اه بچها من انقدر خودمو دوست دارم بعضی وقتا که یهو به خودم میام و مثلا میبینم چقد احساساتم صادقانهن و فکرام مهربونن جدی گریم میگیره. واقعا عاشق خودمم باورم نمیشه با زندگی کیریای که داشتم قلبم انقدر صاف و ساده مونده. خیلی خودمو دوس دارم جدی.
وقتی بهم میگن«مارو نمیبینی خوش میگذره؟»، «هیچ خبریم که ازت نیست»، «پارسال دوست امسال آشنا»، «خوش به حالت»، «یه زنگیم که نمیزنی.»
تمایل به قطع رابطه پیدا میکنم.
چیزی که در روابط کمه سکس نیست
بلکه معناست
رابطه از نظر فیزیکی کامل ولی از نظر روانی تهی
انسان فقط نمیخواد لمس بشه
میخواد در میلِ دیگری معنا پیدا کنه
بدونه چه جایگاهی داره در ذهن طرف مقابل
چرا خواسته شده ؟ چگونه دیده شده ؟
این که احساس کنه در تخیل و توجه دیگری جای خاصی داره.