@schizopol موافقم.
به نظرت چطور میشه این عرضه و تفاضا رو متعادل کرد؟ اینکه بگیم رضایت نسبی وجود داشته باشه (میتونه بعد از یه مدت نباشه) یا خانوم هم تامین کننده باشه و اونم متقاضی؟
چیپس منو از خودکشی نجات داد. اونموقعها تو مضیقهی مالی بودم، از محیط سمی وحشتناکی که توش بودم با هزار مشکل فرار میکردم به یه گوشهی یک در دو. تنها چیزی که دلمو خوش میکرد چیپس خوردن بود. چون پولم کم بود، اگه میرسوندم هفتهای یکی میخوردم. کل هفته رو بخاطر چیپسه زندگی میکردم.
خسته ام و دوست دارم بمیرم. حس میکنم خوش حالی از من دور شده. شب از خواب بیدار میشم و حتی اون موقع هم توی خواب بیدار افسوس میخورم چرا نمیمیرم.
میترسم این پسر از این مودم ناراحت شه و ترکم کنه.
آدما درک نمیکنن.
کاش زودتر بمیرم و از این برزخ رها شم.
نمونه رزومه هایی هست که برای من اومده
بعد شنگوله میرزا با لیسانس پیام نور از نا کجا اباد
میگه من با زیر ۱۰۰ میلیون کار نمیکنم
خب به درک
تازه اینا حقوق پیشنهادی خودشون هست
پ ن : از کسانی که روی موش ضربه میزدن که پولدار بشن انتظار منطق نداشته باشید
اینا به مفت خوری عادت کردن