من تهرانم،
سالها همه جای ایران کار کردم،
تماسهایی دارم از رشت، کهنوج، بوشهر، بندرعباس، اردبیل، شهریار،تاکستان... و حتی افغانستان، که دعوتم کردن برای اقامت در این زمان جنگ.
سر تعظیم فرود میارم در مقابل همه ی دوستانم.
عجییییب محبتی دریافت کردم❤️❤️❤️
گاهی ما بیش از حد کار میکنیم،
نه از سرِ علاقه یا جاهطلبی،
بلکه چون کار کردن راحتتر از احساس کردنه.
راحتتر از روبهرو شدن با غم، خشم، یا تنهایی.
مشغول بودن، پناهی موقتیه از دنیای درون.
تو خیلی از موقعیت ها با خودم فکر میکنم، خب، اگه فلان آدم بود بنظرت چیکار میکرد؟ چجوری باهاش برخورد میکرد؟ چجوری حلش میکرد؟ بهت چی میگفت؟ و معمولا روش کار آمدیه.