يك روز ميفهمى
خيلى از چیز هایی كه دنبالش بودى،
قرار نبوده
به تو تعلق داشته باشند؛
فقط آمده بودند
تا سليقه ى قلبت را عوض كنند،
فهمت را عميقتر كنند،
و تو را براى نسخه ى تازه ترى از خودت
آماده كنند ...
کاش میتونستم به آدما توضیح بدم
که آدم میتونه حرف بزنه، بخنده، بامزه باشه، با دوستاش شام بیرون بره، از همه چیز عکس بگیره، لباس جدید بخره، سرکار بره، آخر هفته پارتی و سفر بره ولی یه غم و تنهایی بزرگ همراهش باشه و نتونه در موردش با کسی حرف بزنه.