اما بهراستی چرا اینگونه است که رنج انسان در مقایسه با رنج پرنده، بسیار وحشتناکتر به نظر میرسد؟ آیا دلیل این نیست که انسان قادر به سخن گفتن است؟ خیر، به این دلیل نیست، به این خاطر است که انسان نمیتواند سکوت بورزد.
«سوسن و پرنده» - کیرکگور
در فاصله همان سالها، حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر دیگر کشته شدند و بیش از پانصد میلیارد دلار خسارت به ایران تحمیل شد.
حاصل سالهای پایانی جنگ؛ هزینهای که میشد نداد اما جنگطلبها حاضر نشدند جانهای پاک و اموال مردم باقی بمانند.
__________در کشوری زندگی میکنیم که نام هر کوچهاش یادآور کشتهای از جنگ هشتساله است؛ و چه بسیار کوچههایی که چندین کشته دادهاند.
از سال ۶۱ تا پایان جنگ، ۶ قطعنامه برای آتشبس صادر شد؛ در همه موارد عراق پذیرفت و جمهوری اسلامی رد کرد، جز آخرین مورد (۵۹۸) که در سال ۶۷ پذیرفته شد.
وقتی پایان از قبل قطعی فرض شده، بحث دیگر ابزار فهم نیست، ابزار اثباتِ خود است. یک ژست رذیلانه و دروغین اخلاقی که فقط در پی اثبات حضور خود حتا به شکلی بیمعنی و پوچ است. /۴
____________برچسبزدن به دیگران باعنوان «جنگطلب»، در اغلب موارد نه تحلیل است و نه حتی موضعگیری؛ یک تکنیک ساده برای بستن بحث است.
وقتی برچسب جای استدلال را میگیرد، یعنی نتیجه از قبل انتخاب شده و گفتوگو فقط برای تأیید آن بازی میشود.
در فحوای این کلام، یک پیشفرض نگرانکننده /١
هیچ منطق جدیای تحقیر و تخطئهی دیگران را توجیه نمیکند.
در شرایط پرریسک، شکاف اجتماعی خودش یک عامل تشدید بحران است، نه ابزار حل آن.
اما اگر در ذهن شما، ایران از پیش ویران شده، و فقط منتظرید این تصویر عینیت یابد، پس این همه صغری و کبری برای چیست؟ /٣
_________________«اعتبار اجتماعی» در هر جامعه، از «اقلیت» کسب میشود و بعدتر به شکل عمومی به کل جامعه نسبت داده میشود.
اینجا که اصلن جای پرتیست؛ حتا در دل واقعیت بیرونی نیز از آنچه که اکثریت میگویند و میاندیشند و انجام میدهند ترسی نداشته باشید.
تغییرات را اقلیت رقم میزنند!
________________یادداشتی نوشتهام با عنوان «چرا اصلاح جمهوریاسلامی ناممکن است؟» که طی آن در مورد دستگاه ایدئولوژیک و سوژهساز نظام بحث و تلاش میکنم سطوح سهگانه انسداد را توضیح دهم.
هرکس مایل بود میتواند در لینک زیر بخواندش.
https://t.co/hDnIC2G8Fj
_______نوشتهاند «میناب )برای ایران( جان داد». اگر از همین جمله نمیتوانید بفهمید دستگاه ایدئولوژیک جمهوریاسلامی چطور رابطهی مردم با واقعیت بیرونی را خیالی میکند و راه دسترسی به حقیقت را مسدود میکند؛ راه سختی در پیش دارید، چرا که اول باید دستگاه ادراکی خودتان را بازیابی کنید.
__اشتباه نکنید! این ابلهان نه مسالهشان ایران است، نه زیرساخت و نه جنگ؛ به قول آلتوسر ایدئولوژی اینها را احضار کرده. تحت چه عنوانی؟ دشمنی با یهود! ایدهی نابودی اسرايیل!
قول میدهم اگر ترامپ یا هرکس، بدون هیچ نقش و حضوری از اسرائیل به جنگ جا میامد، اینها با آغوش باز پذیرا بودند!
_________________«اعتبار اجتماعی» در هر جامعه، از «اقلیت» کسب میشود و بعدتر به شکل عمومی به کل جامعه نسبت داده م��شود.
اینجا که اصلن جای پرتیست؛ حتا در دل واقعیت بیرونی نیز از آنچه که اکثریت میگویند و میاندیشند و انجام میدهند ترسی نداشته باشید.
تغییرات را اقلیت رقم میزنند!
________فقدان چندسالهی چشمانداز امیدوارکننده درمورد آینده، هر مقایسهای بین نتیجه سناریوهای احتمالی از جنگ را بیمعنا میکند.
سادهلوحان فراموش کردهاند که یکی از علل اصلی مهاجرت دهها هزارنفری و یکی از دلایل نارضایتی مردم داخل، همین نابودی هر چشمانداز روشن توسط ج ا بوده است.