاز داریم که از این مقدار هم فقط ۶ عنصر رو در حجم بالایی میخوایم: کربن، اکسیژن، هیدروژن، نیتروژن، کلسیم و فسفر. تمامی این مواد در دسترس هستن و هزینه ساخت یک انسان هم چند صد دلار بیشتر نیست.
اما ساختن یک انسان چیزی فراتر از این قضایاست. با این عنصرها فقط میشه یه تودهی بیاثر رو ساخت که کارایی نداره. معجزهی زندگی چیزی نیست که بشه به سادگی با چسپوندن اینها بهم ایجاد بشه. حتی با اطمینان نمیشه گفت که زندگی دقیقا از کجا شروع میشه.
سلول، یک واحد ضروری و حیاتبخشه که همهی ما ازش درست شدیم. اما خود سلولها چطور خودشون رو هماهنگ کردن تا یک انسان سالم ایجاد بشه؟ علم تا حدی میتونه چیزهایی رو برای ما روشن کنه. مثلا توی هستهی هر سلول حدود یک متر دیانای وجود داره. دیانای، از کروموزوم و ژنها تشکیل شده که حاوی اطلاعات تولید شماست. مثل یک دستورالعمل میمونه و چیز شگفتانگیزیه. این دیانای نسل به نسل به شما منتقل شده و در اون اطلاعات رمزگذاری شدهای وجود داره که مستقیم شما رو به اجدادتون تا ۳ میلیارد سال قبل متصل میکنه.
تصور خیلیها اینه که بدن یک ماشینه ولی واقعا یک سیستم مرموزتر و پیچیدهتر از این حرفاست. معمولا بدن انسان چند دهه بدون نیاز به تعمیر کار میکنه و فقط کافیه بهش آب و غذا بدی. و جالبتر اینکه این بدن آگاهه و توانایی تشخیص و حل مسئله داره. ما انسانها توی این بدن هم تنها نیستیم. درون هر یک از ما میلیاردها میکروب وجود داره که بدون اونا زنده نمیمونیم. هم روی سطح بدن و هم داخل بدن حدود ۴۰ هزار گونهی مختلف وجود دارن که ۹۰۰ تاش فقط توی سوراخهای بینی زندگی میکنن.
این میکروبها بخصوص تو امر هضم غذا خیلی اهمیت دارن. اینا با تجزیه کردن غذایی که میخوریم، ۱۰ درصد از کالری غذا رو برای ما آزاد میکنن. باکتریهای موجود توی رودههای ما دهها هزار آنزیم تولید میکنن. این جمعیت میکروبی داخل بدن ما کارهای زیادی برای ما انجام میدن که میشه حتی اونا رو یک سیستم جداگانه در نظر گرفت.
ما حتی ویروس هم داریم. یک فرد نرمال حدود ۱۷۴ عدد ویروس تو بدنش داره که ظاهرا هنوز ۹۰ مورد اونا ناشناختهست. حدود یک میلیون میکروب هم شناسایی شده که فقط ۱۴۱۵ مورد اونا برای انسان آسیبزا شناخته شدن که در کل نسبت بدی نیست. پنیسیلین در مبارزه با میکروبهای مضر هدیهی بزرگی به بشر بود.
قلب هم ارگان شگفتانگیزیه. خون رو به سرتاسر بدن پمپاژ میکنه و خیلی پر قدرته. تصور کنید برای پمپاژ کردن خون به پایین بدن شما و بعدش دوباره به بالا، برخلاف جاذبه، چه رانشهای قدرتمندی داره. قلب هر ساعت حدود ۲۶۰ لیتر خون رو میتونه پمپاژ کنه. خود خون هم چیز شگفتانگیزیه: اکسیژن رو به سلولها میرسونه، مواد شیمیایی رو در طول بدن جابجا میکنه، مواد زائد رو دفع میکنه، عوامل بیماریزا رو از بین میبره و به تنظیم دمای بدن کمک میکنه. خون کارهای زیادی توی بدن انجام میده و بخاطر همینه که یک آزمایش خون ساده میتونه اطلاعات زیادی به شما بده. گلبولهای قرمز خون، اکسیژن رو حمل میکنن و گلبولهای سفید تو مبارزه با عفونت و بیماری وجودشون حیاتیه.
در بدن هورمون وجود داره و کار این هورمونها انتقال پیامهای شیمیایی در سرتاسر بدنه. خیلی هم متنوعن. به طور ساده میگن هورمونها در یک قسمت از بدن ساخته میشن و باعث بروز اتفاقاتی در قسمتهای دیگر بدن میشن. اهمیت هورمون در دیابتیها خیلی واضح و مشخصه. فرد دیابتی نمیتونه انسولین تولید کنه. هورمونی که میزان قند موجود در خون رو تنظیم میکنه. تا اواخر دههی ۱۹۲۰ دیابت بطور قطع باعث مرگ بیمار میشد: بدون انسولین سطح قند بالاتر و بالاتر میرفت و تنها دفاع فرد این بود که هیچی نخوره. وقتی دانشمندان تونستن انسولین رو تولید کنن، زندگی رو دوباره به این افراد برگردوندن. هنوز تاثیر خیلی از هورمونها در بدن یک رازه و باید کشف بشه. مثلا اکسی توسین رو بهش میگن هورمون بوس و بغل در حالی که در در انقباضات رحم هنگام زایمان مادر و همچنین در توانایی تشخیص چهره هم نقش داره. چه چیزی اینها رو به متصل میکنه؟ ربطشون بهم چیه؟ ما خیلی چیزها رو نمیدونیم هنوز.
بشر با مهار کردن آتش تونست بخشی از فرایند هاضمهی غذا رو برونسپاری کنه. آشپزی غذای ما رو نرمتر کرد و بخاطر همینه که ما فک و دندون ضعیفتری داریم. آتیش همچنین باعث شد سموم غذا از بین بره و طعم غذا بهتر بشه و انرژی بیشتری از غذا بگیریم. پس از اینکه غذا رو خوردیم، این غذا چند ساعت در اسید هیدروکلریک معده غوطهور میمونه. این اسید میکروبهای بالقوه مضر رو از بین میبره. بعدش غذا هدایت میشه به سمت رودهها و اونجا تمام مواد مغذری جذب میشه و باکتریها فیبر رو تجزیه میکنن. غذایی که کیفیتی برای بدن نداره، به صورت مدفوع دفع میشه. ارگانهایی که غذا رو میگیرن و تجزیه میکنن، فعالیت به شدت جذابی دارن. دقیقن و مو رو از ماست میکشن بیرون.
خواب هم قضیهی شگفتانگیزیه. ما یک سوم عمر خودمون رو میخوابیم و به نظر میرسه خوابیدن برای بدن ما بسیار مهمه. یه جور ریسته برای خاطرات و هورمونها و سیستم ایمنی و مابقی موارد. اما نکتهی مرموز اینه که چرا باید برای انجام شدن این کارها، ما هوشیاری خودمون رو باید از دست بدیم؟ یعنی چرا باید بخوابیم، که شبیه به مرگ میمونه، تا بدن این کارها رو راست و ریست کنه؟ هنوز مشخص نیست و سوالات زیادی توی این حوزه هنوز بیپاسخ مونده. و اینکه بدن خیلی خوب میتونه روز و شب رو ردیابی کنه و طبق تایم روز مکانیسمهای شیمیایی رو در بدن برقرار کنه. مثلا بدن میفهمه در چرخهی روز، بهترین زمان رفلکس تو اواسط بعد از ظهر باید صورت بگیره. یا مثلا بخاطر غدهی صنوبری کوچکی که وسط مغز داریم، میتونیم نه تنها روز بلکه فصلها رو هم ردیابی کنیم. بدن بسته به فصل شیوهی کارکردش متفاوته. مثلا موها تو تابستون سریعتر رشد میکنن.
@hamed_1359gh @steppeerr29 تلاش کرده رفته اونجا نشسته. خشک و خالی نرفته. البته بماند کل نظام قبولی توی دانشگاه ما حقخوریه. اما نه از جانب خود جوون. توی همین سیستم ناکارآمد هرجوری بوده خودش رو رسونده. عذر میخوام شما نتونستی خودت رو برسونی به هر دلیلی. اگر هم مسئولیتی باشه در قبال خودشه نه کس دیگه.
چه حالی هم میکنه با خودش.
بچهی هیجدهساله وظیفهش نیست اینقدر به همهچیز هوشیار باشه. شمایی که گویا در نخبگی سرآمد دوجهانی تدبیری بیندیش بچهی هیچدهساله جذب بشه جای دفع.
هیجدهساله داره هیجدهسالگی میکنه.
میخوایید حمله کنید
جاج کنید
ولی من کاملا مخالف این رفتارام
اگه تمایلی به درس خوندن نداری نرو
نه خودتو به زحمت بنداز نه پول خونواده تو بنداز دور
واسه موقعیتی که توش هستی ارزش قائل باش
@MLimmortal بحث خوب بودن بطالت نیست. بستری که مهیاست کاری کرده به بطالت گذروندن تازه کار خوبی هم هست. انگشت اتهام سمت هیجدهساله بردن کار غلطیه. نباید انتظاری رو که از آدم شستساله دارین از هیجدهساله داشت. باید کمکش کنین توی مسیر درست قرار بگیره نه سرکوفت بزنین. توضیح واضحاته به خدا!