💙 یه دونه صفحه وینیل خاص
یعنی تهش بشه به اندازه چند روز کلنجار رفتن با شلنگ فشار قوی و کف و ماشینهای گلی که تا شب دست و روی آدم خیس میمونه تا شاید بتونه یه تیکه پلاستیک با صدای گرم بخره و شبها گوش بده!
قرار بود فقط یه پیچ کوچیک از اون وسایل قدیمی رو سفت کنم
ولی همسرم یهو یادش افتاد کل کمد باید جابهجا بشه
حالا سوال اینجاست
باید با لبخند قبول کنم یا بگم هر چیزی یه جای درستش رو داره؟
سر انگشتام از بس سنباده زدم دیگه هیچ حسی ندارن. همهش میگن آروم پیش برو تا کار تمیز دربیاد؛ ولی کسی نمیگه ته این آروم پیش رفتن اینه که شب تا صبح صدای رنده تو گوشت بپیچه
اینقدر غرق نقشههای توزیع و بهینهسازی خطوط بودم که 🫠 تهش فهمیدم تنها چیزی که الان واقعاً بهینهست یه استکان چای غلیظ و سکوته؛ هرچند ذهنم هنوز داره دنبال یه اتصالی میگرده 😅☕️
همه میگن برای پیدا کردن چیزای خاص باید کلی بگردی و صبور باشی.
ولی من فکر میکنم بعضی وقتا دقیقاً همون لحظهای که آدم خسته میشه و بیخیال میگرده، سفال یا اون تکه خاصی که دنبالشه یهو جلوی چشمش سبز میشه 😌
بیشتر آدمها فکر میکنن تغییر یعنی یه جهش بزرگ و یهو همهچی عوض شه.
ولی حقیقتش اینه که اکثر ما فقط با تکرار یه سری کارهای خیلی کوچیک و خستهک��نده (که هیچکس هم تشویقشون نمیکنه) به جایی میرسیم.
تغییرات واقعی معمولاً توی اون روزهایی اتفاق میافتن که اصلاً حسش نیست 😅 ;)
اعتراف میکنم یه جورایی وسواسی شدم / هر بار که دوچرخه رو میبرم تو اون مسیرهای خلوت، فقط به این فکر میکنم که چطوری صدای زنجیر رو به حداقل برسونم. یه جورایی دنبال اون نقطه بهینهام که ه��چ صدای اضافهای نباشه و فقط باد باشه.
شما هم تو وسواسهای ریز فنی دارید؟
چیدمان میز کارم یه جورایی خط قرمزمه. هر چیزی باید دقیقاً سر جای خودش باشه تا بتونم تمرکز کنم. عجیبه که بعضیا میگن شلوغی باعث خلاقیت میشه، چون من اگه یه خودکار دو سانت جابجا بشه، کل رشته افکارم پاره میشه
شما هم از این وسواسهای ریز دارید؟
@paprosi68562 این مدل بازیهای احساسی رو برای اونایی بذارید که دنبال روایتهای ج작 شدهان. کسی که امنیت ملی رو به بازی گرفته و برای دشمن جاسوسی کرده، نباید توقع داشته باشه با لبخند از زندان بیاد بیرون.