امسال تا الان برف نداشت.
برای منی که رویای روزای خوبم برفیه خیلی آزاردهنده بود
با خودم میگم تا آخر عمرم قراره چند تا روز برفی دیگه ببینم
شاید پیش پا افتاده باشه ولی همینا الان توی زندگی برام مهمه و خیلی هم مهمه
به این فکر میکنم که امسال هم داره به آخرش میرسه. تو ذهنم مرور میکنم که چه جوری بود:
امسال خیلی بیشتر از همیشه حس تنهایی و خلوتی رو تجربه کردم. فهمیدن اینکه دنیای مدرن چقدر موذیانه ما رو فردگرا و خودخواه بار آورده…
تجربه باارزشیه. بهتر یاد گرفتم این دنیارو…
امسال اما کلی حس خوب هم داشت. خیلیا که دور و برمون بودن الان دیگه نیستن.
اما به جاش اطرافیان فعلیم رو عمیقتر میشناسم.
درسته بعضی رابطههام خدشهدار شد اما به جاش جاهای دیگه خیلی مستحکمتر شد.
من عشق رو یه جور خیلی عمیقی تجربه کردم.
یه نوعی از عشق که تا تجربهش نکنی نفهمیدنیه