از یه سنی به بعد، بالکن خونهت برات میشه بهترین کافهی شهر. از شلوغیها فاصله میگیری و دیگه تحمل آدمهای سمی رو نداری و گاهی سکوت، برات تبدیل به آرامشبخشترین کار دنیا میشه.
من اجتماعیترین آدمگریز دنیام؛ وقتی تو جمعم، یه جوری اجتماعی و بگو بخندم که انگار دارم لذت دنیا رو میبرم، ولی در درونم دارم لحظهشماری میکنم که برگردم خونه، برم تو کنج تنهاییم.
بهرحال این اوضاعیست که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم میسوزیم و هم میسازیم. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد، سگ بریند به قسمت و همهچیز.
صادق هدایت
همکارم میگفت دیشب یه پسر خوش هیکل مریضم بود
بدن درد و تب داشت
یه جوری نفس میزد حشریم کرد😑
اوضاع خیلی خرابه بچه ها
تا اطلاع ثانوی ارومتر نفس بکشین ببینم چه گلی باید به سر بگیریم