@zara69676 منم حدود ۱۴ سال پیش عینک آفتابیمو توی ماشین کسی جا گذاشتم که اون روزها برام خیلی عزیز بود و امروز از همیشه عزیزتر.
عینک هیچوقت برنگشت؛ چون از همون موقع تا حالا دیگه همدیگه رو ندیدیم.
عجیبه؛ اولین چیزی که بعد از خوندن مطلب شما به ذهنم رسید، همین خاطره بود...
بعضیها واسه هر اشتباهی یه دلیل دارن؛
شرایط خوب نبود، عصبی بودم، طرف مقابل حساس بود، تقصیر بقیه بود...
ولی رشد از جایی شروع میشه که یه بارم شده بهجای توجیه کردن بگی:
«این یکی، اشتباهِ من بود.»
#مسئولیت_پذیری#رشد_فردی#خودآگاهی
بعضی روزها فقط خستهات نمیکنن؛ از درون خردت میکنن.
امروز برای من یکی از همون روزها بود.
هنوز توی اداره نشستم و هر بار یادش میافتم، گریهام میگیره...
#روزهای_سخت 🖤
#دلنوشته
امروز یکی از شاعران محلی رو دیدم با وعده خرید چند مجموعه، چاپ دوم کتابش رو منتشر کرده بود.
حالا بعد از چاپ گفتن «اعتبار نداریم»! جالبتر اینکه برای خرید ۲۰ جلد، نامه زدن که هزینهش از بودجه یک مجموعه دیگه تأمین بشه!
هزینه اعتماد به این وعدهها رو چه کسی میده؟
#فرهنگ#کتاب
@moos66417 کامل درک میکنم. ما هم سالها بین تمدید قرارداد، افزایش اجاره و نگرانی برای سال بعد زندگی کردیم. هر سال فکر میکردیم از پسش برنمیایم، ولی کمکم گذشت و بالاخره صاحب خونه شدیم. امیدوارم خیلی زود روزی برسه که دغدغهات فقط چیدمان خونه خودت باشه، نه تمدید قراردادش.
@Fakhteo#قالیباف هم که تو جنگ بعدی ترور شد همین شماها تشریف میارید و می فرمایید حیف شد، فرمانده میدان بود، شهادت حقش بود و ...
معلوم نیست حسابتون با خودتون چند چنده؟؟!!!
یکی از مهارتهای عجیب بعضی مدیرها اینه که با اعتمادبهنفس کامل چیزی رو میگن و چند روز بعد که هیچی، چند دقیقه بعد با همون اعتمادبهنفس کامل زیرش میزنن!
امیدوارم نداشته باشید از این مدیران!
#محیط_کار#مدیریت
یک هفته درگیر نسخه جدید کرونا بودم؛ یادگاریِ همکار عزیزی که ماسک را چندان جدی نگرفته بود! 😄
امروز برگشتم سر کار و با انبوهی از کارهای عقبافتاده مواجه شدم.
شما هم بعد از چند روز مرخصی یا بیماری، حس کردین دنیا بدون شما با سرعت بیشتری جلو رفته؟ 😅
#کرونا