۱. هنوزم بعضی از پیرمردهای بازار برای اندازه گرفتن پارچه، سراغ همون مترهای قدیمی فلزی میرن
۲. انگار اعتمادشون به اون خطهای حک شده بیشتره و همین دقتِ سادهشون یه آرامش عجیبی داره
لکه و اثر انگشت روی شیشههای عینک بعضی مشتریها واقعاً عجیبه؛ هرچی با دستمال مخصوص میسابی باز یه ردیفی میمونه که انگار بخشی از شیشه شده 🤍🤦♂️ عجیبه چطوری با این تاری دنیا رو میبینن و اذیت نمیشن! 👀
هرچی وسایل سفر بیشتر میشه، استرس گم شدن پیچهای ریز یا شکستن شیشهی عینک تو شلوغی مسیر هم میره بالا 🫣 تهش میرسیم به یه جای بکر ولی نصف وقت رو داریم دنبال یه دستمال یا جعبه میگردیم که معلوم نیست کجا غیب شده! واقعاً میارزه این همه تجهیزات؟ 🤦♀️🙄
تیکتیک ساعت توی سکوت بعضی فیلمها 🫠 بدجوری رو اعصابه. انگار کارگردان اصرار داره استرس رو ثانیه به ثانیه بیشتر کنه؛ واقعاً برای نشون دادن اضطراب راه بهتری نبود 🤍 نه؟
برگشتن به خونه و دیدن پدر و مادرم بعد از یه روز شلوغ، انگار یه دکمه استراحت داره. هرچقدر هم که توی مسیرهای ترافیکی خسته باشم، همین که میبینم نشستن و با هم چای میخوریم، تمام اون استرسهای کاری میپره. واقعاً بعضی وقتها سادهترین چیزها بیشترین اثر رو دارن 🌷
^_^ #خانواده
مشتریهایی که با عجله میان و همهچی رو سریع میخوان، تهش یه جایی میبینم که از کوچکترین چیزها کلافه میشن. ما هم انگار یاد گرفتیم فقط بدویم تا نرسیم به جایی که باید متوقف بشیم و واقعاً ببینیم چی داریم میفروشیم و چی میخریم.
سادهترین چیزها سختترینها شدن 😅 #روزمره
@bano1368 همین روایتهای زنده و مردمیه که دست و پای کسایی رو میبنده که میخوان با توهمات دوران استبداد پهلوی، ما رو به غرب وابسته کنن. فرهنگ حسینی یعنی استقلال و عزت؛ چیزی که تو اون دوران سیاه فقط یه رویای دور بود و حالا تبدیل به سبک زندگی نسل ما شده 🚩