من دقیقن نفهمیدم چرا با پگاه بد شدین؟
چرا ویدیوهای شانزدهسالهگی باران و پگاه رو در نکوهششون میذارین؟ که مثلن چرا دارن رای جمع میکنن؟ چه تونه واقعن؟ مگه کم هزینه دادن؟
مگه همهمون یه زمانی امید به اصلاحات نداشتیم؟ رای ندادیم؟ دستبند سبز نبستیم ؟
چی از جون هم میخوایم؟
برای تن نازک ماکان هفت ساله موشک تاماهاوک امریکا «کمک بشردوستانه» بود. برای تن فربه بی مصرف ر پهلوی شصت و پنج ساله سس گوجه فرنگی «حمله تروریستی» بود. باید رعیت باشی تا این مسائل رو بفهمی.
بیا، درستش کردم برات:
۱۰۰ روز پیش، در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، «من» میلیونها ایرانی را با آگاهی نسبت به اینکه چه بهایی ممکن است بپردازند، به خیابانها فراخواندم. بیش از ۴۰ هزار قهرمان، این بها را برای «رویای» سربلندی، آزادی و رهایی ایران با فدا کردن جان خود پرداختند. غافل از اینکه من نه تنها هیچ برنامهی برای رهایی ایران نداشتم که هیچ، از خون آنها برای پیشبرد مقاصد شوم دشمنان مردم و سرزمین ایران هیچ کم نگذاشتم.
کسی که فردای ۱۸ دی گفته بود «دیدید که جمعیت انبوه، باعث عقبنشینی نیروهای سرکوب میشود.»
امروز گفت «میلیونها ایرانی با آگاهی نسبت به اینکه چه بهایی ممکن است بپردازند، به خیابانها آمدند.»
اینجوریه که ما کشته میشیم بعد میشه تقصیر خودمون!
کسی که عمرِ مبارزات سیاسیِ مجازیش۳ ماهه و منبع مطالعهش ریلزهای اینستاگرامیه داره مفاهیمی مثل "مبارزهی مدنی" رو مسخره میکنه چون هیچچیز ازش نمیدونه. نه نامی از این مبارزان و نه دستآوردی از این مبارزات. هرگز هم سهمی ازش نداشته؛ جای هیچ تعجبی هم نیست، همهچیز واضحه.
این آتشبس بین اینها و اونهاست.
نه بین مردم با اینها.
از ایران بگو که گیر کرده بین شیفتگان #عصر_حجر و ذوبشدگان #عصر_حجاز
از اعدامیها بگو،
از بچههای زندانی!
#DigitalBlackOutIran
در عصر حاضر به شیوهی پیغمبر اسلام دارم سفر میکنم. پولامو بسته کردم پینه کردم به گردنم که مبادا کسی بدزده و موقع خواب ازم بزنن. گردن درد گرفتم انقدر این کیف بی صاحاب ازم آویزنه.