سریال #تاسیان تموم شد و به نظرم سراسر نماد بود. برداشت من:
جمشید نجات نماد "شاه" بود که کل زندگیشو گذاشت برای مردمش. بهشون رسید هیچی واسهشون کم و کسری نذاشت و پدرانه دوستشون داشت. اما نتیجهش همون مردم ریختن سرش و اون و خودشون رو بدبخت کردن
شیرینم نماد "ایران"که بعد شاه مرد👇🏻
واقعا مملکت رو یه مشت جوون احمق مثل نادر و اون دوست مشنگش و امثال اونا به این اوضاع کشوندن آدم چقد با دیدن تاسیان تاسف میخوره چیا داشتیم و قدر ندونستن
#تاسیان با تموم عیبهاش برام لذت بخشه.
قسمت ۲۲ در ستایش «رفاقت» بود ولی دردناک.
مونولوگ نامه سعید به شیرین، زمان رو متوقف کرده بود. بی قرار شده بودم. حس میکردم از داخل مچاله شدم و بدنم معلق شده و جمله اصلی
“شاید اگه همه باهم حرف میزدیم، خیلی چیزا اتفاق نمیافتاد”
تیر خلاص بود.
تنها جایی که همیشه زندگی توش جریان داره آرایشگاه زنانهست. اصلاً مهم نیست اون بیرون چه خبره، تو آرایشگاه همه انگار در حال آماده شدن برای یک جشن بزرگاند. واقعاً زیباست.