@mahdisattari82 بعد از اعتراضات دی ماه در حالیکه از شدت افسردگی هیچکاری نمیتونستم بکنم از دوستم خواهش کردم بریم بیرون یه هوایی بخوریم گفت من واقعا ناراحتم و تو صرفا انرژیت پایینه و بعد دیدم استوری ورزش تو پارک گذاشته.
دیروز، بیستوششم خردادماه، توران میرهادی، مادر ادبیات کودک و نوجوان ایران، ۹۹ ساله شد. زن بزرگی که تبدیل رنج به آفرینش و کار را کانون فلسفهی زندگیاش قرار داده بود و باور داشت که غم هم مانند عشق میتواند سرچشمهی خلق و خدمت باشد.
او در زندگی شخصی سهمگینترین مصائب را چشید: برادر جوانش فرهاد را در تصادف از دست داد، همسرش جعفر وکیلی پس از کودتای ۲۸ مرداد اعدام شد، و پسر کوچکش کاوه را سیل از او گرفت؛ اما هیچ یک از این طوفانها نتوانست در تعهد او به فلسفهی متعالی زندگیاش خللی وارد کند، یعنی تبدیل رنج و اندوه به کار، و در این مسیر هرگز تن به صندلیهای مدیریتی نداد، چراکه نیک میدانست پست اجرایی فکر را به مسلخ میبرد.
راهت پررهرو باد مادر ادبیات کودک ایران.
طلا باید برای استفاده و زیبایی و لذت میبود، ماشین باید برای سوار شدن میبود، خونه باید سرپناه میبود، زمین باید برای خونه ساختن میبود... هیچکدوم نباید سرمایه و کاسبی میشدن. هیچکدوم نباید مایهی این حجم از اضطراب و استرس و بخریم یا بفروشیم میشدن... .
دوستان کشته، بازداشت، زخمی و شکنجه شدن افتخار نیست، مقدس نیست و دستآورد به حساب نمیاد.
این فرهنگ شهید پروری که توی ناخودآگاه جمعی مونده رو بریزید دور.
آدم ها سرمایهی انسانی هستن و اینجوری صرفاً هدر میرن.
انسانها چیزی به وطن بدهکار نیستن که جانشون هدیه به میهن بشه و فدا شن!
ببینید عزیزان با دموکراسی مثل یه دکوری زائد یا یه ژست سانتیمانتال برخورد نکنید. دموکراسی همون چیزیه که جلوی خشونت علیه شهروندای بیگناه معترض رو میگیره. دموکراسیه که نمیذاره چنین فجایعی تو یه کشور اتفاق بیفته.