منتظر هیچ معجزهای تو این زندگی نیستم. رویای خاصی ندارم. فقط خیلی وقته منتظرم که این قصه لعنتی تموم شه. زندگیم نه شعر بود نه تراژدی؛ انتظار بود. انتظار برای نابودی، برای نبودن، برای ته خط.
ببین اسلام چیه که دست زدن و رقصیدن، مبارزه محسوب میشه. موی زن مبارزهس. حیووندوستی مبارزهس. بوسیدن مبارزهس. غذا خوردن مبارزهس. انگار داری با مرگ میجنگی.
روز چهارشنبه ۲۹ بهمن، شاگردان پدر صدرا سلطانی، جوان ۲۴ سالهای که در نارمک تهران با گلوله ماموران خامنهای جان باخت، در مدرسهشان برای صدرا مراسم چهلم برگزار کرده و این معلم داغدار را غافلگیر کردند.🥺💔
شاهزاده عصا قورت داده نیست، تلاش نمیکنه مصنوعی جدی باشه، خودش رو جدا از آدما نمیدونه، تظاهر به ساده زیستی نمیکنه، از به اشتراک گذاشتن سفر و تفریحاتش با خانوادهش ابایی نداره، ساز میزنه، عکاسی میکنه، با مایو عکس داره، آدمه، مثل ماست، مثل باباهامونه. چرا دوستش نداشته باشیم؟