امروز روحالله خسروی، زندانی سیاسی بازداشتشده در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی، به سلول انفرادی در زندان سپیدار اهواز منتقل شد پس از اینکه او در تماسی خواستار شنیده شدن صدایش از سوی کمیته حقیقتیاب، خانم مای ساتو و سازمانهای حقوق بشری شد.
صدای روحالله پیش از انتقال به انفرادی.
اشکایی که تمومی نداره میچکه روی صورت قشنگت مهدی؛ صورتی که دوسالِ زیر خاکه!
صورتِ پدری که پشت میلههاست!
صورتِ مادری که شکست و برادری که سوخت!
چقدر خون روی قلبمه و چقدر به مرگ نزدیکم!
چقدر تو منو غرق کردی توی وهمِ نفست!
میشنوم نفست رو؛ حس میکنم زنده بودنت رو؛
میپرستم خاکِ تورو!
خیر.زندانی به نام مریم جوادی فر وجود خارجی ندارد.
برای فردی به نام«مریم جوادی»، دانشجوی حقوق دانشگاه سپینزای رُم که دو سال گذشته برای ملاقات خانواده به ایران سفر کرده بود، پرونده قضایی تشکیل دادهاند ولی بازداشت نشد و بعد از چند روز توقیف مدارک، به این شخص اجازه خروج از کشور داده شد.از سال ۹۳ هم اعدامها از زندان اوین به رجایی شهر و بعد از تعطیلی زندان رجایی شهر به قزلحصار منتقل شد.
خشم مردم، دامنتان را خواهد گرفت.
زنی با خشم و فریاد، عمامه آخوندی را از سرش برمیدارد و بهعنوان روسری بر سر میکند و در حال اعتراض، دنبال همسرش میگردد. گزارشها میگوید این اتفاق در پی تذکر حجاب رخ دادهاست.
در حالی که از دیدن استیصال، خشم و عصیان یک زن خشمگین هستم، و خود را جای آن زن بیپناه میبینم. خبرگزاری حکومتی، سریع مطلبی منتشر میکند و میگوید: «موضوع ارتباطی با حجاب نداشته و خانم مورد اشاره دچار مشکلات روانی بوده و ساعاتی پس از بازداشت، با رضایت شاکیان آزاد شده است، فرد روحانی یکی از افرادی است که این خانم به او توهین و حمله کرده، هیچ تذکر حجابی به او نداده و بدون دلیل به او حمله شده است.»
واژه به واژه مطلب خبرگزاری حکومتی، خشمم را دو چندان میکند. به ملتی که مخالف جمهوری اسلامی هستند و هر روز بهشکلی به حجاب، به فساد، به جنایت و به استبداد و دیکتاتوری «نه» میگویند، برچسب «روانی» میزنند تا بگویند مخالفان ما آدمهای سالمی نیستند. ویدا موحد، آهو دریایی، دختر تبریزی و هر کسیکه بهخاطر داریم را «روانی» خطاب میکنند. برای آنکه خواست ملت ایران را که هر روز فریاد میزنند: «گورتان را از این مملکت گم کنید» نشوند.
اما بهزودی پاسخ همهی این تحقیرها، خشونتها و جنایتها را خواهند داد. باور دارم که «خشم ملت ایران» بهزودی دامن حاکمان و هر آنکس که در رکاب این حکومت، علیه مردم بودهاست را خواهد گرفت.
زن، زندگی، آزادی
پاینده ایران
A woman, filled with anger and shouting, grabs the turban of a cleric and wears it as a scarf in protest while searching for her husband. Reports suggest this incident occurred following a morality police warning about hijab.
As I witness the despair, anger, and rebellion of an enraged woman, imagining myself in her vulnerable position, the state-run news agency quickly publishes a piece claiming, "The incident had nothing to do with hijab. The woman in question has mental health issues and was released hours after her detention with the complainants' consent. The cleric was one of the individuals she insulted and attacked without provocation; he never issued any hijab-related warning."
Every word of the state news agency's report doubles my rage. To a nation opposing the Islamic Republic—who daily reject hijab, corruption, crime, tyranny, and dictatorship—they label as "mentally ill" to dismiss their legitimacy. They called Vida Movahed, Ahoo Daryaee, the Tabriz girl, and countless others "crazy" to silence the Iranian people's demands, who continuously cry out, "Get out of this country."
But soon, they will face the consequences of all these humiliations, violence, and crimes. I firmly believe that "the rage of the Iranian people" will soon engulf the rulers and everyone who has supported this regime against the people.
انتقال ناگهانی دانشجویان زندانی به بند ۲۰۹ اوین
روز شنبه پانزدهم دیماه، مأموران به بند ۴ زندان اوین مراجعه کرده و #امیرحسین_مرادی و #علی_یونسی را برای انتقال به بند ۲۰۹ احضار کردند.
اکانت ایلج که دو روز پیش محتوای جلسات و برنامهریزی بانکمرکزی برای صرافیهای #رمزارز رو منتشر کرد، ساسپند شده. اگر ایشون رو میشناسید جویای حالش بشید، امیدوارم که در سلامت و امنیت باشه.
آخوند خوبه آخوند. جاکش اون موقعی که این زنهای سیاستمدار پفیوز غربی حجاب سر میکردن جلوی آخوند به صف میشدن شر به پا نمیشد؟ شیخ که این زنه را سر لخت به حضور پذیرفته.