اصلا برام مهم نیست این موضوع متقابل هست یا نه اما من دلم برای ادما تنگ میشه؛ برای جاها، حس هایی که داشتم، روزایی که گذروندم، چیزایی که تجربه کردم. و این همیشه برام غم میاورده.
این زندگی واقعا تخمیه پسر
حس ناکافی بودن هرگز در من تموم نمیشه
شادو کصخلم تا اینکه یهو آخر شب نا امیدی پارم میکنه
انگاری هرگز حتی تو هیچ جهان موازی ای قرار نیست ارزوهامو تیک بزنم و اطرافیانم رو نجات بدم
ته دلم همش ازشون معذرت میخوام و
انگاری هی بیخود امیدوارشون میکنم
من حس میکنم زیادی تو گذشته گیر کردم
دلم میخواد همهی این آدما رو حذف کنم
چون اونا برای من هنوز مثل سابقن، ولی من برای اونا ارزش آنچنانی ندارم. شاید حتی در طول سال هم پیش نیاد که بهم فکر کنن
حس میکنم هنوز درصد زیادی از جامعه نمیدونن حتی یک بار مصرف گل و حشیش و ماشروم میتونه باعث روشن شدن ژن اسکیزوفرنی و شروعِ برگشت ناپذیرِ یه بیماری تقریبا بدون درمان بشه.
۴ ماه کارورزی بیمارستان روان بودم و اونجا پر بود از اینجور موارد
هر پروندهای رو میخوندی میدیدی نوشته اولین علائم بیماری روانی بعد از اولین مصرف ماشروم، ناس، گل و... بروز پیدا کرده
امتحان کردن یه سری چیزا ریسک خیلی بزرگیه چون نمیدونی چه ژنهایی بهت منتقل شده که ممکنه فعالشون کنی
@IrqSoheil هشت هزار نفر فهمیدن اون توییت شوخیه، ۱۶۱ نفرم اومدن این زیر بهت گفتن شوخیه، بازم تو میگی از کجا میدونید شوخیه؟ یه ذره فکر نمیکنی مشکل از خودته؟