سخن آن گه کُنَد حکیم آغاز
یا سرانگشت سویِ لقمه دراز
که ز ناگفتنش خلل زاید
یا ز ناخوردنش به جان آید
لاجَرَم حکمتش بوَد، گفتار
خوردنش تندرستی آرَد بار
سعدی - گلستان - در فضیلت قناعت
دُرشتی و نَرمی به هَم دَر بِه است
چو فاصد که جَراح و مَرهَمنِهْ است
دُرشتی نگیرد خِرَدمَند پیش
نه سُستی که ناقص کُنَد قَدرِ خویش
سعدی - گلستان - در آداب صحبت
از درونِ خستگانْ اندیشه کُن
وز دعای مردم پرهیزگار
منجنیقِ آهِ مظلومان به صبح
سخت گیرد ظالمان را در حصار
با بدان بد باش و با نیکان نکو
جای گلْ گل باش و جای خارْ خار
سعدی - مواعظ - در مدح امیر انکیانو
نام نیکو گر بماند زآدمی
بِهْ کاز او مانَد سرای زرنگار
سال دیگر را که میداند حساب؟
یا کجا رفت آن که با ما بود پار؟
خفتگانْ بیچاره در خاک لحد
خفته اندر کلهی ��ر سوسمار
سعدی - مواعظ - در مدح امیر انکیانو
@mee_myself_ii الا تا نخواهی بلا بر حسود
که آن بختبرگشته خود در بلاست
چه حاجت که با او کُنی دشمنی؟
که او را چنین دشمنی در قفاست
سعدی - گلستان - در آداب صحبت
شنیدم که فرماندهی دادگر
قبا داشتی هر دو روی آستر
یکی گفتش ای خسرو نیکروز
ز دیبای چینی قبایی بدوز
بگفت این قدر ستر و آسایش است
وز این بگذری زیب و آرایش است
سعدی - بوستان - در عدل و تدبیر و رای
There are some titles—of books, movies, essays—that I love almost independently of the work itself. The title alone carries so much meaning. Paradoxical ones are my favorites.
Some I love: Laughing Without an Accent, My Bright Abyss, Appointment with Death, A Private Dream.
@TheOriginalVega@0901AML فلسفهی کتب غیرداستانی، تکرار کردنه. از کتب دینی بگیر تا علمی تا رشد فردی. فقط تکرار میتونه تغییر ایجاد کنه (تغییر در باور، چه علمی چه غیرعلمی). ذهن مدرن تمایل به اسکرول کردن داره، هی چیز جدید میخواد، زود حوصلهش سرمیره.
بر ملولان این مکرّر کردنست
نزد من عمر مکرّر بردنست
تو نَتانی کز خیالی وا رَهی
یا بخُسپی که از آن بیرون جَهی
فکرْ زنبورست و آن خوابِ تو آب
چون شوی بیدار باز آید ذُباب
چند زنبور خیالی در پَرَد
میکِشد این سو و آن سو میبَرَد
مولانا - مثنوی - دفتر پنجم
هر چه از دونان به منّت خواستی
در تن افزودیّ و از جان کاستی
اگر حَنْظَل خوری از دستِ خوشخوی
بِهْ از شیرینی از دستِ تُرُشروی
سعدی - گلستان - در فضیلت قناعت