ببخشید دیگه من توانم در حد التماس کمک کردن است،شما بجای پرداختن به من حقیر صاف و محکم برو دستور مستقیم جهت جلوگیری از اجرای حکم اعدام زندانیان سیاسی برای وحوش جا صادر کن...
وضعیت: اعدام معترضین دیماه به خبری عادی و بیاهمیتتر از فوتبال تبدیل شده! همه در جو مورد علاقهی خودشون زیست میکنند و تنها موضوعی که هیچ اهمیتی برای آنان نداره وضعیت میلیونها گروگان جا و هزاران محکوم به اعدام است!
در این میان برای #پخشان_عزیزی نوشتم محکوم هم شدم...!
نوشته پخشان و التماس؟
من گفتم پخشان التماس میکند؟ نوشتم «این زن» یعنی خودم التماس کمک و یاری میکنم تا صدای #پخشان_عزیزی به فریادی بلند تبدیل شود!
من حقیر و مفلوک و اسیر جا هستم!من بیصدا و محکوم به خفقان هستم!
شما به بزرگی خودتان این زن کم و کوچک را عفو کنید!
صدای خاموش التماس «این زن» یعنی صدای خود بنده..! متوجه هستید؟ «این زن» که من هستم برای نجات انسانی بیمانند چون #پخشان_عزیزی به هرکه و هرچه کمترین کمکی به حفظ جان عزیزش بکند التماس خواهم کرد!
من یکی از مردم محکوم به خاموشی ایران هستم نشانهاش تصویری در خیابان و میان گریه است! https://t.co/fmI33Jlx2H
امروز درحالی که دربهدر پیدا کردن دارو از محلهای با پای پیاده به محلهای دیگر میرفتم تماسی از دوستم که به آمریکا مهاجرت کرده دریافت کردم؛با خشم و عصبانیت از خیانت دوست آمریکایی خودش به قربانیان قتلعام دیماه حرف میزد:"مارکی رو قائدی کراش زده"گفتم بعد یکسال اول حالم رو بپرس..
⚠️سمانه ابراهیمی نوایی، ۴۶ ساله و شهروند ساکن آمل، روز شنبه ۲۳ خردادماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری منتقل شد.
⚠️روزهای اول بازداشت نقش حیاتی داره! تو این روزهاست که بازجویی (شکنجه) و بدنبالش اتماهات واهی صورت میگیره!
#سمانه_ابراهیمی_نوایی
منبع @hra_news
سعید جان شما خودت از بازیکنان اصلی یکی از مخوفترین «تیمهای ملا» هستی! زشت نیست با حسودی کردن به یک تیم ورزشی دست به تحقیر تیم سرکوب،شاخه «شاحمهره» بزنی؟
رکورد جنایت و خیانت علیه مردم بیگناه ایران با اختلاف کهکشانی در دست تیم شماست! آسوده باش که اربابت جا از تیم شما راضی است!
تیمی که بازیکنش در حمایت از کشتار بیرحمانه بیش از ۴۰،۰۰۰ نفر از ایرانیان پس از گل زدن به تماشاگران ایرانی معترض تفنگ در حال شلیک نشان میدهد و تهدیدشان میکند تیم ملی نیست تیم ملاست.
@AfshinSajedi@helpiranRev آنها مرتکب جنایت شدند تا به خیال خودشان اثری از دکتر #مسعود_مسجودی باقی نماند.آنها نمیدانستند تاریخ مبارزه مردم را به پیش و پس از دکتر تقسیم میکنند.
اکنون برای شناسایی خودی،ناخودی و بیخودی کافی است به رویکردشان در رابطه با جنایت علیه دکتر نگاه کنیم تا از حقیقت آگاه شویم!
@Jila88514114 نفسم میگیرد
که هوا هم اینجا زندانیست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است.
اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطر من
گریه میانگیزد
ارغوانم آنجاست!
ارغوانم تنهاست!
پخشانم تنهاست...
این نهایت فریاد کشیدن من در سرزمینی است که خفقان بر آن حکومت میکند!
صدای خاموش التماس این زن را میشنوید؟
صدا و فریاد خواهرم #پخشان_عزیزی باشید!
به داد مردم محکوم به خاموشی ایران برسید! صدا و فریاد ما باشید! #زن_زندگی_آزادی
این چی بود که من خوندم؟ 😳😳😳😳😳😳
جاویدنام «مورد علاقه» ؟؟؟
شرم نمیکنید از وجود خودتان...؟
این نامش حمایت از مردم بیگناه ایران است یا شرمسار کردن خانوادههایی که عزیز خفته در خونشان مورد علاقهی شما نبود تا یاد و نامش را زنده نگاه دارید؟ دست از شکنجه روانی ما بردارید!!!!!!
نامه #پخشان_عزیزی از زندان اوین؛ «من آنیام که برای زندگی میمیرم، نه آنکه برای مرگ زندگی کنم»
متن کامل:
سیاست و اخلاق در اوج ابتذال تاریخی خود به سر میبرند.
مدتها بود که سکوت اختیار کرده بودم. جایی که دستبستهای، موقعیتت به مانند تاریخت لبِ مرزیست و کوچکترین سخنی ممکن است زندگانیات را بگیرد، زبان حالت میشوند، هویت انسانیات را زیر سؤال میبرند، بایستی فریاد برآورد که من هنوز زندهام، نفس میکشم و هنوز همان جایی که بایستی، ایستادهام.
چیزی تغییر نکرده، مگر دخالتهای برخی از انسانهای منفعتطلب و انسانهای به اصطلاح سیاسی که از درون و برون زندان به خاطر منافع شخصی یا سازمانی به دور از اخلاق سیاسی، درصدد حذف و به حاشیه رانده شدنم برآمدهاند.
یک عده در راستای سیاستهای از بالا به نام خلقی، عدهای به نام سازمانی که کشتار تاریخم را رقم زدهاند، عدهای منقطع از همتاریخبودنشان، عدهای جهت پاکسازی، عدهای به نام مدافع و وکیل که جا خالی کردهاند، چرا که انسانیتشان به همان اندازه ایستادگیشان بود، همه موجسواری کردهاند.
اینجاست بایستی گفت: در آن هنگام که مسکوتی، تو را تعریفی میباید. و لکن! این نه تو در سکوت، که خاطبان جاری در زندگی، چنان تعریفی از تو میدهند به بار که تا عمر تو هست، زیر سیی سنگینِ این سکوت گامهای سنگینتری برداری.
سه سال حبس و ۲ سال زیر حکم ناعادلانه و ظالمانهای بودهام و تا جایی که اطلاع دارم تنها زن زندانیِ سیاسی محکوم به اعدامی هستم که حکمم ۴ بار تاکنون تأیید شده است و حتی یک بار، احکامم نه نقض خورده و نه نقض شده. تا حال نیز هیچ توقفِ حکمی که از آن گفته میشود، چه به من و چه به وکیلم، جناب رئیسیان ابلاغ نشده است. ضمن اینکه توقف حکم هم به معنای شکستن آن نیست.
این چند سال را چه بنده و چه خانوادهام (به مانند بسیاری دیگر از محکومین به اعدام) سخت و پیچیده گذراندهایم. خانوادهای با شرافت که تمامیشان به صرف فرهنگ کورد بودن به زندان افتاده و حبس کشیدند، انگار بایستی خانوادهام اعلام میکردند، ایرانی اصیل نیستند تا قهرمان میشدند، انگار بایستی خانوادهام اعلام میکردند که بنده چه کارها که نکردهام و مددکار اجتماعی نبودهام تا سرم بالایِ دار میرفت و شعار نه به اعدام به نفع سازمان خاصی یا گروه خاصی که داعیهی آن را دارد، گوش زندان را پر میکرد!!
بیقانونیهایی که طبیعتاً بر آن واقفیم و از پرونده خود میدانم که چه دستهایی پشت پرده و چه بازیهای سیاسی در داخل و خارج زندان که نبردند و نکردند! چه حاشیهها که درست نشد!
عجیب نمیدانم چرا که تاریخم را از برم. این دو سه سال تکرار تاریخم بود. زیر شدیدترین فشارها و تهدیدات و تجاوزاتِ فکری و اعتقادی در پروسه بازداشت تاکنون در داخل همین زندان سیاسی، دقیقاً یادآوریِ تاریخ بهحاشیهرانده شدهی کوردستانم است.
هیچ دوستی، هیچ دوستی غیر از خود ندارم؛ که حتی گاهی ناآگاهی و منفعتطلبی و انکارِ خود باعث انقطاع و انشعاباتی در آن شده که تاریخش را به بیراهه میبرد؛ من آن را با چشم خود دیدهام.
گذر زمان اثبات خواهد کرد که هیچ دوستی غیر از خود ندارم. طبیعتاً این از مظلومیت قطعیمان نیست، از دانستن جایگاه و پایگاهمان به صورت راسخ و استوار است. همان تاریخی که هیچگاه بدان پشت نخواهم کرد.
اگر زندگیای باشد سرفَرازانه آن را خواهم زیست و اگر قرار باشد صرفاً به خاطر گرفتن حقوق حقهام به عنوان یک مرزی و به حاشیه رانده شده و حذف شده که فرهنگ و مدیریتم را خواهانم (صد البته در رد تجزیهطلبی که موضعی کلاسیک و ارتجاعیست که همیشه با آن مُهر خورده و محکوم گشتهایم) چنین حکم ناعادلانهای را گرفتهام، اعلام موضع خود را دارم.
به همین دلیل یک بار دیگر همزمان با تحلیل وضعیت سیاسیِ موجود، با توجه به محکومیتم تحت عنوان تجزیهطلبی و جنگطلبی میخواهم مواضع قاطع و آشکار خود را از زبان خود، همینجا اعلام کنم. پس:
۱. مسائل مربوط به خاورمیانه تنها مربوط به سیاستهای حکومتهای مرتجع منطقه نیست، بلکه وضعیتی که با آن روبرو هستیم، تاریخی صدساله دارد که از جنگ جهانی اول و در پیِ تقسیم اراضی در خاک خاورمیانه شروع شده و ادامه دارد. جنگِ در جریان، امتدادِ همان تقسیم اراضیست. سهم ما از خاکمان، از منابعمان و نفتمان کمتر از سهم ربودهشده توسط حکومتهای غربی و شرقی است. جنگی که سالیان است خاورمیانه را درگیر کرده است. نفتش را چاپیدهاند، معادنش را دزدیدهاند، خونش را مکیدهاند تا گردش سرمایهای را که از اینجا آغاز شده را ادامه دهند.
سهم خود را از سرمایهی مردمی میخواهند که سالهاست ارزشها و منابعش را به تاراج بردهاند، سالهاست امانش را با تحریم بریدهاند.
ادامه👇👇
@NamelessGuts از ۱۴۰۱ دیگه هیچوقت فوتبال نگاه نکردم اما هرگز به فردی که فوتبال نگاه میکنه کوچکترین عذاب وجدانی ندادم.
یکی از خواستههای ما از ابتدای انقلاب #زن_زندگی_آزادی داشتن حق انتخاب و محترم شماردن و عدم دخالت و ایجاد مزاحمت نسبت به حق انتخاب دیگری بود و هست.
نباید تبدیل دیکتاتور بشیم!
این نهایت فریاد کشیدن من در سرزمینی است که خفقان بر آن حکومت میکند!
صدای خاموش التماس این زن را میشنوید؟
صدا و فریاد خواهرم #پخشان_عزیزی باشید!
به داد مردم محکوم به خاموشی ایران برسید! صدا و فریاد ما باشید! #زن_زندگی_آزادی
امروز ۱۳۴ روز از قتل #مسعود_مسجودی گذشته و دادگاه ۱۷ جولای داره نزدیکتر میشه.
شاید بعضیا ترجیح بدن این پرونده رو فقط به جمهوری اسلامی ربط بدن. اینکه جمهوری اسلامی مخالفاش رو هر جای دنیا که باشن هدف قرار میده، چیز تازهای نیست. اما اهمیت پرونده مسعود اینه که سؤالها فقط به جمهوری اسلامی ختم نمیشن.
مسعود در حال پیگیری پروندهای علیه دو نفری بود که امروز متهم به قتلش هستن و همچنین علیه رضا پهلوی.۲ فوریه قرار بود یکی از جلسات این پرونده برگزار بشه، همون روزی که مسعود به قتل رسید.
اگه هیچ ارتباطی بین این اتفاقها وجود نداره، چرا رضا پهلوی درباره این پرونده حرفی نزد؟ نه درباره خود قتل، نه درباره جلسهای که قرار بود همون روز برگزار بشه، نه درباره دو متهمی که اسمشون توی اون پرونده بود.
یه فعال سیاسی شناختهشده به قتل رسیده، کسی که بارها از طرف هواداران جریان پادشاهیخواه مورد توهین، حمله و تهدید قرار گرفته بود. اما در تمام این مدت، خبری از واکنش یا موضعگیری شفاف رضا پهلوی نبود. آیا جان یه فعال سیاسی شناختهشده ارزش این رو نداشت که درباره قتلش صحبت بشه؟
یه سؤال مهم دیگه هم هست، متهمها از کجا مطمئن بودن مسعود اون روز به دادگاه نمیره؟ چرا خودشون هم توی اون جلسه حاضر نشدن؟ واقعاً میشه باور کرد همه این اتفاقها کاملاً بیربط به هم بودن؟
تا امروز نه ارتباط این افراد با جریان پادشاهیخواه بهطور شفاف رد شده و نه درباره نقش کسایی که سالها فضای تهدید علیه مخالفا رو ساختن توضیحی داده شده.
شاید مهمترین سؤال این پرونده این باشه: آیا بعضیها برای رسیدن به قدرت حاضرن از کنار حذف مخالفانشون عبور کنن، چون مطمئنن هیچوقت بابتش مورد سؤال و پاسخگویی قرار نمیگیرن؟
دادگاه ۱۷ جولای شاید به همه این سؤالها جواب نده، اما دستکم فرصتیه برای اینکه بخشی از حقیقتی که ۱۳۴ روزه پشت سکوت پنهان مونده، روشن بشه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
@khashayarsefidi@helpiranRev برات نوشتم که دارن هماهنگ مقاومت میکنن که توافق و تولد همزمان نشه! کار مقامات یک کشور فروپاشیده از همه نظر در حد همین اختلال ایجاد کردن در شادی تولد ترامپ است. چه کسی به داد بحرانهایی که همین حالا هم درحال نابود سازی سریع مردم و ایران است خواهد رسید؟ هیچکس...