روز گذشته دستکم بنگاههای رویترز، گاردین و تایمز اسرائیل، این اتفاق خونبار رو اینجوری تشریح کردند:
هایکینگ شهرکنشینان غیرنظامی اسرائیل
هایکینگ شهرکنشین در کرانه باختری = کشته شدن چهار فلسطینی
حد وسط ارسطوی�� همیشه هم کار نمیکند برای اینکه نشان بدهد شما چقدر فرهیخته هستید. هر مفهوم سیاسی را البته میشود بین دو حالت شدیدتر و کندتر تخیلی گنجاند و خودفریبانه دلخوش بود که راه درست را یافتهایم اما یک چیزهایی وسط ندارد مثل جنگ: وسط میدان از هر دو طرف میخوری!
یکی از مضحکترین ژانرهای این یکی دو سال اخیر که تو این چند ماهه هم خیلی تشدید و شور شده و کف توییتر زیاد میبینم اینه که یک سری جوانک به هرکی دم دستشون میرسه از جلیلی و رائفیپور و ... میگن حجتیه!
به این سوی چراغ اگر ذرهای بدونید حجتیه خوردنیه یا پوشیدنی و قدر ارزنی بدونید دارید راجع به چی حرف میزنید!
این خط سهایها یه پایهای رو دهه شصت گذاشتند که بعد از اون شد ابزار دستمالی و بعدش در هر دوره از دهه هفتاد تا الان افتاد تو دهن یه عده جوجهی نورسیده!
حالا اینام یه چی شنیدن مثل طوطی تکرار میکنند!
ده روزه توی اروپای غربی هوا گرمتر از حدّ معمول شده. اون هم نه گرمای اهواز و بندرعباس، بلکه مثل یک روز عادی تابستان در تهران یا بیروت یا آتن. حدود ۱۵۰۰ نفر مردهان. همهی کارها تعطیل و زندگی روزمره با اختلال خیلی جدی مواجه شده. چند ده نفر توی بیمارستانها بهخاطر نبود سیستم سرمایشی از گرما تلف شدهاند.کافی بود مشابه چنین اتفاقی در ایران یا چین بیافته تا جریان رس��نهای گوش دنیا رو با بیکفایتی دولت و دیکتاتوری و امثالهم کر کنه. پارسال که تو ایران کمآبی بود، چنان بازی رسانهای راه انداخته بودند که اروپاییها فکر میکردند ایرانیها همه دارند از تشنگی تلف میشن. الآن اما هیچکس نه از بیکفایتی دولتهای اروپایی حرف میزنه، نه از اینکه بهجای پیشبینی و مقابلهی پیشگیرانه با تغییرات اقلیمی، بودجههای زیستمحیطی رو کاهش دادهاند و بودجههای نظامی رو افزایش. کسی نمیگه چرا اروپا بهجای تجهیز نظامی اوکراین و رژیم صهیونیستی، پول مردم رو خرج تجهیز بیمارستانها، مدارس، دانشگاهها و ادارات دولتی به سیستم سرمایشی نمیکنه.
رها كنيد! شما پهلوى چى ها همچون شازده تون عقل و سواد و توان ذهنى تحليل شرايط رو نداريد در نتيجه بازيچه ديگران ميشيد و بعد سرخورده. عرض خود مى بريد و زحمت ديگران مى داريد!
مسأله مهمتر از توافق با آمریکا و جنگ و صلح و کرونا و تمام بلایا، رشد و گسترش این تفکر و عقیده در فرهنگ سیاسی قشر ارزشی هست. تشیعی که قرار بود سرشار از عقل و منطق و معرفت باشه، به تشیعی قشریگرا، مداحمحور، مقدسمآب، چشم و گوش بسته تبدیل شد. شأن و جایگاه رهبر بیش از امام معصوم!
بهترین راه مقابله با ی�� دروغگو، برملا کردن دروغ هاشه. ایرانی ها باید با هشتگ #مهدی_محبی از دروغ های اسرائیل بگن تا اون تصویر دروغی که ایران اینترنشنال از اسرائیل ساخته از بین بره و مردم واقعیت رو ببینن.
اگر این کارشون بدون جواب بمونه، راحت به ایجاد تفرقه ادامه میدن. چند سال دیگه، چند دسته میشیم و همه از هم متنفر میشیم و فرهنگ و جامعه از بین میره.
تو برره وقتی میگفتن بریم آبیاری زمین زراعی، منظورشون این بود که بریم مزرعه دراز بکشیم و به آسمون نگاه کنیم، شاید بارون بیاد.
وقتی فرقه پهلوی میگه داریم مبارزه سیاسی میکنیم:
اوجش واسه من اونجا بود که بعد دو هفته بمبارون وقتی دیدن «اینا» نمیرن، شروع کردن با اون روی سنگ پای قزوینشون که «خب مبارزه مدنی کنید ببینیم اگه راست میگین»
یک دهم جنگ ۱۲ روزه اگر بر سر کشوری مثل ترکیه که ادعاش آسمونو شکافته نازل میشد، همون ساعت اول فرو میپاشید.
ماهنوز نفهمیدیم مقابله با دو تا از بزرگترین و مدرنترین ارتشهای دنیا، اون هم وقتی تمام سران کشور رو زدن و با تمام توان بهت حمله کردن چه کار بزرگیه.
باعث افتخاره.
BREAKING! US court ha suspended the US sanctions against me!
As the judge says: "Protecting the Freedom of speech is always just the public interest".
Thanks to my daughter and my husband for stepping up to defend me, and everyone who has helped so far.
Together we are One.
هیچ وقت برام عادی نمیشه که انسان سفید مدعی با سطح فارسی "سلام، کوبی؟" میره توی یک منطقهی فارسیزبان چند ماه میمونه، بعد ناگهان میشه متخصص و آشنا به زیروبم فرهنگ و هنر منطقه و میاد برامون در کنفرانسهای جدی سخن هم میرانه :)))
استعمار شناختی:
یک تمرین کوچک برای هر کسی که میخواهد بداند استعمار شناختی چگونه آغاز میشود:
فیلم محبوبت را انتخاب کن.
نه یک فیلم معمولی.
همان فیلمی که هر بار، حتی وقتی پایانش را میدانی، باز هم تکانت میدهد.
همان که موسیقیاش هنوز جایی در سینهات را باز میکند.
همان که شخصیتش را نه فقط تماشا میکنی، بلکه احساس میکنی.
حالا با دقت این فیلم را تماشا کن:
موسیقی آرامآرام بالا میآید.
نور، نرم و حسابشده، روی صورت بازیگر مینشیند.
فردی زیبا، زخمی و دوستداشتنی ظاهر میشود؛ فردی که انگار تمام رنج جهان را در چشمانش حمل میکند.
او آرام حرف میزند.
صدایش میلرزد.
نگاهش چیزی را پنهان میکند.
سکوتش سنگین است.
زخمش زیباست.
تنهاییاش عمیق است.
و تو، بیآنکه بفهمی، کمکم وارد جهان او میشوی.
وقتی نگاهش میشکند، چیزی در تو هم میشکند.
وقتی صدایش میلرزد، قلب تو هم میلرزد.
وقتی زخمی میشود، بدن تو هم درد را حس میکند.
وقتی گریه میکند، انگار اشک او از چشم تو میریزد.
وقتی قلبش میشکند، تو هم برای لحظهای باور میکنی که این درد، این عشق، این اندوه، مال توست.
درد او، درد تو میشود.
تنهایی او، تنهایی تو میشود.
عشق او�� عشق تو میشود.
داستان او، حقیقت تو میشود.
و درست همانجا، وقتی قلبت نرم شده، وقتی ذهنت فاصلهی انتقادیاش را از دست داده، وقتی دیگر میان تو و تصویر مرزی باقی نمانده، ناگهان همهچیز را قطع کن.
و منطقی فکر کن:
نه عشق بزرگی در کار است.
نه سرنوشتی.
نه حقیقتی مقدس.
نه فردی که جهان دردش را در چشمان او گذاشته باشد.
لباسهایش را ��راحان انتخاب کردهاند.
کلماتش را نویسندگان نوشتهاند.
مکثهایش تمرین شدهاند.
نگاهش کارگردانی شده است.
اشکهایش تدوین شدهاند.
دردش بازی شده است.
حتی سکوتش هم ساخته شده است.
بدون همهی اینها، او فقط فرد معمولی است ایستاده جلوی دوربین؛
زیر نوری مصنوعی،
در اتاقی ساختگی،
با چهرهای طراحیشده،
کلماتی قرضگرفته،
و نخهایی نامرئی که از پشت صحنه تکانش میدهند.
و با این حال، قلب تو او را باور کرد.
همینجا باید اندیشید:
چون اگر یک فیلم بتواند در دو ساعت احساسات تو را اینگونه در دست بگیرد، تصور کن تصویر، موسیقی، تکرار، رسانه، سیاست و رو��یت، در طول سالها با ذهن یک ملت چه میکنند.
جورج اورول هشدار داده بود که هر کس زبان را کنترل کند، میتواند فکر را شکل دهد.
من اضافه میکنم: هر کس احساسات را کنترل کند، میتواند رفتار و افکار انسان را شکل دهد.
آخرین امید
آخدین نبرد
آخرین الترناتیو
چرا اینا انقدر به آخرین علاقه دارن؟
واقعا درک کودکانهای از جهان پیرامون خودشون دارن
ساده، خطی و کوتاه مدت.
این آخری فوق العاده مهمه، سیاست به عنوان امری کوتاه مدت بسیار خطرناکه، جون شخص رو محبور میکنه به ساده انگاری.
فرد فکر میکنه