از چشم افتادنه آدما دو حالت داره:
۱-یا یهووو از چشمت به اعماق سیاهی سقوط میکنن.
۲- یا کم کم خودشون با رفتاراشون باعث سقوطشون میشن.تو نمیخوای از چشمت بیوفتنا تمام تلاشتم میکنی ولی خودشون دونه دونه چراغاشونو خاموش میکنن!
(توی حالت۲ باید خیلی احمق باشی که فرصتاتو از دست بدی!)
دلم مسافرت میخواد، رفتم قیمت یه تور خارجی رو پرسیدم،خب طبق انتظار قیمت کمر شن بود؛پس رفتم اون ماسک مویی که چند ماه بود چشمم دنبالش بود ولی فک میکردم نه این گرونه خریدنش واجب نیست رو خریدم.
بهترین راه مدیریت استرس برای من تمیز و مرتب کردن خونه است.
به گونه ای که وسطش برق رفت ولی من پر قدرت یه دستم گوشی با چراغ قوه روشن، اون یکی دستم طِی بود.
ولی هیچکس به جنس های مغازه و قفسه ها دقت ��کرد؛ که همه اصل و جنسای پدر مادر داره.
چیزایی ک اون موقع ب وفور بود الان اگگگرررر بتونی پیدا کنی با قیمت گزاف گیرت میاد و تازه اگه واقعا اصل باشه.
بعضیا شعور اولیه اپارتمان نشینی و استفاده از فضای مشارکتی برای زندگی رو ندارن.
حالا میخوان خودشونو بکشن برن جای لوکس شهر خونه بگیرن یا ماشین میلیاردی سوار بشن.
وضعیت مطلوبم نیست،برنامه ها داشتم براش چیزایه دیگه ای بود ک براش فکر میکردم ولی خواست خودم بوده. پس باید دهنمو ببندم و اوکی باشم.
نمیدونم، ولی میدونم نمیخوام بزنم زیر حرفم پس هنوز گنجایش دارم؛ تا سرریز شدن خیلیییی مونده.
پس خوبه،هنوز فرصت هست نه؟:)
صمیمیت های از دست رفته واقعا میتونن دردناک باشن.
یهو میری چت های قدیمی رو میخونی ،میبینی عههه بچه چقد خوب بودید باهم چقد اون موقع بدون هم نمیتونستید، ولی الان چی..