چیزی که در ایتالیا هر روز شگفتزدهام میکنه هنر طراحی حتی در محصولات ساده و ارزون قیمته. اینکه میبینی به جزئیترین بخش عملکرد هم فکر شده واقعا لذتبخشه.
https://t.co/6F3Cax6hy7
این کانال استالژیا رو دنبال کنید
محتوای خوب موسیقی درست میکنند
کامیونتی دیاسپوراست
تازه شروع کردند ویو ویدیوهاشون خیلی کمه ولی محتوا عالیه
من میگم tiny desk ایرانی
راستی کمپین کرودفاندیگ هم دارند
میدونم خیلی ها پولشو ندارن یا بخاطر وضع اقتصادی موجود سعی میکنن پولشونو بدن نیاز های اولیه مثل غذا
خواستم بگم ی همچین چیزایی هست که میتونی بزاری پشت کلیدهای سنتی خونه(یا سر راه برق-کولر آبی-مودم-فیوز مینیاتوری یا هر وسیله برقی دیگه)و اون رو از راه دور کنترل و زمان بندی کنی۱،۴۵۰ت
گاتلیف دربارهی فقر و آوارگی فیلم میساخت ولی هیچوقت از بدبختی آدمهاش خرج نکرد که دل تماشاگر رو بهدست بیاره.
آدمهاش ته فلاکت هم مست میکردن، آکاردئون میزدن و میرقصیدن، چون راه دیگهای جز رقصیدن بر پدر دنیا نیست.
تونی گاتلیف نازنین، سفرت بخیر.
امروز تونی گاتلیف مرد. چند روز پیش داشتیم یکی از فیلمهاش رو میدیدیم و وسط فیلم گفتم چقدر پیر شده که کاش نگفته بودم.
گاتلیف رو اتفاقی پیداش کرده بودم؛ بخاطر استفاده از یه تکه ملودیِ «یاوران مسم» تنبور کیخسرو پورناظری توی یکی از فیلماش. سر همین یه حس «کارگردان من» داشتم بهش.
کولیها برای من همیشه نماد بیتعلقی بودن؛ به اجتماع، به قانون، به خانواده، به هر چیزی که آدمو یهجا میخکوب میکنه.
نه اینکه آدمای بهتری باشن، ولی دیدن زندگیشون همیشه برام جذابیت داشت. و گاتلیف همون کسی بود که این زندگی رو نشونمون داد.
گاتلیف دربارهی فقر و آوارگی فیلم میساخت ولی هیچوقت از بدبختی آدمهاش خرج نکرد که دل تماشاگر رو بهدست بیاره.
آدمهاش ته فلاکت، مست میکردن و آکاردئون میزدن و میرقصیدن، چون راه دیگهای جز رقصیدن بر قبر پدر زندگی نیست.
تونی گاتلیف نازنین، سفرت بخیر.
دوازدهساله بود که پلیس دستگیرش کرد و پرسید اسمت چیه. اسم یک پارک در الجزایر رو گفت: تونی گاتلیف.
دقیقاً مثل یکی از شخصیتهای فیلمهای خودش. آدمی که اسمش هم از دل فرار دراومده بود و همیشه در فیلماش آدما در حال رفتن بودن.
آدما تو سالهای مهاجرت خیلی عوض میشن. چه جهانبینیشون، چه چلنجهایی که داشتن، چه حتی حسشون نسبت به جامعهای که توش زندگی میکنن و خود مهاجرت. من حتی برای دوستی هم به این نتیجه رسیدم که بهتره آدما تقریبا تو یه بازه زمانی مهاجرت کرده باشن. مخصوصا ما ایرانیا که از یه جامعه نسبتا ایزوله اومدیم، اختلاف چند سال تجربه مهاجرت بعضی وقتا باعث میشه واقعا نتونیم با هم cope کنیم.
از وقتی خوندم کرم ۱/۵ یورویی لیدل مقام اول تو کیفیت رو بین همه برندهای آرایشی و بهداشتی آورده، حتی بالاتر از لانکوم و کلینیک، به صورت فزایندهای ناامید شدم، خیلی جدی شدیم بردگان نظام سرمایهداری، فقط میکنن تو پاچهمون🚬
حتی این اردینری هم تو مصرف یه دوره سه ماهه تاثیری ندیدم🥲
یه گروه تلگرامی هست واسه اونایی که میخوان ویزای استارتاپ فرانسه (تلنت) بگیرن سوالاشون رو بپرسن، منم اونجا اگر چیزی بدونم جواب میدم، از طریق گروه یکی اومده خصوصی سوال پرسیده، میگم خب تو گروه تجربهات رو بگو شاید به درد یکی خورد، میگه نه.
بعد انتظار داره من جوابش رو بدم.
تو تلگرام به یه کانال شخصی برخورد کردم که صاحبش یه «پسر ۱۷ ساله تیکتاکرِ گیِ دیزاینرِ لباسهای سبک گوتیک با انگلیسی عالی» بود. حدس میزنید ساکن کجا بود؟
یکی از روستاهای زنجان.
اینجاست که میفرماید ایران اوزوک، زنجان اوزوک قاشیدی (ایران انگشتر و زنجان نگین است)
دیروز تو شهربازی زنم گفت از این ماشینایی که عروسک رو باید با چنگک بگیری واسم عروسک گاومیش بگیر، در اولین تلاش گرفتمش و آوردم بیرون.
یه طوری احساس مردانگی کردم که انگار در نبرد تن به تن با گاومیش شکارش کردم.