حس میکنم از یه سنی به بعد دیگه حوصله گرفتن وایب منفی از آدمای دورت رو نداری، دیگه به این فکر نمیکنی رفیقمه کلی خاطره داریم، یا حتی بهش احتیاج دارم فلان جا، انگاری ظرفیت ملاحظه کردنت پر شده، بدون توضیح کنار میزاری و عموما میشی آدم بده، ولی اوکیه.
از تمام هم میهنانم میخواهم این توییت پایین را خطاب به ایلان ماسک ریتوییت کنن. در تمام ۱۳ سالی که در توییتر بودهام این اولین بار است که چنین درخواستی دارم. هم میهنان ما در داخل کشور به دسترسی به اینترنت نیاز دارند.
تا حالا شده بخوای از خودت دفاع کنی اما اشکهات نذارن؟ جایی که باید قاطع باشی، میلرزی. نه چون ضعیفی. چون صدات، همیشه «زیادی»، «بیادبانه» یا «بیاحترامی» تلقی شده.
گریه امروزت شاید صدای زخمهایی از دیروزه.
و بدن، وفادارترین راوی خاطراته.
بچهها اینجا کسی هست کهتوی گیلان یا گلستان اقامتگاه خالی سراغ داشته باشه؟ برای یکی از دوستانم میخوام که لازم دارن فوری از تهران خارج بشن.
#ریتوییت لطفا❤️
ادامه میدهم با لبهای دوخته و عهدی که بستهام...
جان بر کف، برای وطن؛ برای بزرگداشت کیانوش سنجری، ساعت ۱۶:۳۰ آنجا خواهم بود، میآیم، گل را برای کیانوش میگذارم و مینشینم و بعد از مدتی میروم. از این پس همهچیز را شفاف خواهم نوشت تا بدانید چه کار میکنم، چون معتقدم نه گل آوردن جرم است، نه تحصن جرم است و نه سوگواری کردن برای یک مرد شریف ایراندوست.
روز چهارم:
گزارش آخرین وضعیت: لبها متورم و زخم شدهاند، ضعف جسمانی شدت گرفته است. بهخاطر ضربات آن سه اوباش در ماشین یگان ویژه، بدنم کوفتگی دارد و دو روز است خون دماغ میشوم.
سهم امروز: سه لیوان آب، دو لیوان چای و تزریق آنتیبیوتیک و داروها.
خواستهام همان خواستههای کیانوش است. آزادی نسرین شاکرمی، فاطمه سپهری، آرشام رضایی و توماج صالحی.
کوتاه میگویم:
۱- وضعیت جسمانی خوبی ندارم، سر به سرم نگذارید.
۲- تنها میآیم و تنها هستم و از کسی برای آمدن دعوت نمیکنم. اگر شهروندی بهخاطر بنده توسط ماموران یا لباس شخصیها مورد بیحرمتی یا آزار و اذیت قرار گرفته باشد یا آسیب ببیند، میدانید چه میکنم و یقین دارید که این کار را میکنم.
۳- خواستههای کیانوش، انتهای این لبان دوخته است، اما مبارزه و مقاومت ادامه خواهد داشت.
۴- اینبار نه آن ۳ اوباش متجاوز که لشکر اوباش و متجاوزان یگان ویژهی نیروی انتظامی را بیاورید تا ببینم چگونه میخواهند مرا شب «زن» خودشان بکنند.
۵- مأمورتان میگفت: خوت را بسوزان و آتش بزن. من را تحریک نکنید که چنان آتشی به جان خود میاندازم که پیش از خودم شما را بسوزاند.
حرف آخر: کاری به کارم نداشته باشید وگرنه بیش از پیش پشیمانتان میکنم.