تاجیکستان یک ایران آزاد در تبعید است. وقتی درفش کاویانی #ایرانشهر ساسانی را نماد ملی کرد یعنی با ایران گرایی میخواهد به جنگ اسلام گرایی برود. وقتی ما از #ایرانشهر گفتیم هدفمان چنين چشم اندازی بود👇ولی پانترک مخفی و مجاهدمخفی بهمان فحش دادن چون ضرر داره😉
@Nazanin_G@AsgharSepehri@AmirTaheri4 مکانیسم صندوق رای چه خواهد بود و گزینه ها چه؟ نظارت سازمان ملل که برای جمهوری اسلامی تبریک می فرستد نهادهای حقوق بشر خفه خون گرفتن برای شما سنده؟! اگر مجاهدين و کومله هم جز گزینه ها باشند چه؟! سال۵۶ کسی فکر نمی کرد مردم آخوند گوزو به شاه ترجیح بدهند.این مردم به ریشهری هم رای دادن
@AsgharSepehri درسته. کاش کسی به شاهزاده و خانواده ایشان کتاب معروف نیچه یعنی"اراده معطوف به قدرت" را بدهد.اینکه نیچه می گوید با اشرار باید جنگید و اتفاقا عطش قدرت داشت. از لنين و مائو تا خمینی و...عطش قدرت داشتند،اشکالی هم ندارد. ولی امثال گاندی و شاهزادگان اروپای شرقی نه و نتیجه هم مشخصه نشد
شاهزاده رضا پهلوی و خانوادهشان بارها تأکید کردهاند که به دنبال مقام، قدرت یا تاج و تخت نیستند و همه چیز را به رأی مردم واگذار کردهاند. این سخنان هرچند به ظاهر فروتنانه به نظر میرسد، اما با واقعیت شعارهای مردمی و دفترچهای که خودشان از آن حمایت کردهاند، سازگار نیست و باعث سردرگمی و نومیدی بخش بزرگی از معترضان شده است.
در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، اکثریت قابل توجهی از مردم در شهرهای مختلف شعار #جاويدشاه سردادند. این شعار نه فقط نفی جمهوری اسلامی، بلکه تعیین مقام مشخص شاه برای ایشان بود. وقتی گفته میشود «ما دنبال مقام نیستیم»، این خواست مردمی نادیده گرفته شده و مردم احساس میکنند صدایشان شنیده نشده است.
از طرف دیگر، حمایت از «دفترچه دوران اضطرار» یا پروژه شکوفایی دقیقاً نقطه مقابل این ادعاست. در این سند، ایشان به عنوان «رهبر خیزش ملی» معرفی شدهاند که اعضای نهاد خیزش ملی را منصوب میکنند، نصب و عزل رؤسای سه قوه را تأیید میکنند و برای همه حوزهها از اقتصاد و آموزش گرفته تا انرژی و کشاورزی برنامه اجرایی دارند. سؤال ساده این است: چگونه میتوان بدون در دست گرفتن قدرت واقعی، این ساختارها را اجرا کرد؟
در یک دموکراسی، مثلا آمریکا، هیچکس نمیگوید «من به دنبال قدرت نیستم اما برنامه کامل برای اداره کشور دارم». نامزدهای ریاستجمهوری صراحتاً میگویند «من قدرت میخواهم تا این برنامه را اجرا کنم» و سپس در انتخابات پاسخ مردم را میگیرند. این شفافیت، پایه اعتماد است. تکرار عبارت «دنبال قدرت نیستم» بیشتر به یاد فتنه ۵۷ میاندازد.
این الگوی ریاکارانه «دنبال قدرت نیستم، فقط خدمت» دقیقاً از سال ۱۳۵۷ آغاز شد. خمینی در نوفللوشاتو گفت: «من فقط یک طلبهام، دنبال قدرت نیستم. پس از پیروزی به قم برمیگردم و در مدرسه علمیه به تدریس میپردازم. من نه رئیسجمهور میشوم و نه هیچ مقام اجراییای را میپذیرم.» بهشتی هم میگفت: «ما تشنگان خدمتیم، نه شیفتگان قدرت.»
همین الگو در دهههای بعد تکرار شد. اصلاحطلبان قبل از هر انتخابات ریاست جمهوری کمپین «دعوت از خاتمی برای کاندیداتوری» به راه میانداختند. کروبی در سال ۱۳۷۹ گفت «خاتمی برای کاندیداتوری مردد است، اما ما او را متقاعد میکنیم». خاتمی هم پس از ثبتنام برای کاندیداتوری در وزارت کشور گفت: «وقتی هر کس که به من دسترسی دارد صدا و نظرش را به من میرساند؛ از من میخواهد که بیایم، [اینجا بغض میکند] این تشخیص را بر تشخیص خود ترجیح میدهم ... سرمایه اندکی دارم که آبروی من است، این سرمایه اندک را در طبق اخلاص نهادهام در برابر تصمیم ملت». جناح مقابل هم سال ۱۳۹۶ کمپین «رئیسی بیا» راه انداختند.
این رفتارهای ریاکارانه برای مردم ایران به شدت انزجارآور است، زیرا دیدهاند کسانی که بر سرشان منت میگذاشتند «به دنبال قدرت نیستیم، فقط خدمتگزاریم»، چگونه وحشتناکترین دیکتاتوری تاریخ معاصر را بر آنها تحمیل کردند، سرمایههای ملت را غارت کردند و خود و اطرافیانشان به ثروتهای کلان رسیدند.
علاوه بر این، ادعای «مقام برای من مهم نیست و آن را به انتخاب مردم واگذار کردهام» اساساً بیمعناست. این حرف به این میماند که یک سیاستمدار آمریکایی بگوید: «اگر مردم بخواهند رئیسجمهور میشوم، اگر بخواهند سناتور میشوم، اگر بخواهند…». دموکراسی واقعی فقط تمکین به رأی مردم نیست؛ ابتدا باید شفاف بگویید چه هدفی را دنبال میکنید، چه نقشی برای خود قائل هستید و برای چه برنامهای قدرت میخواهید. بدون این شفافیت، رأی مردم هم بیمعنا میشود.
امروز شاهزاده رضا پهلوی موظف است به صورت صریح و شفاف بگوید برای خود چه نقشی در نظر دارد تا مردم بتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند. آیا همچنان به سوگند پادشاهی مشروطه که در ۲۱ سالگی در قاهره ادا کرد وفادار است؟ یا سیستم ریاستی را ترجیح میدهد و میخواهد رئیسجمهور شود؟ در این صورت باید سوگند خود را رسماً پس بگیرد. واگذار کردن سوگند به «مجلس آینده» هم بیمعناست، زیرا هیچکس نمیتواند ذهن ایشان را بخواند و بفهمد واقعاً به چه وفادار است.
خلاصه اینکه، تکرار عباراتی مثل «برای من قدرت و مقام مهم نیست» در بهترین حالت نشانه بلاتکلیفی است و در بدترین حالت، رفتاری ریاکارانه شبیه مقامات جمهوری اسلامی برای پنهان کردن هدف واقعی.
سؤال اخلاقی مهم اینجاست: آیا یک انسان بلاتکلیف، از نظر اخلاقی حق دارد برای مردم فراخوان صادر کند تا برای او به خیابان بیایند و جان خود را به خطر اندازند؟
خرج کردن اعتبار شاهزاده رضا پهلوی و #نهاد_پادشاهی برای مشروعیتبخشی به ویترینی از ورشکستگان سیاسی ستادهای کروبی و رفسنجانی و چپهای ۵۷ی، یک خطای سهوی نیست؛ این فرمول دقیق #استحاله جنبش پادشاهیخواهی است. میخواهند بدنهٔ برانداز ایرانگرا را پیادهنظام کسانی کنند که چهل و هفت سال است در خون و غارت این ملت شریک جرم بودهاند.
@thesittinggav@P31415927 متاسفانه درسته! نمی دونم یهو چی شد. شوک هستم هنوز! می شود به تیم شاهزاده نقد کرد که خودم دارم ولی تکرار سخنان عرزشی و ۵۷یی علیه شاهزاده را نمی فهمم. شاهزاده فراخوان داد مردم کشته شدن؟!! جنگ مخالفش بودم ولی وقتی منجر به کشته شدن ضحاکعلی و لاری جانی و شمخانی و...شد بد است؟! چرا؟
@thesittinggav@P31415927 از مصداقی که بدترین توهین ها را به بانو یاسمین کرد و هنوز دل در گرو مجاهدین و آرمان های تباه آنها دارد چه لزومی هست کنار شاهزاده باشه؟! شيرين عبادی عشق خاتمی و لابیست ظریف و رفیق پانعرب الاهوازی که از الان گفته فردا آدمخواران عرزشی و قاتلین بچه ها در دی ماه اعدام نمیشن نامیدم کرد
@thesittinggav@P31415927 نشسته جان متاسفانه وقتی برگشتم اوضاع خیلی خرابه! ما بیش از ۴۰هزار کشته دادیم و متاسفانه دوستان تندروی می کنند.به گمان من باید میانه ایستاد. رفتار این دوستان زشت است. ولی متاسفانه انتخاب تیم توسط شاهزاده که هر روز یک ۵۷یی ایران ستیز کنار خودش میاره هم بد است! از مصداقی مجاهد تواب
پادشاهان پهلوی با تعلیق مواد مذهبی قانون اساسی #مشروطه نظیر اصل طراز و نظارت مجتهدان، و در عین حال با اتکا به ارکان ساختاری آن یعنی تفکیک قوا، حاکمیت ملی، اصالت مجلس و نهاد فراجناحی پادشاهی، ایران را از ویرانهٔ قجری به دروازهٔ تمدن رساندند.
امروز نیز راهبرد مشروطهخواهان نوین بازتولید همین فرمول آزموده است؛ حذف قطعی زواید مذهبی و صیانت از شالودهٔ حقوقی آن میثاق ملی برای تضمین یکپارچگی خاک میهن و استقرار سکولاریسم تام.
با اتکا به این واقعیت تاریخی، دو سؤال کلیدی را در برابر مخالفان این گفتمان میگذاریم:
۱. اگر با تفکیک رسمی مذهب از قانون موافقید، چرا با دکترین مشروطهخواهان نوین که خواستار رسمیتبخشی به همین فرمول سکولار پهلوی هستند، مرزبندی میکنید؟
۲. اگر به دنبال نفی کل این سازوکار و جایگزینی آن با طرحهای بیمنشأ و آزمایشنشدهٔ اندیشکدهها هستید، مانیفست شما برای حفظ ثبات و پیشگیری از فروپاشی امنیتی ایران فردا چیست؟
به نظر میرسد که ولیعهد گرامی، شاهدخت نور پهلوی، قانون اساسی مشروطه را به درستی مطالعه نکرده که طبق آن، ملت ایران صاحب تاج و تخت است که آن را به امانت به شاه سپردهاند (اصل ۳۵ متمم).
به عبارت دیگر، پهلوی وارث تاج و تخت است و مالک آن ملت ایران است که در ۱۳۵۷ از او دزدیده شد.
بنابراین مبارزه برای تاج و تخت، مبارزه برای حق مردم ایران است که این حق را با شعار #جاویدشاه فریاد میزنند.
@Azsamanian والا منم همینو گفتم! این افراد بارها گفتيم پادشاهی را با ولایت فقیه و خلافت اشتباه گرفتند! اگر کمی زمان ساسانیان و نگاه مشروطه خواهان فرهیخته چون فروغی و تقی زاده و کسروی و...به پادشاهی می خوانند چنین ترهاتی ارائه نمی دادند!
https://t.co/m7dOMP4BLY
@ariafarpoori نمی دونم چرا شما هوداران تیم و مشروطه ستیزان هرگاه می خواهید مثال بزنید، مثال های اسلامی می زنید! اون یکی میگه طاهری ابوموسی اشعری هست😂اون یکی میگه مشروطه خواهان خوارج! همين نشان میده تمام عمرتان سریال علی و مختارنامه و طفلان مسلم دیدید و درکی از پادشاهی ندارید اصلا.
پیشگوییها جاماسپ، اندیشمند ایرانی عصر زرتشت، یکی از شگفتانگیزترین متون تاریخی ماست که در آن، سرنگونی ساسانیان و برافتادن دین زرتشت پیشبینی شده بود.
جاماسپ حدود ۱۶۰۰ سال پیش از ویرانی ایرانشهر به دست تازیان، پیشبینی کرد که «مردمانی با جامهی دیگر و آیین دیگر و زبانی دیگر» بر ایران چیره میشوند و هزار سال، تاریکی، بیداد، دروغ و آشوب ایران را در برگیرد.
این اما پایان پیشگوییهای جاماسپ دانا و فرجام ایران نیست و پس از هزار سال، "هوشیدر" برمیخیزد و ایرانیان را به نبرد با اهریمن فرا میخواند. او به یاری ایرانیان، اهریمن را شکست میدهد، پادشاهی ایران دوباره شکل میگیرد و دین زرتشت رونق مییابد.
جنگ هوشیدر، جنگ تمام لشگر اهورامزدا با سپاه اهریمن است و آغاز رستن ایران از ویرانی هزارسالهی تازیان!
@ariafarpoori نمی دونم چرا شما هوداران تیم و مشروطه ستیزان هرگاه می خواهید مثال بزنید، مثال های اسلامی می زنید! اون یکی میگه طاهری ابوموسی اشعری هست😂اون یکی میگه مشروطه خواهان خوارج! همين نشان میده تمام عمرتان سریال علی و مختارنامه و طفلان مسلم دیدید و درکی از پادشاهی ندارید اصلا.
با خاموش شدن رادیوهایی که کاگب، سازمان امنیت شوروی، علیه ایران در برلن شرقی و باکو راه انداخته بود و پس از آن، تعطیلی بخش فارسی رادیو پکن، رادیو بغداد در نقش فعالترین رسانه ضدایرانی قرار گرفت. صدام حسین همچنین با استخدام نزدیک به ۱۰۰ تن مزدور عربزبان، آنچه را که «جبهه آزادیبخش عربستان» میخواند، به راه انداخت، با امکانات مالی و تبلیغاتی قابلتوجه. در همان حال، نبرد ارتش صدام حسین با کردها که در شمال کشور برای قبولاندن حقوق انسانی خود میجنگیدند، نیز بر پیچیدگی مناسبات ایران و عراق میافزود.
از دید محمدرضا شاه، کردهای عراق، در واقع کردها در کل منطقه، جزو «خویشان» ایران به شمار میآمدند و با توجه به اصل حقوقی بینالمللی مربوط به «وظیفه حمایت از همقومان و همتباران» میبایستی از حمایت ایران برخوردار میشدند.
دیدگاهی از استاد امیرطاهری @AmirTaheri4
https://t.co/fcUCJ2KLbb
در نسخه ویرایش شده دفترچه اضطرار، اساسیترین تغییر، اصلاح عکس روی جلد بوده.
تمرکز شدید دوباره بر «نهاد خیزش ملی» یا شورایی که پاسخگویی مشخصی ندارد و شباهت زیادی به «شورای انقلاب» ۵۷ دارد؛ نهادی که میتواند بهراحتی به انحصار قدرت توسط یک حلقه نزدیک به شاهزاده منجر شود، بدون اینکه خود ایشان جایگاه قانونی محکمی داشته باشد.
حذف هرگونه اشاره به خواست تاریخی بخش بزرگی از معترضان خیانت است و به کل جنبش ضربه خواهد زد؛ زیرا میلیونها نفر که با امید بازگشت پادشاهی به خیابان آمدند را، بیصداترین و بیحقوقترین طرف معامله کرده.
کسانی که صدها هزار جان و فریاد «جاویدشاه» را هزینه کردند، حالا باید بپذیرند که در بهترین سناریو، شاهشان قرار است در ۱۸۰ روز اول یک «هماهنگکننده ارشد» باشد و بعد هم احتمالا به حاشیه رانده شود تا «دموکراسی تکنوکراتیک» یا همان «استبداد نرم» مستقر گردد.
ملتی که برای «شاه» جان داد، زیر بار شاه بدون تاج و اختیار نخواهد رفت. اگر قرار است جمهوری اسلامی فروبپاشد، باید به خواست همان مردم باشد؛ نه به نسخهای که در آن شاه فقط یک لوگو است و قدرت واقعی به دست کسانی میافتد که هیچگاه در خیابانها فریاد «جاویدشاه» سر ندادهاند.
کارِ سخت، جنگیدن است. تا اینجای کار اغلب دستاوردهای شاه، بهجز پشتکار فوقالعادّهای که نشان میدهند، مدیونِ بختِ بلند ایشان در به ارث بردن مقام شاهی بوده است. به سادگی: ملّت فقط به پسرِ شاه سابق اعتماد میکند. امّا از این به بعد دیگر از بخت بلند کاری ساخته نیست. شاهِ ما البته بهدرستی این را میدانند که باید از جاذبه بخت گریخت. منتها نه با نفیِ آن و فعالیّت اکتیویستی. بلکه تنها علاج اینکه پادشاهی را نه فقط از سر بخت بلند به ارث برد، این است که ویرتو نشان داد. ویرتو در اینجا یعنی توانایی آموختنِ هنر جنگیدن به ملّت ایران و تسلیح آنان است. تنها بل جنگافزار خودی است که میتوان پادشاهیِ موروثیِ از دست رفته را پس گرفت.
کار اصلی، جنگیدن برای پس گرفتن کشور است. بعد از کسبِ قدرت، همگان میدانند که گذار چگونه خواهد بود. قبل از آن باید کشور را پس گرفت و برای آن باید مردم داخل ایران توانایی جنگیدن پیدا کنند. انجام این کار با ویرتوی شاه است.
ایرانیان ملت بودند زمانی که این مفهوم در جهان بیگانه بود و دولت داشتند هنگامی که این مهم در جهان تعریف نشده بود.
ایرانیان پیوسته دریافتی بنیادین از وحدتی فراگیر داشتهاند و این وحدت را به عنوان بخشی اساسی از کثرتها در همهی شئون و اطوار قومی فهمیدهاند. ایرانیان یک زبان واحد را از میان زبانهایی که در دیگر بخشهای کشور به آن زبانها سخن گفته میشد، برگزیده و آن را زبان مشترک همهی اقوام و زبان ملّی قرار دادهاند. بدیهی است که این تعبیر «برگزیده و...» از باب مسامحه است. کسی نمیتواند زبانی را برگزیند. به تعبیری بهتر شاید بتوان گفت که یک زبان، به طور طبیعی شالودهی خود را به عنوان زبان ملی استوار میکند. غزنویان و سلجوقیان در خلا «فرهنگی» ناسازگار با سرزمینی که بر آن چیره شده بودند به فرمانروایی ایران رسیدند و اگر بتوان گفت، به طور طبیعی زبان پارسی و آداب ایرانی را پذیرفتند. تداوم طبیعی زبان فارسی تنها یکی از نمودهای وحدت فراگیر ایرانیان است، همان اقوام ایرانی و غیرایرانی که زبان واحد را به عنوان زبان مشترک و ملّی برگزیده بودند به دریافتی بنیادین از وحدت ملّی نیز رسیده بودند و بدینسان توانستند در عین کثرت قومی این کثرتها را به وحدتی قومی ارتقاء دهند. این وحدت در تاریخ ایران پیوسته مفهومی فراگیر و جاری در همه ساحتهای حیات ایرانیان بوده است. چنانکه در همهی منابعی که از کهنترین روزگاران تاریخ فرهنگی ایرانیان به ما رسیده این مفهوم «وحدت در کثرت» وجود داشته است. جای شگفتی نیست که حتی در دوره اسلامی، یکی از مهمترین مفاهیمی که در ادب فارسی اعمّ از حماسی، تغزلی و عرفانی رواج داشته است «کسب جمعیّت از زلف پریشانی» بوده است. این دیالکتیک پریشانی و جمعیّت تنها از ویژگیهای ادب عرفان ایرانی نیست بلکه یکی از اساسیترین درونمایههای همهی ادب ایران نیز هست. این دیالکتیک، بازتاب روح وحدت ملی ایرانی در سرزمینی است که چنانچه پیشتر بارها گفتهام «در معرض وزیدن باد بینیازی خداوند» قرار داشت اما اجازه نمیداد حتی آن باد، وحدت آن را بر هم بزند. هیچ کشوری جایگاه استراتژیک خود را انتخاب نمیکند، چنانچه ایران نیز انتخاب نکرده است. باری، تاریخ ایران تاریخِ خلاف آمد عادتهاست و همین امر موجب شده است در وضع و جایی که ایرانشهر قرار دارد، در جایگاهی خلاف آمد عادت و به نوعی «قافله سالار» باشد.
سیدجواد طباطبایی؛ از کتاب «ملّت، دولت و حکومت قانون»
پروژهی صادراتیها شکست خورده است
پروژهی فاندی-باندیها شکست خورده است
پروژهی ساختن اپوزیسیون فیک شکست خورده است
پروژهی جمهوریخواهی شکست خورده است
پروژهی فائزه/تاجزاده شکست خورده است
پروژهی "سطلی-سپاهی" شکست خورده است
پروژهی "رهبر منم، رهبر تویی" شکست خورده است
پروژهی اتحاد و منشورسازی شکست خورده است
پروژهی مصادرهی "زن، زندگی، آزادی" شکست خورده است
پروژهی "صداگذاریست"، شکست خورده است
پروژهی "تقصیر فراخواندهنده است" شکست خورده است
پروژهی ائتلافسازی شکست خورده است
پروژهی "نه پادگان، نه بنگاه/درود بر دانشگاه" شکست خورده است
پروژهی زنده کردن مردار تروریستهای مجاهد شکست خورده است
تجزیهطلبان، آخرین سنگر ۵۷یها هستند
امیر طاهری: «اولین وظیفه دانشگاه تهران در زمان تاسیس آن، حفظ، حراست و پیشبرد فرهنگ خسروانی ایران و در کنار آن، آشنا کردن جوانان ایران به علوم جدید بود.»
#جاوید_شاه#بازگشت_به_مشروطه
https://t.co/AKdOOiF1ys