محمد عبدالله نبهان، آخرین نسل از لنجسازان جزیره قیس (کیش)، از ساکنان بومی این جزیره است. همانطور که مشاهده میکنید، همچنان به هویت عربی خود پایبند است، به زبان عربی صحبت میکند، لباس عربی میپوشد و هنوز این جزیره را «قیس» مینامد.
#الأحواز
زنگانین یوخاری چارراهین او حالدان بو حالا چیخارتماغی دا چوخ چکدیگینه گؤره خلق آراسیندا سؤز دۆشمۆشدۆ اوردا مال تاپیپلار. مالی قاچیرتماق ایچین ده بیر دنه ده تونئل قازیرلار اوردان پارسی عکاسخاناسینا. طبعا کی اوردا دا رفسنجانیدان سؤز کئچیردی :)
زنگانداکی «دارایی»لار، زنگانین حاکمی اولان فتحعلی شاهین اوغلو «عبدالله میرزا دارا»نین نسلیندندیلر.
عبدالله میرزانین حقینده منه جالب گلن آنجاق اونون «اصفهانلی نشاط»ـین انشاسییلا چاغاتای تورکجهسینده یازیلمیش اولان عقدنامهسیدیر.
جلوگیری از دفاع دانشجوی دکتری در تبریز به دلیل گفتوگو به زبان تورکی
یک دانشجوی مقطع دکتری شهرسازی در تبریز میگوید جلسه دفاع از تزش در دانشکده معماری «منظریه» پس از آن متوقف شد که او و شماری از استادان داور در بخش پرسش و پاسخ به زبان مادری خود، تورکی، گفتوگو کردند.
این دانشجو در یک فایل صوتی گفته است پس از ماهها پژوهش، صرف هزینه و هماهنگی برای حضور استادان، مسئول پژوهش مجموعه در جریان جلسه دخالت کرده و به دلیل استفاده از زبان تورکی مانع ادامه دفاع شده است.
به گفته این دانشجو، با وجود اصرار استادان حاضر برای ادامه جلسه، اجازه ادامه دفاع به او داده نشده و فرمهای مربوط به دفاع نیز برای امضای استادان در اختیار آنان قرار نگرفته است.
این دانشجو با اعتراض به این اقدام گفته است سالها تحصیلات دانشگاهی خود را به زبان تاجیکی گذرانده، اما حتی گفتوگوی تورکی میان او و استادان تورک در جلسه دفاع نیز با ممانعت روبهرو شده است.
او خواستار بازتاب گسترده این اتفاق و رسیدگی به آن شده است.
موضوع تز دکتری این دانشجو نیز با مسئله حقوق زبانی و زبان مادری ارتباط داشته است؛ موضوعی که اتفاق رخداده در جلسه دفاع، ارتباطی مستقیم و قابل توجه با آن پیدا میکند.
در صد سال اخیر، رژیمهای دیکتاتوری ایران ( پهلوی و جمهوری اسلامی) زبان تاجیکی را بهعنوان زبان مسلط نظام آموزشی بر میلیونها تورک تحمیل کردهاند و آموزش رسمی به زبان تورکی را به رسمیت نشناختهاند.
اکنون در تبریز، شهری با جمعیت صد در صد تورک، حتی گفتوگوی ساده یک دانشجو با استادان خود به زبان مادری، آن هم در جریان یک جلسه علمی، به مانعی برای ادامه دفاع او تبدیل شده است.
⭕️⭕️⭕️ صداهایی که شنیده نشد؛ داستان دادخواهی زندانیان سیاسی #آذربایجان
🖋️ ابراهیم ساوالان
وقتی اسراییل در جنگ ۱۲ روزه به زندان اوین حمله کرد، روحالله توسلی معاونت سلامت یا رئیس بهداری زندان اوین نیز درگذشت که به باور برخی از زندانیان، آدم خوبی بود و به زندانیان بیمار رسیدگی میکرد. ولی در دوره رئیس جدید بهداری، وضعیت درمان زندانیان بد و بدتر شد. بیماری طاهر نقوی و ودود اسدی، دو زندانی ترک زندان اوین سخت و سختتر شد و آنها با دیدن بیتوجهی مسئولان امر، آبان ۱۴۰۴ دست به اعتصاب غذا زدند تا بلکه گوش شنوایی برای شنیدن مطالبه آنها پیدا شود. اعتصاب آنها وارد مراحل خطرناکتر شد ولی حق اعزام به بیمارستان را از آنها دریغ کردند و سایر زندانیان سیاسی آذربایجان نیز در حمایت از آنها اعتصاب کردند.
در بیرون از زندان نیز فعالان آذربایجان در حمایت از آنها بسیج شدند و با رسیدن اعتصاب به ماه دوم، خانوادههای زندانیان در مقابل اوین تجمع کردند و عباس لسانی در متنی نوشت که در کنار آن خانوادهها خواهد بود و راهی تهران شد و به همراه یوسف کاری، بهزاد دشتی و علی خیرجو، قبل از رسیدن به مقابل اوین، دستگیر شدند و حالا دادگاه آنها را به احکام بسیار سنگینی محکوم کرده تا همچنان مجبور به اعتراض شوند و این گره سالهای سال ادامه یابد.
طاهر نقوی و ودود اسدی که بخاطر اعزام به بیمارستان اعتصاب کرده بودند با وعدههای مثبت همانهایی که آغازگر این دومینو بودند به اعتصاب خود پایان دادند. مدیریت زندان اوین تغییر کرد و هدایتالله فرزادی با کلی شایعه برکنار شد و با آغاز دیماه، مملکت وارد بحران دیگری شد که تا حالا ادامه دارد و با همین بهانه، ودود اسدی و طاهر نقوی تا حالا امکان معالجه نیافتهاند و وضع چهار مهره ستون فقرات طاهر به مراحل غیر قابل بازگشتی رسیده و رئیس جدید زندان و رئیس جدید بهداری، تازه بعد از هشت ماه، چهارشنبه هفت مرداد طاهر نقوی و ودود اسدی را احضار کرده و وضعیت آنها را جویا شدهاند.
ابتدا مطالبه بحق مردم را نادیده گرفته و در کار مملکت گره میاندازند، بعد گره مناسب دست را به دندان میسپارند و بعد آن گره را چنان کور میکنند که سالهای سال منشأ گرههای دیگری شود. اگر رئیس بهداری بعدی، مانند رئیس قبلی کار خود را درست انجام میداد، شاید هیچ یک از این اتفاقات نمیافتاد و این اتفاقات مانند دومینو سبب وقایع دیگری میشود. زیرا «کوه با نخستین سنگها آغاز میشود و انسان با نخستین درد. در من زندانیِ ستمگری بود که به آوازِ زنجیرش خو نمیکرد».
پانزده سال قبل نزدیک روستای ما یه جایی رو قرق کردند. او موقع شایعه شده بود که پسرای رفسنجانی دنبال گنج میگردن. الان فهمیدیم انبار موشکی بوده. در جنگ اول دو بار در جنگ دوم چهار بار بمباران شد. ولی هر روز شلیک داشتند، حتی روزهایی که بمباران شدن.
تجزیهطلب کیست؟!
حدود هشت ماه پیش، یک فعال مدنی و یک وکیل حقوق بشری در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زدند.
در پی وخامت وضعیت جسمی این دو زندانی سیاسی، عباس لسانی، علی خیرجو، یوسف کاری و بهزاد دشتی، از اردبیل خود را به مقابل زندان اوین رساندند و پس از تحصن در حمایت از این زندانیان بازداشت شدند.
حالا قاضی عموزاد، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، عباس لسانی را به اتهام «تشکیل و راهبری گروه تجزیهطلبان تُرکی» به ۱۰ سال زندان و یوسف کاری و علی دشتی را هم به اتهام عضویت در این گروه به ۵ سال زندان محکوم کرده است. (!)
این چهار فعال مدنی در همین پرونده به اتهام «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی»، هرکدام به پنج سال زندان دیگر محکوم شدهاند.
حکم عجیب دادگاه در شرایطی صادر شده است که این فعالان مدنی از زمان دستگیری در واکنش به بازداشتِ فراقانونی خود، در تمام جلسات بازجویی سکوت کردهاند و حاضر به پاسخگویی به سوالات بازجویان نشدهاند و در هیچکدام از جلسات دادرسی پرونده شرکت نکردهاند.
@taqimolavi چقدر غم داشت که حتی وقتی تبعیض میبینید،توضیح میدهید که زبانفارسی را دوست دارید،در کار،تحصیل و اجتماع کلی گویشور فارس در اطرافتان است و...
به نظرم تازمانیکه چنین موضع تدافعی و جاننثارانه داشتهباشید همیشه عدهای گستاخ در حوالیتان خواهندبود که حملهکنند.
چهار فعال تورک حرکت ملی آذربایجان به ۴۰ سال حبس محکوم شدند
عباس لسانی، علی خیرجو، یوسف کاری و بهزاد دشتی، چهار فعال تورک حرکت ملی آذربایجان، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد، در مجموع به ۴۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند.
بر اساس دادنامه صادرشده، هر چهار نفر به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت کشور» هر کدام به ۵ سال حبس محکوم شدهاند. همچنین عباس لسانی به اتهام واهی «تشکیل و راهبری گروه تجزیهطلبان تورکی در داخل کشور» به ۱۰ سال حبس و یوسف کاری و بهزاد دشتی نیز به اتهام «عضویت در گروه تجزیهطلبان تورکی در داخل کشور» هر کدام به ۵ سال حبس محکوم شدهاند. دادگاه همچنین حکم به ضبط تلفن همراه عباس لسانی داده است.
به این ترتیب مجموع احکام صادرشده برای عباس لسانی ۱۵ سال، یوسف کاری ۱۰ سال، بهزاد دشتی ۱۰سال و علی خیرجو ۵ سال است.
در متن دادنامه آمده است که عباس لسانی و یوسف کاری با وجود ابلاغ احضاریه در جلسه رسیدگی حاضر نشدهاند. رأی صادرشده درباره این دو نفر غیابی اعلام شده و آنان از زمان ابلاغ واقعی ۲۰ روز فرصت واخواهی دارند. احکام علی خیرجو و بهزاد دشتی نیز در مهلت مقرر قابل تجدیدنظرخواهی اعلام شده است.
عباس لسانی و یوسف کاری پیشتر اعلام کرده بودند که در اعتراض به آنچه «دادگاههای نمایشی، غیرعلنی و فاقد معیارهای دادرسی عادلانه» خواندهاند، در جلسه دادگاه حاضر نخواهند شد. علی خیرجو نیز در جلسه رسیدگی حضور نداشت.
جلسه رسیدگی به پرونده این چهار فعال روز ۹ خرداد ۱۴۰۵ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.
لسانی، خیرجو، کاری و دشتی روز ۲۰ آبان ۱۴۰۴ مقابل زندان اوین بازداشت و پس از انتقال به شعبه ۶ بازپرسی دادسرای اوین با اتهاماتی از جمله «تشکیل یا عضویت در گروه غیرقانونی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «اخلال در نظم عمومی» روبهرو شدند.
این چهار فعال تورک پس از بازداشت همچنین از برخورد خشونتآمیز نیروهای امنیتی و انتظامی خبر داده و خواستار اعزام به پزشکی قانونی و ثبت آثار جراحات شده بودند. آنان در نامههایی خطاب به دادستان تهران و رئیس زندان اوین نیز درخواست ثبت و مستندسازی صدمات ادعایی را مطرح کرده بودند.
@ok_30_jen2 هنوز کسی پیدا نشده در ایران بتونه "آذری" حرف بزنه! اگه پیدا شد احتمالا بشه بهش گفت "محلی":)
شعر و موسیقی توییت کوت شده، تورکی است. زبان و موسیقی "ملی" آذربایجان است.
خوب سلیقهاست بله،مثلا "آهنگهای لمپن برزَنیِ فارسی" هم برای بخشی از جامعه زشتترینه.
گونئی آذربایجانین سیاسی فعاللاری فرقلی گروهلارین آراسیندا داغیلیبلار؛ سولچو، دینچی، شاهچی کیمی گروهلار.
خیردا بیر بخشی ده آذربایجان ملی حرکتینین سیاسی جریانینا قاتیلیبدیر. او اوزدن بو بخش جیلیز و ضعیف قالیب.
بونون بیر سببی تورک کیملیگینه قارشی سیستماتیک تحقیر سیاستلری دیر.
روی سخنم با آن دسته تورکهایی است که هنوز دل در گرو جمهوری اسلامی دارند.
موضوع افتتاح یک کانال تلویزیونی است. کانالی که هر فرد عادی هم با اندکی سرمایه مالی میتواند افتتاح نماید و چنین کاری شقالقمر نیست.
حال برای چنین کار کوچکی که حق طبیعی به قول ضرغامی ٢٠ میلیون تورک میباشد رهبر میگوید نه نظر مثبت دارم و نه نظر منفی.
شورای عالی امنیت هم که عملا مجوز نمیدهد.
واقعا به چه چیز این حکومت فاشیست دل بستهاید شما؟!
رژیمی که یک کانال تلویزیونی به شما نمیدهد واقعا انتظار دارید حق شما را بدهد؟!
بیراز اوتانین