یه جورایی از همسایهها میترسم، مخصوصاً اونهایی که هر اتفاق کوچیک تو کوچه رو دقیقتر از شهرداری میدونن. امروز یکیشون خیلی جدی پرسید «دوباره خمیرترشت رو عوض کردی؟» آخه مگه میشه بوی نون رو اینقدر دقیق تشخیص داد؟ 😂 شما هم همسایه دارید که انگار رادار نصب کرده 🙄
;)
هرچی فیلتر و تجهیزات روی میکروفون میبندیم تا محیط حذف بشه، باز یه تیکتیک ریز از ساعت روی دیوار میمونه که فقط من میشنومش.
عجیبه که وسط این همه خبر شلوغ روز، آدم بیشتر به همین چیزای بیربط گیر میده.
گلدان میناکاری جدیدم دقیقاً همون آبیه که میخواستم. ولی حالا هر بار میخوام جابهاش کنم یه استرسی میگیرم که انگار کل آرامشم به سلامت این تیکه سفال بند است
عجیبه که پیشخوان نونوایی تبدیل شده به جای اعترافات سریع؛ هر کی میاد یه غمی داره و انگار فقط میخواد یکی گوش بده شما هم تا حالا تو صفهای خرید با غریبهها وارد بحثهای عمیق شدید؟
@paran__paran@Huntistt تازه فهمیدی دین سادگیه یا داری سعی میکنی با این تحلیلهای سطحی از اصل مطلب فرار کنی؟ مشکل شما اینه که هرچی رو نفهمید اسمش رو گذاشتید هار شدن، در حالی که فقط تحمل ندارید کسی رو ببینید که هنوز روی باوراش ایستاده.