اِری دلوکا در “مونته دیدیو کوه خدا” میگوید؛ وقتی احساس دلتنگی کسی را میکنیم، نه به خاطر غیبت که به خاطر حضور اوست!
«زیرا وقتی مرا یاد میکنی م�� حاضرم»
- و بچههای ما، #سارینا(ها) همواره حاضرند!
هیچوقت اینروز رو فراموش نمیکنم. عکس نفسگیر بود و باور دیدن چنین شجاعتی در یک قاب، سخت و به معنا تکاندهنده!
و حالا بعد از گذشت ۴ سال تکتک ما همینگونه در سطح شهر، ظاهر میشیم.
این اگه شکوه و دستاورد بسیار بزرگ و موفق نیست، پس چیه؟!
برای همیشه #زن_زندگی_آزادی
پارسال همین موقعها، همین روزها، من و صادق توی بهترین روزهای زندگیمون بودیم. داشتیم به آرزویی میرسیدیم که سالها براش تلاش کرده بودیم، بالا و پایین شده بودیم، با هم بزرگ شده بودیم، درد کشیده بودیم، پا به پای هم اومده بودیم جلو و با همه چی جنگیده بودیم تا بالاخره به آرزوی وصال برسیم
وصالی که سالها تصورش کرده بودیم و حالا دیگه داشتیم بهش میرسیدیم. همین روزها با چه ذوق و خوشحالیای دنبال کارهای عقد و زندگیمون بودیم. هر وسیلهای که میخریدیم ذوق میکردیم و از خوشحالی قلبمون تند تند میزد. فکر میکردیم بالاخره بعد از این همه سختی، نوبت خوشبختی ما رسیده
ولی خوشبختیمون فقط چهار ماه عمر داشت
صادق فقط چهار ماه تازهداماد بود و من از یه تازهعروس تبدیل شد�� به چیزهایی که آدمها با بیرحمی تمام توی چشمهام نگاه میکردن و بهم میگفتن
حسرت اون زندگی، اون عشق، اون وصال، اون خوشبختی و اون خانوادهای که قرار بود با هزار تا امید بسازیم، تا ابد روی دلم میمونه
زندگیای که به ناحق و به نامردی ازم گرفته شد
هر لحظه که دارم به سالگردمون نزدیکتر میشم، بیشتر جونم درمیاد. ما پارسال همین روزها انقدر از جشنمون خوشحال بودیم که همون موقع گفتیم سال بعد سالگردمون رو جشن میگیریم و برای اون روز کلی نقشه کشیدیم
حالا من موندم و یه عالمه خاطره و یه عالمه حسرت و تو نیستی
منِ تنها، بدون تو، با این همه دلتنگی چیکار کنم عزیزترینم
ب�� سنگت جشن بگیرم؟
#جاویدنام_صادق_قربانی
#صادق_قربانی
@BBCArdalan ی همکار دارم از این عرزشی های ساده. اینستا و توییتر عضو شد بعد یکی دوماه از جفتشون لفت داد. گف مگه ناموس و غیرت و شعور شخصیتم رو تو جوب پیدا کردم که هر چی پست میکنم یکسره فوش و فضیحته. نتیجه: کسی که هر پستی ک میزاره و این حجم توهین رو سالهاست تحمل میکنه ماموره وظیفه شه
«حکومت ِخودکامه در پی کنترل افکار منفی نیست، بلکه خواهانِ سرکوب افکار مثبت است. تمام نکته همینجاست»
- جورج اورول (ادبیات و توتالیتاریس��)
میگوید دیکتاتوران خودکامه بهدقت میدانند که برای بقا، باید جامعه را روانگسیخته کرده و زندگی اجتماعی و طبیعی مردم را، مصنوعی کنند.
در “سدهای راه ادبیات” مینویسد؛ برخلاف ادعای رهبران ِچنین حکومتی، این طلوعِ عصر ایمان نیست، بلکه دوران اسکیزوفرنی و روانپریشی جامعه است و سرانجامش چنین است:
«طبقه حاکم نیروی کارکردی خود را از دست داده اما همزمان و به هر قیمت، با نیرنگ و ارعاب به قدرت چنگ میزند.
چنین حکومتی هر چقدر هم دوام بیاورد هرگز قادر نیست اهل تساهل و انعطاف شود»
میگوید در چنین فضای روانپریش و مسمومی، صحبت از «صمیمیت عاطفی و ثبت واقعیات» سم است و مرگآور.
و از همینروست که فرهنگ، با تمام توان سرکوب میشود و آفرینش ادبی اجازه نمییابد تا از حقیقت ِزندگی بگوید.
چند سالی پیش از مرگش در ۴۷ سالگی، در “شرح کوتاهی از زندگی من” از همه چیز گفت تا آن جملهی پایانی؛
از دوران سخت کودکی و تجربهی خبرنگاری، تا حضور در جنگ و زخمی شدنش به حد مرگ،
از نبردش علیه فاشیستها در اسپانیا، تا دیدن
دهشت ِاستالین که به اندازهی هیتلر نفرتآور بود،
از خسته نشدنش از خواندن شکسپیر، دیکنز، زولا، فلوبر، جویس، لاورنس و الیوت، تا دلبستگیش به موسیقی، به باغبانی، به شراب خوب و به سلیقهی ادبی و زندگی همسرش،
از اینکه روزگاری عضو حزب کارگر بود و امروز با وجود دلبستگی به آرمانهای اخلاقی چپ، عضو هیچ حزب و مرامی نیست.
زیرا نیک میداند که آتش ِتنور هر آرمانشهری در ریشهکن کردنِ درخت آرزوها و سوزاندن آزادی انسانهاست.
و در انتها آورد:
«از سلامت و تندرستی برخوردار نیستم اما این نقص و ناتوانی نتوانسته مرا ��ز انجام کارهای مورد علاقهام باز دارد.
اینک داستانی در دست نوشتن ندارم، زیرا جنگ توان و حوصلهای، باقی نگذاشته است. هرچند به فکر نوشتن رمانی هستم در سه بخش با عنوان زندگان و مردگان»
هرگز فرصت نوشتن آن رمان را نیافت. پیش از آن “مزرعه حیوانات را نوشت و شش ماه قبل از مرگ، نامش را با نوشتن رمان ۱۹۸۴ جاودان کرد.
او که در فراز پایانی زندگینامهاش نوشته بود:
«هر آنچه که گفتهام واقعیت است جز اینکه نام من جورج ارول نیست»
- اریک آرتور بلر، ملقب به جورج اورول، امروز ۱۲۳ ساله شد.
«و خدا لعنت کند اُمتی که شما را کشتند و لعنت کند هر آنکس را که اسباب این ستم بنا نهاد،
و لعنت کند آنان را که از امرای ظلم و جور برای قتل شما تمکین و اطاعت کردند»
- از متن “زیارت عاشورا”
#IranMassacre
عاشورا؟
دختر ۱۷ ساله رو جوری کشتن که فقط به ذهنشون رسید بگن از بلندی پرت شده پایین.
مادرش گفت وقتی بعد ۸ روز جنازهشو دید، جمجمهش تو رفته بوده. فکش شکسته شده. دندونا و پشت سرش هم کامل خورد شده بود...
#نیکا_شاکرمی
۳ تیر، زادروز آیدا عقیلی است.
معترضی که پیکرش این گونه با صورتی پر از آرامش، در حیاط بیمارستان الغدیر پیدا شد.
به روایت نزدیکان، آیدا آرزوی مادرشدن داشت.
اگر او را با گلوله نمیزدند، شمعهای ۳۵ سالگیش را فوت میکرد.
میترا خواهر آیدا عقیلی، پیشتر وقتی این عکس آیدا در شبکههای مجازی منتشر شد، در حساب کاربری خود نوشت:
«این عکس وایرال شده مربوط به جاوید نام #آیدا_عقیلی هستش😭😭😭😭مادر با دیدن این عکس پخش شده یه عالمه خودشو زد😭😭، کاش هیچ وقت ویدئوهای وایرال شده از بیمارستان الغدیر رو نمیدیدم. 😭
دختر زیبایی که ابتدای فیلم آروم و فارغ از درد دنیا خوابیده، آیدای نازم هستش💔»
زادروزت مبارک آیدا و نامت ماندگار.
#آیدا_عقیلی #دادبان
ميشه اسم و عكس داداش منم بزاريد
#كيومرث_تيموريان
٣٧ ساله
بچه مهر شهر كرج كشته شده در
شهرك غرب تهران
ما پدر ومادر نداشتيم وفقط یه داداش داشتیم
كه جمهوری اسلامی ازم گرفتنش...
#انقلاب_شیروخورشید#انقلاب۱۴۰۴
بعد از پنجاه روز دایی عزیزم رو با یک تیر به پشت و چاقو به پهلو و سری پر از ساچمه و بدنی تکهتکه شده در یک نایلون سفید به خانواده تحویل دادند😭
#جاوید_نام#وحید_لزر_منوچهری