بامزگی اینجاست که اگه زندگی الانمو به ۱۷ سالگیم بگم، خوشحال میشه، مثلا شریف قبول شدم و …
و حق داره خوشحال بشه، چون یه درصد خوبی از چیزهایی که باعث خوشحالیش میشده رو به دست اوردم.
ولی خب گذر زمان به من ثابت کرد که تعریف خوشحالی ثابت نیست. تعریف ناراحتی هم نیست.
بار اول که مورینیو مربی رئال شد: سوم دبیرستان، اراک، محاط توسط بهترین دوستان عمرم (اون موقع این فکتو نمیدونم)، کنکور بزرگترین دغدغه.
بار دوم، ۱۴ سال بعد: سال سه opt, کالیفرنیا، تنها کنار دوستان غربت، کنکور مقابل استرس الان، یه استرس کیوته.
بار اول که مورینیو مربی رئال شد: سوم دبیرستان، اراک، محاط توسط بهترین دوستان عمرم (اون موقع این فکتو نمیدونم)، کنکور بزرگترین دغدغه.
بار دوم، ۱۴ سال بعد: سال سه opt, کالیفرنیا، تنها کنار دوستان غربت، کنکور مقابل استرس الان، یه استرس کیوته.
Tehran and Washington are both escalating by raising each other’s costs in unexpected ways. Pursued recklessly, this path would lead to unexpected humanitarian catastrophes, in Iran and the wider region.
من کل بچگیم ترس حملهی آمریکا به ایران رو داشتم. بینهایت خاطره از بازی کردنام تو کوچه یادم هست که به آسمون نگاه میکردم تا ببینم جنگنده در حال حرکت هست یا نه.
از دستاوردهای این موش کثیف اینه که اون ترس رو تبدیل کرده به لحظه شماری برای حمله به ایران برای سرنگونی.
فقط و فقط توی ویدیوهای امروز، جنازههای دوقلو نوزاد، جنازه تو خیابون اراک، جای گلولههای شاتگان شلیک شده به خانم میانسال، و مردی رو دیدم که جنازه دوست دختر/زنشو کف خیابون بغل کرده و میگه الهی دورت بگردم.
کلمات در وصف بی شرفی ج ا خیلی ناتوانند.
#IranMassacre