این آوای روحنواز...
به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیام
به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانی ام
من اگرچه پیرم و ناتوان تو مرا ز درگه خود مران
که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیام
آواز: #محمدرضا_شجریان
شعر: #هاتف_اصفهانی
گوشه چهارپاره دستگاه ماهور
#شجریان
با نیلوفر میرفتیم منزل آقای کیومرثی حساب و کتاب ساختمون.
دفتر یادداشت میبردیم و نیلوفر خطکش هم داشت.
منزل کیومرثی مثل منزل ��رد عزبی مثلا در یک شهر مرکزی ایران بود. با پشتیهای قرمز و ظرف میوه و کاسه تخمه
شاید باید با کیومرثی حرف بزنم.
یک کاسه چینی هم اتفاقا هنوز دستم داره.
مغازه سر کوچه تبدیل به گالری شده. دو دیوار داره و به هر یک از دیوارها یک نقاشی از معصومه مظفری است. کیسه زباله به دست، از نمایشگاه دیدن کردم. بعد دیدن از سطل زباله، بعد برگشت به منزل.