Six months ago, tonight, Tehran went dark. All of Iran went dark. And into that darkness, millions of Iranians walked out of their homes anyway.
January 8th and 9th were not just two nights of protest. They were the night Iran's silence broke. Millions came into the streets, into the squares, onto their rooftops — but the regime answered them with bullets. Tens of thousands of my compatriots were killed in those forty-eight hours. Tens of thousands more have been arrested, tortured, and sentenced to die since.
They came out, determined and brave. I think of them every day. On those two nights I lost countrymen I will never get to meet. I do not hear a statistic when I hear the number 40,000. I see a son who did not come home to his mother. A daughter who will not sit at her family's table again. I think of each of them the way I would think of my own child, my own brother, my own sister. I carry the weight of every one of those names. But the families of the fallen I meet with, week after week, hearten our nation's will to carry on. Their children did not die in vain. They died for freedom, and they died with pride.
History will remember what these men and women did; I will make sure of it. Like the resistance who stood against tyranny in occupied Europe, and like the revolutionaries who fought for liberty in America. But theirs was a particular bravery. They had no army, no air cover, nothing but the belief in what they stood for. They stood anyway. A united nation choosing to face the guns together rather than live one more day in fear. The men and women of the 8th and 9th of January will be remembered in Iran's history as the greatest generation that preferred to die free and standing than to live cowered on their knees.
To the international community, I ask this: do not let a negotiating table in Geneva or Islamabad erase what happened in the streets of Tehran, Mashhad, and Kermanshah. They died for freedom. And when they are free, the Strait of Hormuz will open. The nuclear threat will end. And we will have true peace.
I have told my compatriots: what you did on January 8th and 9th cannot be undone. Together, we will reclaim our country’s rightful place in the world, our national dignity, and honor the lives of our heroes. Now is the time to reassess, regroup, and rededicate ourselves to victory.
We honor the fallen by finishing what they started. A free Iran is no longer a matter of hope. It is a matter of fact.
And know that my brave compatriots are not just fighting for their own liberation but for the peace and stability of the world.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
هممیهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران،
امروز، با افزایش تنشها و احتمال گسترش حملات، بهویژه در جنوب کشور، میخواهم با شما سخن بگویم؛ بهویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران.
جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبهروست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی.
اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهلوهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
همه ملت ایران از این رژیم زخم خوردهاند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساختهای اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطورههای ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوختبری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمینکننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروتشان بیبهره ماندند.
اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود.
با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعهگرا، سیستان و بلوچستان میتواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آبهای آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار میتواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با بهروزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود.
هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس میتوانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایهگذاری، به ثروتمندترین و پیشرفتهترین مناطق ایران بدل شوند.
هممیهنانم،
این رژیم جنگافروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شدهاند، از مدارس، بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی میکنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگانها، به سپر انسانی تبدیل کردهاند.
در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهمترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانوادههایتان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپسگیری میهن هستید.
در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیهها و راهنماییهای لازم را برای افزایش امنیت هممیهنان منتشر خواهد کرد.
مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیفتر باشد، پیروزی سریعتر و کمهزینهتر به دست خواهد آمد.
پاینده ایران
My fellow Iranians, the great and courageous people of Iran,
Today, as tensions rise and the possibility of escalating military attacks grows, particularly in the south of the country, I wish to speak with you; especially with the noble people of Sistan and Baluchestan, Hormozgan, Bushehr, Khuzestan, and all those living along the shores of the Persian Gulf and the Sea of Makran.
The war and crisis our country faces today has one single cause: the Islamic Republic.
But the main war, the Islamic Republic's war against the Iranian people, began forty-seven years ago and has continued to this day.
All of the Iranian people have been wounded by this regime. Let us not allow anyone to say that southern Iran has only now entered the war. Southern Iran entered the war from the very day that Baluch children fell victim to crocodiles seeking water due to a lack of basic infrastructure; from the day that in Sistan and Baluchestan, the land of Rostam and the heart of Iran's mythology, young people were forced into fuel smuggling just to survive; from the day that Hormozgan province and Bandar Abbas, Iran's largest port, were abandoned to poverty and deprivation; from the day that Bushehr, which supplies a large share of the country's gas, and Khuzestan, the heart of Iran's oil industry, were deprived of the wealth they produced.
But a free Iran will be a different Iran.
With the establishment of a national, capable and development-oriented government, Sistan and Baluchestan, drawing on its strategic location, its young workforce, and its access to open waters, can become one of the main engines of the country's growth and prosperity. Chabahar can be the heart of Iran's trade and the gateway connecting the Indian Ocean, Central Asia, and global markets, by reviving the very same comprehensive plan that was to be implemented before the catastrophe of 1979.
Hormozgan, Bushehr, Khuzestan, and the islands of the Persian Gulf can, through the development of trade, tourism, industry, and the attraction of investment, become the wealthiest and most advanced regions of Iran.
My fellow Iranians,
This warmongering regime has built no shelters for the people, nor does it have the capacity to defend the country's skies. Its leaders, hiding underground, are making military use of schools, hospitals, and other civilian centers, and have turned the Iranian people, including conscript soldiers in their garrisons, into human shields.
In the war that the Islamic Republic has imposed on the country, your first and most important duty is to preserve the lives, safety, and wellbeing of yourselves and your families. For you are Iran's most precious asset and the true soldiers of the battle to reclaim the homeland.
In this regard, my communications and media office will be publishing necessary guidance and recommendations to help keep fellow Iranians safe.
Fighting toward and preparing for ultimate victory is a constant duty. In the final battle, the stronger we are and the weaker the Islamic Republic becomes, the faster and less costly our victory will be.
Long live Iran.
ما نمیگذاریم حقیقت وارونه شود.
این جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده، و مسئولیت آن بر عهده همین رژیم و حامیان آشکار و پنهانش است.
کسانی که سالها در برابر فقر، فساد، تبعیض و ویرانی کشور سکوت کردند یا در آن شریک بودند، امروز نمیتوانند با پناه گرفتن پشت نام «ایران»، کارنامه سیاه خود را سپید کنند.
Just as the Nazi regime was not synonymous with the German people, the Islamic Republic is not synonymous with the Iranian people. True patriotism is standing alongside the Iranian people and their courageous struggle for freedom, prosperity, and the reclaiming of the homeland, not defending a regime that has stolen the life and strength of our land for 47 years.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
برای توییتر فارسی در این لحظه هیچ چیز مهم تر از رسوا کردن مهره نایاک و جواد ظریف در دل کاخ سفید یعنی سهراب احمری نیست! این فرد از طریق لابی تریتا پارسی گویا موفق شده تا مقام مشاوره غیر رسمی به جی.دی ونس پیش بره.
برای پیروزی اول باید جمهوری اسلامی خارج از ایران را شکست داد.
این جام جهانی، برای ما یادآور تیم واقعی ایران است.
از شما دعوت میکنیم تیشرتهای سفید را با نام و شماره نمادینِ فوتبالیستها، ورزشکاران و جوانانی که به دست رژیم جمهوری اسلامی کشته، اعدام یا تحت آزار و سرکوب قرار گرفتند بر تن کنید.
روی هر تیشرت، یک کیوآرکد قرار دارد که دریچهای است به داستان زندگی هر یک از این قهرمانان ایران.
از شما میخواهیم پیراهنی با نام آنان بر تن کنید.
داستانشان را بازگو کنید.
به جهان نشان دهید که تیم واقعی ایران، مردم ایران هستند.
https://t.co/zPu7dPOq4J
تصاویری تازه منتشر شده از خیزش ملی شیر و خورشید ایران
رژیم ضحاکی با هفتهها قطع اینترنت، تلاش کرد تا موج خروشان خیزش ملی در خیابانهای ایران از چشم جهان پنهان بماند.
پونک - تهران، ۱۹ دی ۲۵۸۴/۱۴۰۴
من عاشق فوتبالم. افسوس که رژیم، فوتبال را هم به سلاحی علیه مردم ایران تبدیل کرده است.
پرچم ملی شیروخورشید🇮🇷 را در ورزشگاهها و هرجا فوتبالدوستان گرد هم میآیند، برافرازید.
یاد آنانی که باید کنار ما میبودند، زنده نگه داریم.
تیم ملی واقعی ایران، مردم ایراناند.
#جایشان_اینجا_بود
I love football. But sadly the regime has turned it into a weapon against the Iranian people.
Let the Lion and Sun be seen in stadiums, outside them, wherever fans gather.
Remember those who should be here today.
Iran’s real national team is its people.
در این جام جهانی، نام ایران را فرزندان قهرمان و جاویدنامش نمایندگی میکنند. پیراهنهای منقش به تصاویر آنها را به ورزشگاهها و خیابانها ببرید.
بگذارید جهان بداند تیم واقعی ایران، مردم شجاع ایراناند؛ نه نمایندگان رژیم جنایتکار و اشغالگر ایران.
ایران ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد نیروهای ملی نیاز دارد. چه با حمایت خارجی و چه بدون آن، سرنوشت ایران در دستان خود ماست. ما از این رژیم فرسوده و درمانده نیرومندتریم. ما از مزدورانی که برای نمایشهای تبلیغاتی به خیابان فرستاده میشوند، مصممتر و استوارتریم.