برای من بهتر از Skillهای آماده، این تجربه بوده که یک نمونه از کارم را کامل باهاش انجام میدم و بعد میگم از دل این فرآیند، Skill بساز. بعدا هم هرجا به نکته جدیدی برمیخورم که لازمه، بهش میگم Skill را آپدیت کنه. هرازچندگاهی هم همون کار را بدون Skill و با بقیه AIها هم تست میکنم.
اگه از skillهای AI دارید FOMO میگیرید، کافیه بدونین که بخش عمده skillها یه پرامپت متنیه که اسم گرفته تا هربار کپی پیست نشه. و مضافاً با پیشرفت مدلها نیاز به مبسوط و خیلی دقیق بودن پرامپتها بهمرور کمتر هم میشه.
فلذا، بهجای استرس یادگیری جدیدترینها، سعی کنین بیشتر بسازین.
خطر اصلی AI نه حذف شغلها، که تسخیر «خود»ها خواهد بود؛ طوری که به موجوداتی تبدیل بشیم که با قطعشدن هوشوارهها، بلااستفاده میشن. امتیاز اصلی AI هم اتفاقا متکثرترکردن خودهای قابل تحقق و امکانهای زیستن و عملکردن خواهد بود. حالا ماییم که باید بین آسودگی و پیچیدگی انتخاب کنیم.
مترجم «قصه کاهو» موراکامی نوشته «بیآنکه زبان ژاپنی بدانم» نسخه ژاپنی را از آمازون خریدم دادم به جیپیتی و بعد با نسخه انگلیسی که اون هم ماشینی بود تطبیق دادم! اضافه هم کرده که «در این روند، تعهد به ادبیات برایم از همهچیز مهمتر بود.» بیا برو منقرضت را بشو مرد. اراجیف چیه.
@alirezach عموما و اکثرا خود Claude و GPT (هردو پلاس). ترجیح میدم برای کارهای مختلف اینها را با Skill راه بندازم تا اینکه برم سراغ ابزارهای پراکنده. اکثرا هم ازشون ابزارهای (غیر AI) میگیرم برای کارهای تکراری. هرمس و V0 و گاهی هم OpenClaw را هروقت بار بخوره استفاده میکنم.
به نظرم با سپردهشدن مراحل عملی کارها به AI، اگر بخوایم از تکرار کارهای فعلی فراتر بریم، مهمترین اقدام مجهزشدن به جعبهابزاری از نظریه است. نظریهها این امکان را میده که بدونیم چرخ تا کجا اختراع شده و از چه نقطهای جلوتر بریم. ادبیاتی هم بهمون میده برای صحبتکردن قویتر با AI.
اگه معلم/مدیر/راهبر آموزشی جالبی میشناسید که تجربه یا نگاه متفاوتی به آموزش مجازی داره و به درد یک جلسهی هماندیشی در باب آموزش مجازی میخوره، معرفیش کنید. واقعاً به من لطف بزرگی میکنید :)