تو اگر راز نهفته
در هیاهوی زمین گرد را فهمیدی
اگر از معرفت و عشق و وفا
شاخه ای برچیدی
یا اگر در پس پرده با خدای رنگ ها خندیدی
ذهن پر شور و پریشان مرا یاد آور
که صبور و خوش گمان
همچنان اندر خم یک کوچه است
س.ج
@ROZHINsf پس کجا و درکدامین محفلی
دست این احوال شوریده من از بحر تو رو میشود؟
تا کجا من باید از گیسوی تو دور شوم
تا خیال خودم و دفترچه ی اسرارم
تخت باشد که تو از دنیای در افکار من بی خبری ...
و نمیدانی که یک کندو در این دل ،سال ها ساخته ای
گــُـم شدن ، خیلی خوبه
کـِـیف میده . . .
جای بدش اونجاست که دیگه دلت میخواد پیدا شی ولی نمیشه ...
به هر حال اگر کسی خودشو پیدا کرد ، میشه بگرده منم پیدا کنه ؟ ؟