PhD in Int’l Relations, NY based UN expert 2005-2015, Working knowledge/experience in legal/commercial matters, Retired, Ex-Embaixador do Irã🇮🇷 no Brasil🇧🇷
Chinese Foreign Ministry:
China and Iran are comprehensive strategic partners.
China will work around to consolidate and elevate political mutual trust, deepen mutually beneficial cooperation in various affairs, and continue to advance the China–Iran comprehensive strategic partnership.
همچون سال گذشته به پیشنهاد دوستان گرامی روزنامه ایران یادداشت کوتاهی در مورد اولویتهای سیاست خارجی سال ۲۰۲۶ نوشتم. هر دو متن سال گذشته و جدید را در این پست تقدیم میکنم⬇️
*روز واقعه دیپلماسی*
حسین قریبی در روزنامه ایران نوشت:
در یادداشت مشابه سال گذشته نوشته بودم که با توجه به شدت گرفتن تنگناهای معیشتی و ناترازیهای آزاردهنده و تشدیدشونده در بخشهایی مانند تأمین انرژی، مهمترین مسأله ایران و ایرانیان در سال ۲۰۲۵ میلادی، مسأله بهبود اقتصادی خواهد بود.در سال جاری ناترازی برق و آب به طرز چشمگیرتری رخ نمود و خانوادهها را درگیر کرد. نوشتم که مطالبه اصلی جامعه، نظام و دولت چهاردهم، افزایش ثروت ملی و افزایش درآمد سرانه است و این شاخص افزایش سریع درآمد است که میتواند ارتباط مستقیم با ارتقای سطح رضایت عمومی برقرار کند. به همین دلیل رفع تحریمها و محدودیتهای تجاری کشور و مدیریت روابط با دولت ترامپ در سال دوم آن، مهمترین موضوع سیاست خارجی ایران است. در انتهای یادداشت هم گفته شده بود که مدیریت تلههای عبری هوشمندی خاصی میطلبد.
البته که تلههای عبری کار خودشان را کردند و در کنار مجموعه مسائل فوقالذکر، تجربه جنگ 12 روزه و ادامه تبعات آن پیش چشمان ما قرار دارد. چنین شرایطی البته الزامات فوری را بر سیاست خارجی بار میکند.
به نظر نمیرسد که در تشخیص اولویت سیاست خارجی کشور، تردید و ابهامی داشته باشیم، لیکن در روشهای تحقق آن دچار تشتت، انسداد و نبود ابتکارات خلاقانه و شجاعانه از سوی همه طرفها هستیم. بنابراین در پاسخ به پرسش در مورد اولویتها در سال 2026 حرف جدیدی ندارم و با فرض عدم تغییر شرایط خارجی در ماههای آتی، به طور اصولی همه نگاهها به چگونگی نحوه بهرهگیری از نقشآفرینی عوامل مؤثر خارجی معطوف است. سال 2025 اگر یک درس مهم داشت، این بود که در تنگناهای تاریخی جنگ و فشار ویرانگر اقتصادی، یگانه بازیگر مؤثر در میدان، تنها خود مجموعه حاکمیت است که تکیهگاهی جز مردم ندارد.
ایران میتواند و باید مصمم باشد که از تمام داشتههای دیپلماتیک خود در داخل و خارج از کشور بهره ببرد. جریان دیپلماسی باید روان، پویا و در حال جوشش دائمی باشد. هیچ روزی نباید بدون وجود حرف و نگاه جدید و مبتکرانهای به شب برسد. داشتهها و ظرفیتهای دیپلماسی و راههای ابتکاری غلبه بر وضعیت جاری بیشمارند. روز واقعه دیپلماسی همین امروز است.
https://t.co/VmuRVOwUmb
"رفع تحریمها و مدیریت تلههای عبری"
حسین قریبی
با توجه به شدت گرفتن تنگناهای معیشتی و ناترازیهای آزاردهنده و تشدیدشونده در بخشهایی مانند تأمین انرژی کشور، مهمترین مسأله ایران و ایرانیان در سال 2025، مسأله اقتصاد خواهد بود آن هم نه در نحوه فهم کلیات انتزاعی یا به عکس، سیاستهای جزئیتر مانند کیفیت صادرات نفت به چین یا ادعای وجود ظرفیت صادرات چند میلیارد دلاری صیفیجات به همسایگان. بلکه مهمترین موضوع که مطالبه اصلی جامعه، نظام و دولت چهاردهم هم هست، افزایش ثروت ملی و درآمد سرانه است. شاخص افزایش سریع درآمد سرانه مردم میتواند ارتباط مستقیم با ارتقای سطح رضایت عمومی برقرار کند. با این مقدمه، بهصورت طبیعی مهمترین مسأله خارجی دولت، رفع تحریمها و محدودیتهای تجاری کشور، جلب سرمایه و مشارکت خارجی و به همین ترتیب لاجرم مدیریت روابط با دولت دوم ترامپ برای حصول این اهداف خواهد بود. در فرآیند پویایی روابط جمهوری اسلامی ایران و امریکا، مجموعه اروپا بویژه سه دولت آلمان، فرانسه و انگلیس، چین، ژاپن و هند در کنار عربستان و امارات متغیرهای تأثیرگذار هستند. روابط با اروپا بویژه یکی از نقاط ثقل سیاست خارجی ایران در این دوره خواهد بود. در روابط با اروپا، اصلیترین دستورکار و البته چالشیترین آن، کیفیت روابط ما با روسیه است. سوریه، یمن و افغانستان سه دستورکار دیگر هستند که میتوانند موجب رونق میز مذاکره و تعامل ایران و اروپا باشند. چین، ژاپن و هند در تنشزدایی بین امریکا و ایران منافعی دارند. منطقه غرب آسیای ناآرام، منافع هیچ کدام از این سه قدرت اقتصادی را تأمین نمیکند. در آخر، وضعیت ایران در پیگیری برنامههای بلندپروازانه توسعهای عربستان و حفظ روند رشد و توسعه امارات یک فاکتور تعیینکننده است و همین موجبی برای تعامل بیشتر با این دو بازیگر منطقهای خواهد بود.
پینوشت: وضعیت رژیم صهیونیستی و اقدامات مخرب آن و تحمیلی را که میتواند بر هر فرآیندی داشته باشد در هیچ مرحلهای نمیتوان از نظر دور داشت. مدیریت تلههای عبری در کنار سایر مسائل پیش گفته، اهتمام و هوشمندی خاصی طلب خواهد کرد.
همراه یک گروه از دیپلماتهای برزیلی در سفر شخصی به تهران، مهمان باغ موزه نگارستان بودیم. مجموعه ای کم نظیر از معماری و آثار هنری دوره دویست سال اخیر. کلکسیون های متعدد هنری کلاسیک و مدرن از آثار کم نظیر بزرگان هنر ایران.
این همه ظرفیت توریستی فوق العاده
⬇️
https://t.co/IOUNNWJ076
Neve na cidade histórica de #Isfahan depois de quase 20 anos.
Feliz #Natal🌲
para os meus amigos brasileiros.
Aproveite as férias.
#Christmas2025🎄
"Visite o #Irã"
Parte 38
#SábadosComIrã
Molla “Agha Baba Synagogue” em cidade de Yazd, #Irã.
É outro local histórico de culto para judeus no Irã e além. O Irã é a terra da diversidade religiosa e cultural. Não dê ouvidos a campanhas iranofóbicas.
"Visite o Irã"
Parte 37
#SábadosComIrã
The first Summit of the "Central Asia plus Japan" Dialogue (CA+JAD) was held in Tokyo, chaired by PM TAKAICHI. She declared the launch of the "CA+JAD Tokyo Initiative" to support the industrial advancement and diversification of the five Central Asian countries and strengthen the mutually beneficial relationship between Japan and Central Asia. At end of the Summit, the Joint Declaration of the CA+JAD Summit (Tokyo Declaration) was adopted.
#CentralAsia #CAJAD #CentralAsiaplusJapan
(Photo: Cabinet Public Affairs Office)
https://t.co/P0oKhUQ3NG
به پدیده «شبه علمی» های مخرب، مفهوم «بروکراتهای میان مایه» هم به درستی اضافه شد. اگر «کم مایه» جنبه توهین و تعرض دارد، «میان مایه» توصیف خوبی از روند مستمر «نخبه زدایی» است.
می خواهم درباره بروکراتهای میانمایه بنویسم!
در دو دهه اخیر، نظام اداری و حکمرانی جمهوری اسلامی ایران شاهد نوعی جابهجایی ساختاری در الگوی تولید و بازتولید نخبگان بوروکراتیک بوده است. اگر در دهههای نخست پس از انقلاب و حتی تا اواخر دهه ۱۳۷۰، تکنوکراتهای حرفهای با تحصیلات ممتاز، تجربه اجرایی گسترده و شبکههای ارتباطی فراملی نقش مسلطتری در مدیریت اقتصادی و نهادی ایفا میکردند، از اوایل دهه ۱۳۸۰ به بعد، مسیر متفاوتی برای صعود اداری گشوده شد. این مسیر، بیش از آنکه بر شایستگی حرفهای، سرمایه آموزشی ممتاز یا توان طراحی سیاست متکی باشد، بر «وفاداری سیاسی»، «شبکهسازی در سطوح میانی» و «قابلیت انطباق با منطق قدرت» استوار بود.
در این چارچوب، آنچه میتوان از آن با عنوان «بروکراتهای میانمایه» یاد کرد، نه یک برچسب اخلاقی بلکه یک تیپ نهادی است. این تیپ، محصول تغییر در منطق انتخاب مدیران، تضعیف نهادهای تخصصمحور، و تقدم ملاحظات سیاسی و امنیتی بر عقلانیت سیاستگذاری است.
تکنوکراتهای حرفهای، چه در تجربه ایرانی دهههای پیشین و چه در الگوهای کلاسیک حکمرانی، معمولا دارای چند ویژگی مشترکاند:
تحصیلات عمیق و معتبر دانشگاهی، اغلب در دانشگاههای طراز اول داخلی یا بینالمللی؛
سابقه اجرایی پیوسته و قابل ردیابی در حوزه تخصصی خود؛
و مهمتر از همه، پیوند با شبکههای دانشی و حرفهای فراتر از مرزهای یک نهاد یا یک جناح سیاسی.
در مقابل، بروکرات میانمایه لزوما فاقد تحصیلات یا تجربه نیست، اما کیفیت این سرمایهها تعیینکننده نیست. آنچه تعیینکننده است، توان حرکت در شبکههای غیررسمی قدرت، حفظ تعادل میان جناحهای درون نظام، و پرهیز از هرگونه ابتکار پرهزینه یا موضعگیری مستقل است. این افراد اغلب از مناصب میانی آغاز میکنند، در حاشیه تصمیمسازی میمانند، و دقیقا به همین دلیل، در دورههای بیثباتی سیاسی به گزینهای «کمهزینه» برای ارتقا بدل میشوند.
دوره دولت محمود احمدینژاد نقطه عطفی در این تحول بود. تضعیف و حتی انحلال موقت سازمان برنامه و بودجه، حذف یا به حاشیه راندن بدنه کارشناسی باسابقه، و بیاعتبارسازی دانش برنامهریزی، عملا مسیر را برای ارتقای مدیرانی هموار کرد که بیش از آنکه برنامهریز باشند، مجری اراده سیاسی بودند.
نقد بروکراتهای میانمایه، نقد افراد نیست. مساله اصلی، ساختاری است که تولید چنین تیپهایی را عقلانی میکند. در نظامی که تصمیمهای کلان اقتصادی و نهادی خارج از نهادهای تخصصی اتخاذ میشود، بهترین بروکرات نه خلاقترین یا متخصصترین، بلکه «کممسالهترین» فرد است.
پرسش کلیدی این است:
وقتی مسیر ارتقا از شایستگی حرفهای به وفاداری نهادی تغییر میکند، چه بر سر ظرفیت دولت برای یادگیری، اصلاح و پاسخگویی میآید؟
و مهمتر، آیا نظامی که به طور سیستماتیک بروکراتهای میانمایه تولید میکند، میتواند در مواجهه با بحرانهای پیچیده اقتصادی و اجتماعی موفق باشد؟
بروکراتهای میانمایه، نه انحرافی موقتی، بلکه محصول طبیعی تحول حکمرانی در جمهوری اسلامی طی دو دهه اخیرند. از سازمان برنامه و بودجه تا بانک مرکزی، از سیاست مالی تا سیاست پولی، الگوی غالب، ارتقای مدیرانی است که بیش از تخصص، به تطبیقپذیری مجهزند. نتیجه، دولتی است که باثبات به نظر میرسد، اما از درون تهی از ظرفیت اصلاح ساختاری است.
این مساله، بیش از آنکه یک نقد فردی باشد، هشداری درباره آینده حکمرانی است. اگر مسیرهای ارتقای اداری اصلاح نشوند، بحران نه فقط در سیاستها، بلکه در خود دولت نهادینه خواهد شد
At the Doha Forum, former Iranian Foreign Minister Javad Zarif reminded everyone that Iran had forced the U.S. to evacuate bases in the region—including the one in Qatar itself, where Iran hit back in response to U.S. strikes on its nuclear facilities. “We don’t import our security,” he added, stressing the world must come to terms with Iran’s strength and self-reliance in order to move forward together in peace.
"In an international system undergoing a profound reconfiguration, the strategic convergence between the People’s Republic of China and Iran emerges as a cornerstone of the emerging multipolar order. This partnership transcends conventional diplomacy, representing a deep structural alignment forged by parallel historical experiences, congruent threat assessments, and complementary strategic imperatives. The sustained strengthening of this alliance is not a matter of optional policy but a critical necessity for both nations to secure their sovereign interests and reshape the geopolitical landscape.
Worldview Congruence: A Shared Philosophical Foundation
The alliance finds its roots in a fundamental compatibility of worldview and political identity. China’s governance model and foreign policy are explicitly predicated on an anti-imperialist and anti-hegemonic doctrine. This perspective, shaped by its own “Century of Humiliation,” frames the current international system as one unfairly dominated by Western powers. China’s rhetoric and actions consistently advocate for a “community with a shared future for mankind,” positing a multipolar system that rejects unilateral dominance and respects civilizational diversity.
This ideology resonates powerfully with the foundational principles of the Islamic Republic of Iran. The Iranian state emanated from the 1979 Revolution, a transformative event defined by its rejection of foreign Solteh—a Persian term encapsulating domination, overlordship, and illegitimate imperial control. The revolutionary narrative frames Iran’s foreign policy as a continuous struggle for independence, dignity and justice against a hegemonic world order. This shared language of resistance to external coercion and advocacy for a more equitable distribution of global power creates a durable foundation for mutual understanding and political trust. It allows both nations to interpret geopolitical friction as manifestations of a broader systemic contest.
A Mirror of Threats: Symmetry in Security Perceptions
A compelling driver of strategic cooperation is the remarkable symmetry in the security landscapes confronting Beijing and Tehran. Each nation perceives itself as operating within a tightly contested strategic environment, encircled and pressurized by a network of adversarial alliances spearheaded by the United States.
China’s primary security concerns are concentrated in the maritime domain of the Indo-Pacific, particularly the South China Sea. The threat matrix includes an entrenched United States military presence and forward deployment, complemented by regular Freedom of Navigation Operations (FONOPs) that challenge Chinese territorial claims. This military posture is augmented by a strengthening lattice of U.S. alliances with regional states such as Japan, the Philippines, and Australia, including enhanced defense agreements like EDCA. Further complications arise from the internationalization of territorial disputes through legal challenges, the military modernization of neighboring states like Vietnam, and persistent threats to critical Sea Lines of Communication (SLOCs), including the strategic chokepoint of the Malacca Strait. The potential for a Taiwan contingency to trigger a wider regional conflagration underscores the acute and interconnected nature of these dangers.
Iran faces a directly analogous threat environment in the terrestrial and maritime theaters of West Asia. The core challenge is the pervasive military and intelligence presence of the United States and its strategic partners in the Persian Gulf and surrounding regions. This is operationalized through comprehensive economic warfare via sanctions, strategic coordination between the U.S. and Israel against Iranian interests, and the fostering of regional security alignments hostile to Tehran, such as the nascent Arab-Israeli normalization blocs. "
Read more...
https://t.co/38zsl1wP7e
Molla “Agha Baba Synagogue” em cidade de Yazd, #Irã.
É outro local histórico de culto para judeus no Irã e além. O Irã é a terra da diversidade religiosa e cultural. Não dê ouvidos a campanhas iranofóbicas.
"Visite o Irã"
Parte 37
#SábadosComIrã
Não importa o que esteja acontecendo nas campanhas de difamação, continuamos sendo uma nação orgulhosa com um histórico rico e colorido. E estamos determinados a nos manter firmes.
#Shiraz
"Visite o #Irã"
Parte 36
#SábadosComIrã
یک روز کامل مبادله دیدگاهها و تجربیات برای ارتقای روابط تجاری استان قزوین و برزیل همراه بازدید از برخی واحدهای تولیدی.
دولت و دیپلماسی اگر در خدمت بخش خصوصی و تشکل های تجاری نباشد، صرفا بروکراسی در خدمت بروکراسی است.
در فهرست بلند عناوین مجرمانه در قوانین داخلی، جای خالی یک عنوان بشدت احساس می شود:
صدمه به همبستگی، انسجام و روحیه ملی در زمان جنگ و شرایط مخاصمه فعال.
جلوه ای دیگر از مدل «سیاست و حکومت در آمریکا» که هیچگاه با برساخت های ذهنی و چارچوب های کلیشه ای و جاری جوامع ما جمع نمیشود.
گام اول برای حرکت به سمت یک رویکرد برد-محور در دیپلماسی، کسب نمره قبولی در درس #آمریکاشناسی است.
PRESIDENT TRUMP on NYC Mayor-elect Mamdani: "I met with a man who's a very rational person. I met with a man who really wants to see New York be great again... I think he can bring it back... I'll be cheering for him."
خبرنگار:
آقای ممدانی، شما دولت آمریکا را به نسلکشی در غزه متهم کردید، در حالی که در همان دوره، ترامپ خود را در حال تلاش برای صلح معرفی میکرد. چرا چنین اتهامی مطرح کردید؟
ممدانی:
من درباره این صحبت کردهام که دولت اسرائیل مرتکب نسلکشی میشود و دولت ما دارد آن را تأمین مالی میکند. و نگرانی نیویورکیها را مطرح کردهام که میخواهند مالیاتشان صرف خودِ نیویورکیها شود. و چیزی که الان میبینیم این است که ما وارد نهمین سالِ پیاپی شدهایم که کودکان بیخانمان هستند…
پیام #۱۳_آبان به #نیویورک رسید.
سه شعار اصلی زهران ممدانی، شهردار جدید نیویورک، در مقایسه با دیگر نامزدها:
۱-حمایت از آرمان فلسطین.
۲-عدالتخواهی.
۳-مبارزه با نژادپرستی در سیاستهای داخلی و خارجی.
افرادی که سه شعار بالا را برجسته کنند حکمرانان آینده کل #آمریکا خواهند بود.