اگه یهکم روانشناسی بدونی، خونوادهت رو سرزنش میکنی، چون ریشهی بسیاری از تعارضهای ناخودآگاهت رو توی والدینت پیدا میکنی.
اگه بیشتر بدونی، اونها رو میبخشی، چون متوجه میشی که خودشون نیز قربانی زخمها، انتقالها و تروماهای حلنشدهی نسلهای قبل بودهان.
و اگه عمیقتر پیش بری، مسئولیت زندگی خودت رو بر عهده میگیری، چون کشف میکنی که به جای تکرار گذشته، میتونی سرنوشتت رو آگاهانه تغییر بدی.
مادرم یادم داد هر وقت پاتو گذاشتی خونهی کسی ،
حتی اگه میل نداری حتما اولین چیزی که برای پذیرایی ازت میارن رو بردار!
شاید غیر از اون دیگه چیزی نداشته باشن .
۴ سال پیش تو تهران به دوستم گفتم ببین این دانشگاه شیکاگو اوکی شه من برم دیگه هیچی از این جهان نمیخوام. دیروز داشتم میگفتم از شیکاگو خسته شدم کاش بعد درسم برم یجا دیگه. واقعا چیه این انسان سیری ناپذیر تنوع طلب.