فقط رضا پهلوی نیست که مصدق را ستایش کرده. اگر این جنبش ضدکتابخوانی نبود و طرفداران پهلوی، دستکم کتاب «ماموریت برای وطنم» را میخواندند، متوجه میشدند که چه ظلم بزرگی علیه ملت ایران در جریان بود و حتی محمدرضا شاه هم طرفدار ملی کردن نفت بود.
و در نهایت شاه با رضایت، قانون ملی شدن نفت را امضا کرد. او مینویسد که اختلافش با مصدق بر سر اجرای این قانون بود نه ملیکردن نفت؛ موضوعی که دیگر منابع معتبر منتقد مصدق هم آن را تایید کردهاند؛ از جمله اردشیر زاهدی، هوشنگ نهاوندی و جلال معینی (که با هر سه حدود ۱۴ سال پیش مفصل مصاحبه کردم).
بر اساس ادعای محمدرضا شاه، پدرش رضا شاه هم از فردای کودتای ۱۲۹۹ به دنبال کسب حقوق واقعی ملت از نفت بود. در نهایت هم این رضا شاه بود که قرارداد عجیب و استعماری دارسی را یکطرفه لغو کرد و قرارداد ۱۹۳۳ را با انگلیسیها امضا کرد؛ اقدامی که عملا پیش زمینه ملی کردن نفت شد و تحولات دهه ۱۳۲۰ در واقع گام بعدی و ادامه روند طبیعی همان تلاشها محسوب میشدند.
شاه در کتابش با عدد و رقم دقیق و تاریخی توضیح میدهد که درآمد ایران از نفت خودش تا چه اندازه ناعادلانه بود و «امپریالیزم» انگلیس حاضر نبود حتی پیشنهاد آمریکاییها را قبول کند و همانند قراردادهای شرکتهای آمریکایی و اعراب، درآمد نفت را ۵۰-۵۰ با ایران تقسیم کند.
در واقع بعد از اعتراضهای دولت ایران (قبل از مصدق) آمریکایی سرانجام یکسال قبل از ملی شدن نفت ایران حاضر شده بودند قرارداد ۵۰-۵۰ را با عربستان امضا کنند، و شاه اعتقاد داشت آن قرارداد بسیار منصفانهتر از قرارداد ۱۹۳۳ ایران و انگلیس بود. بر اساس قرارداد ۱۹۳۳ سهم ایران ۱۷ درصد بود و همان هم به شکل کامل به ایران تعلق نمیگرفت!
شاه درباره پیشنهاد نهایی ۵۰-۵۰ که انگلیسیها در پایان سال ۲۹ ارائه کردند مینویسد: «در هر حال شک نیست که انگلیسها در تسلیم این پیشنهاد کمی تاخیر کرده بودند و در آن موقع روح ناسیونالیسم در ملت ایران کاملا بیدار گشته و افکار عمومی متفقا طرفدار ملی کردن صنعت نفت شده بود.»
آنچه جنبش ضدکتابخوانی راست افراطی برایش تبلیغ میکند، چپ و راست نمیشناسد. وگرنه فقط «ماموریت برای وطنم» هم نیست؛ از کتابهای خاطرات زاهدی تا کتابهای پژوهشگران طرفدار شاه و مخالف مصدق مانند «محمدرضا پهلوی، آخرین شاهنشاه» اثر نهاوندی، «نگاهی به کارنامه سیاسی دکتر محمد مصدق» اثر جلال متینی، منابع زیادی وجود دارند که به رغم رویکرد انتقادی شدید نسبت به مصدق، بسیاری ادعاهای این جریان متعصب را درباره شاه، مصدق و نفت، به شکلی بنیادین بیاعتبار میکنند.
اینکه تو به یه آشنا، دوست و یا همکار در مشکلی که گیر کرده کمک کنی و چند وقت بعد اون شخص بهت ضربه بزنه نباید باعث شه خودت رو سرزنش کنی. وظیفهی انسانیت این بوده که تو اون زمان بهش کمک کنی، اینکه اون قدر ندونسته و جفتک انداخته به هیچ وجه تقصیر تو نیست.
پس به توپ بستن مجلس هم نباید ایرادی داشته باشه! چون از بالا به پائین به توپ بسته شد!
نه از مشروطه چیزی میدونین، نه از اختیارات شاه مشروطه!
هیچوقت از خودتون پرسیدین حکم عزل چه تاریخی نوشته شد؟ چه تاریخی، و چرا با کامیون نظامی برده شد؟
و چرا شاهتون نیمهشب ۲۵ مرداد فرار کرد؟
ممکنه یه زن به مردی علاقه داشته باشه، ولی هیچ آمادگیای برای رابطه یا لمس شدن نداشته باشه؛ حتی ممکنه مردد و از نظر روحی شکننده باشه. پس اینکه بگیم «اگه نمیخواست چرا رفت خونش؟» یا «چرا راهش داد؟» هیچ ربطی به رضایت نداره؛ این حرف واقعاً بیشعوری محضه و توجیه تجاوز.
اینکه میگن اگر دختری بره خونه ی یه مرد تنها حتما دلش تجاوز میخواسته یعنی اینکه هر مرد در حقیقت یک حیوون متجاوز بدون کنترله (قانون و شرف هم که برای حیوونها معنی ای نداره) و زنها باید این رو بپذیرن. فکر کنم مردا باید به چنین استدلالی بیشتر اعتراض کنن تا زنها. ولی کو شعور؟
@Rah_goozar_ میتونه نره؛ همونطور که میتونه بره و با این حال نخواد رابطه جنسی داشته باشه. رفتن به خونهی کسی چک سفید امضا برا سکس محسوب نمیشه حالا اینکه تو انقدر حیوون و هولی که فکر میکنی از هر فرصتی باید برا پایین کشیدن شلوارت استفاده کنی جدی نیاز به درمان داری.
@ak_ahmadreza اینکه کسی خودش رو در معرض خطر قرار داده، شاید از نظر عقل و احتیاط قابل نقد باشه؛ اما از نظر اخلاقی، هیچکس با یک تصمیم اشتباه، مسئولیت رفتار دیگری رو به عهده نمیگیره. «چرا خودش رو در معرض خطر گذاشت؟» نمیتونه پاسخِ «چرا بهش تعرض شد؟» باشه.
تو منشنهای این توییت یکی نوشته بود: «کص مادر تو و کودکان میناب باهم.»
من باورم نمیشه کسی که درباره کشتهشدن ۱۶۸ کودک بیگناه اینطور حرف میزنه، دغدغهش عدالت، انسانیت و آزادی انسان ها باشه.
حیف از خون کشتهشدههای دیماه که برای امثال شما فقط یک پروژهست.
هنوز هم دعوای مصدق و شعبون بیمخ ادامه داره؛ فقط لباسها عوض شده.
یه طرف با کتاب و مقاله و استدلال اومده، یه طرف با فحش و شعار و عربده.
جالبه که بعضیا فکر میکنن هرچی صدای بلندتری داشته باشن، تاریخ هم باید به نفعشون نوشته بشه.
مصدق اقتدار انگلستان را به چالش كشيد. و الهام بخش جنبشهاي ضد انگليسي در منطقه شد.
بعنوان مثال مصر كانال سوئز را ملي اعلام كرد.
براي همين انگليسيها برعليهش كودتا كردند.
@_Nkhbe اتفاقاً نقطه قوت بحث همینه: کودتا «یا داخلی یا خارجی» نبود؛ ائتلاف هر دو بود. اختلاف کاشانی، زاهدی، دربار و بخشی از جبهه ملی واقعیت داشت؛ اما TPAJAX، شبکه «بدامن»، پول و عملیات روانی و نقش مستقیم CIA و MI6 هم مستنده.
@XashayarSHAH تو لغتنامه سلطنتطلبها، فحش و تهمت و تهدید «حرف منطقی» محسوب میشه؟ چه جالب!
من به هرکسی که واقعاً با محتوا و استدلال حرف زده جواب دادم اینکه انگشت شمار اینجوری پیدا میشه بینتون دست من نیست.
مشکل از جایی شروع میشه که «جواب منطقی» شما یعنی توهین و حمله .
دوستان شما میرید استخر ، تا حالا دیدین مردم راجع به کوروش بزرگ حرف بزنن؟
یا تو سونا و جکوزی از فردوسی و حافظ و سعدی خاطره تعریف کنن؟!
یا تو مسافرت ، دور هم از امیرکبیر حرف بزنن؟
پس یعنی این افراد هیچ جایگاهی تو تاریخ این مردم ندارن؟!
اصلا تو سینما دیدین مردم با هم حرف بزنن؟!😂😂
ببخشید که بهتون بر میخوره ولی هوش و هنر رو کسی داره که کمتر از نرخ واقعی واسه یه چیزی پول میده. من شخصا وقتی میبینم یه نفر یه پول زیادی واسه یه کالا یا خدمات معمولی داده نمیگم طرف چقدر خرپوله، میگم یا راست میگه که در این صورت ساده و نفهمه، یا دروغ میگه که در این صورت عقده ایه.