اون به خاطر عاقل بودنم کنارم بود
و من در تمام مدت عقلم میگفت این رابطه اشتباهه ولی باز هم بودم و خیلی دوستش داشتم و این اصلا عاقلانه نبود :))
دیگه خیلی ساله میگذره
دلم برای اون آدم تنگ نیست
لیک خیلی دلم برای خود عاشقم و اون حسها و شوقها تنگ شده
حسرت تجربه دوباره اش رو دارم
۷/۷
در بدو ورود یه خانم بود که به حجاب تذکر میداد با لحن افتضاح
خودتونم وسط برنامه تذکر دادید...
فکر میکنید با این روند، حس و حالی میمونه؟!
حال نکردم با اجرای برنامه بطور کلی
#هیپوکامپ#hipocamp
خواب دیدم بغلش کردم...
بغلش آشنا بود، آرامش ��رفتم
تمام دغدغه های تو سرم محو شد...
بوش رو نفس کشیدم تا اعماق وجودم،
مردم...
گریه کردم...
اونم گریه کرد...
اما دستامو ول کرد...
تنهام گذاشت...
مثل واقعیت...
“پیشترها فکر میکردم، بدترین اتفاق در زندگی، تنهایی است. اما اشتباه میکردم!
بدترین اتفاق، زیستن در کنار کسانی است که حس تنهایی ��ر تو ایجاد کنند”
- رابین ویلیامز
عکس: سائول لایتر
تنهایی
نیویورک
(۱۹۴۹)
@Octtaave@Chivasssss7 من خیلی عادی با موهایی که کلیش سفید شده، بدون اتو میرم بیرون.
این مبارزه ست برای گرفتن کمترین حق یک زن،
نه اینکه زیبا کنیم شهر رو.
به مدت سه فاکینگ سال گهگداری پیام میداد، تا پارسال که گفت: هنوز نمیدونه چرا رابطمون اونطوری تموم شد!
منم امسال پیام دادم که اگه چرایی داره هنوز، رفع کنم و این بار سنگین رو از دوشم بردارم...
اما گفت وارد رابطه شده و نیازی نیست صحبت کنیم...
عمیقا خوشحال شدم براش🥹