@mona_without_na دقیقا منم.یادمه یبار که بعد ازدواجش رفتیم خونشون همه جا افتاده بودم دنبالش و میگفتم مگه نگفته بودی بازم میای خونمون.چرا دیگه نمیای؟پس کی میای؟تو مراسم عروسیش که کور کردم خودمو اینقدر گریه کردم.
ببین عشقی که بابا و مامان به بچه اش نمیده،آدمو به چه روزی میندازه.
بچه که بودم خیلی تنها بودم.با برادرای کوچیکتر و بزرگترم هفت سال اختلاف سنی داشتم.دوستی هم نداشتم و کوچه و خونه دوست و آشنا هم اجازه نداشتم برم.یه عمه داشتم که حدودا ۲۰ سال ازم بزرگتر بود و مثل مامانم بود.تنها کسی که بهم اهمیت میداد و دوستم داشت.وقتی ۷ سالم بود ازدواج کرد.
تازه ازدواج کرده بودم.چند باری از مامانم خواستم باهام بیاد آرایشگاه برای اصلاح صورت و هی منو پیوند.آخر سر گفت چون سنت پایینه زیاد صورتتو بند ننداز که پوستت خراب نشه!
یعنی خانواده ایرانی معتقده پوست بچه اش از سلامت روانش مهم تره!از سلامت جسمانیش هم مهم تره!
غیر منطقی ترینه...
🎁 یه پک هدیه کیکو جایزه داریم!
فقط کافیه بامزه ترین خاطره از سوتی دادن پارتنر یا اطرافیانتون درباره آرایش یا لوازم آرایشتون رو کوت کنید😎
🚨استثنائا آقایون هم میتونن تو این مسابقه شرکت کنن و برنده بشن😁