شما الان نمیفهمید چه بلایی سرتون داره میاد چون مثلا هنوز لباس زمستونیای سال قبلتون هست و نفهمید هر تیکه لباس زمستونیِ نه چندان با کیفیت، شده چهار پنج تومن. ما اون قورباغه ای هستیم که دمای آبشو کم کم زیاد میکنن و بدون اینکه بفهمه و تلاشی برای تغییر وضعیت بکنه، میمیره.
حالا جالبه شماها اون موقع که زنان روستایی و کارگر و کشاورز سختترین کارای بدنی رو میکنن کونتون کج نمیشه، نمیگین این با فیزیولوژی زن نمیخونه، ولی اگه زنی شغل رده بالایی داشته باشه، جراحی چیزی باشه، نه دیگه این به نظرتون فیزیولوژی رو پاتولوژیک میکنه. دوروهای قرمساق.
بین این نسل قبلیا هم خیلی «پیکمی» هستا؛ دقت کنید تو مکالماتشون:
وای چجوری این جوونا میتونن اینجوری بپوشن، ما جلو بابامون روسریمونم سرمون بود.
این جوونا چرا خونه زندگیاشون اینجوریه، ما همسن اینا بودیم سه تا بچه داشتیم و همیییییشه مهمون.
خوب، پیکمی خانوم، چیکار کنم برات؟
الان دیدید نسبت به کسانی که خط سفید داشتند چه حس بدی پیدا کردیم؟
ما زنها هم نسبت به مردهایی که از امکانات مملکت به صرف مرد بودنشون استفاده میکنن همین حسو داریم مثل:
١- رفتن به استادیوم
٢- برگزاری کنسرت
٣- محدود نبودن ساعت خوابگاه
۴- داشتن گواهینامه موتور
و...
رفتار زنها انعکاسیه، هرچی بهشون بدی، چندبرابرش رو بهت برمیگردونن، وقتی کسی اینطور با عشق و ذوق از شوهرش حرف میزنه منشأش محبت و توجهیه که از اون دریافت کرده، اگر حال یه رابطه خوبه دلیلش مردیه که بلد بوده چطور رفتار کنه!