موی بریده خواهری در قبر برادر دو قلو، هق هق مادری که لباس خونی پسرش را بو میکشه، صدای پدری میان کیسههای سیاه زیپدا: «سپهر بابا کجایی؟» آخرین تماس تلفنی با مادر: «توپ تانک مسلسل…»، دست و رقص در مراسم تشییع، …
کی فکرشو میکرد؟ کی این کابوس را باور میکنه جز مایی که زندگی کردیمش؟
زنها برای موتور سواری نیازی به اجازه نداشتن، همونطور که برای برداشتن روسری نداشتن.
ما اول کاری که میخوایم رو میکنیم، شما هم به ناچار اجازهش رو صادر میکنید.
طریقه درست برخورد با لباس شخصیها قیچی کردنشون از دو سمت به همین طریقی است که بچه های رشت انجام دادند.
توضیحات تکمیلی:
«تی مارِ خاخور بگام» یعنی خوار و مادرت رو گاییدم!
#جاويدشاه
من اولین فراخوان خود را امروز با شما در میان میگذارم و از شما دعوت میکنم که این پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، همزمان سر ساعت ۸ شب، همگی چه در خیابانها یا حتی از منازل خودتان شروع به سردادن شعار کنید. درنتیجه بازخورد این حرکت، من فراخوانهای بعدی را به شما اعلام خواهم کرد.