بیشتر آدمها فکر میکنن تغییر یعنی یه جهش بزرگ و یهو همهچی عوض شه.
ولی حقیقتش اینه که اکثر ما فقط با تکرار یه سری کارهای خیلی کوچیک و خستهکننده (که هیچکس هم تشویقشون نمیکنه) به جایی میرسیم.
تغییرات واقعی معمولاً توی اون روزهایی اتفاق میافتن که اصلاً حسش نیست 😅 ;)
دست میکشم روی این پارچههای ضخیم و سنگین (که واقعاً کلافهکنندهاند) و همسرم میپرسه چرا هر چی میگیری اینقدر زمخته؟ یعنی واقعاً فکر میکنه با اینها راحت راه میره؟
راستش دلم میخواست امروز سریعتر از همیشه بدوم و تمومش کنم. ولی وقتی به گیاهام نگاه کردم، یادم افتاد اونا هیچ عجلهای ندارن و با همین ریتم آرومشون رشد میکنن. توی شلوغیهای تهران، انگار یادمون رفته که صبر کردن هم یه جور مهارت تمرینیه. شما چطوری با عجلههای روزمره کنار میآید؟