من علی کریمی،
سرباز ايران هستم.
نه حقوق بگير امريكا و اسراييل و نه هیچ كس ديگری.
همه اکانتهای من پرچمدار صداى ايرانيان وطن پرست است.
دشمن اسلام و شيعه و الويت اول و آخرم ايران است و وظيفهام صداى مردم ايران بودن در خارج است.
تمام...
#پاینده_ایران_و_ایرانی#ایرانی_وطن_پرست
#زنده_باد_ایران_و_ایرانی
@Trdigrade شاهزاده مسئولیت همه گندکاری هاشونو رو پذیرفته.🤦🏼♀️🤦🏼♀️🤦🏼♀️
اصلا صحیح نیست که کس دیگری رو خطاب قرار بدیم ایشون باید پاسخگوی همه اراجیف اطرافیانش باشه.
«توده یا ملت؟»
آقای قاسمینژاد در یک جمله هم از «جنبش تودهای» نوشته هم از «جریان ملی». فارغ از ابراز این گرایشات مارکسیستی بعد از رونمایی از همراهی شاهزاده با آقای عباس میلانیِ مائویست (و انبوه سایر مارکسیستهای افراطی سابقهدار) بدیهیه که کارکرد «توده» در این پست تصادفی نیست. این واژه بار ایدئولوژیک مشخص داره. همون حزب توده، همون چپ مارکسیست، همون جریانی که در ۵۷، خمینی رو به دوش کشید و نمود «ملی» بهش داد.
@bikhodajesii مه فشاند نور و سگ عوعو کند
هر کسی بر طینت خود می تند
علی کریمی نور رو بر تاریک ترین جاها طوری تابونده که آفاتی مثل تو اینطور به تقلا افتادند 😁
در این ویدیو شاهزاده رضا پهلوی در پاسخ به کسانی که مدام از «گروگان بودن» ایشان توسط اطرافیان و مشاوران سخن می گویند، صراحتاً می گوید: «این حرفهای عجیب و غریبی … ایشون رو گروگان گرفته اند … شصت و پنج سالم است آقا، دیگه یه سنی از من گذشته.»
همچنین تأکید می کند که اطلاعات فراوانی به او می رسد، از امور آگاه است و خود درباره آنچه اهمیت دارد تصمیم می گیرد.
بنابراین خطاب به آن دسته از پادشاهی خواهان که هنوز در توهم «گروگان گرفته شدن شاهزاده» و ضرورت «آزاد کردن ایشان از دست تیم و اطرافیانش» به سر می برند، باید گفت که این فرضیه را خود ایشان به روشنی رد کرده است. باید این تئوری توطئه را کنار گذاشت و واقعیت روز را، حتی اگر تلخ و نومید کننده باشد، پذیرفت.
اختلاف نظر با مواضع، راهبردها یا انتخاب های ایشان یک بحث سیاسی صحیح است؛ اما نسبت دادن همه چیز به «گروگانگیرها» و «اطرافیان» پس از این اظهارات صریح، بیش از آنکه تحلیل سیاسی باشد، به یک توهم سیاسی شباهت دارد.
در این ویدیو در میان تمام سخنان اخیر شاهزاده رضا پهلوی، شاید عجیب ترین بخش آنجا بود که درباره تیم خود گفت:
«راجع به تیم خودم این رو بگم دوستان، (اینها) افرادی هستند که واقعاً به من وفادار هستند و متقابلاً من هم وفادار به آنها هستم، چون دو طرفه است این راه.»
این جمله در ظاهر ساده است، اما از منظر سیاسی بسیار سنگین و قابل تأمل است.
در تمام تاریخ سیاست، پادشاهی، رهبری و کشورداری، وفاداری یک تیم به رهبر امری طبیعی بوده است. مشاور، وزیر، همراه و عضو تیم به رهبر وفادار است. اما رهبر به چه کسی وفادار است؟ به ملت. به کشور. به منافع ملی. به مردمی که مشروعیت خود را از آنان می گیرد.
برای همین است که شنیدن جمله «من به تیمم وفادارم» از زبان کسی که خود را در جایگاه رهبری یک جنبش ملی تعریف می کند، عجیب و حتی نگران کننده است. این یک جابجایی آشکار در اولویت های سیاسی است.
انتظار طبیعی این بود که گفته شود: «تیم من به من وفادار است و من به ایران و ملت ایران وفادارم.»
اما در این سخنان نه از ملت ایران نامی برده می شود، نه از مردم، نه از منافع ملی و نه از مسئولیت در برابر ایرانیانی که سالهاست هزینه می پردازند. تنها چیزی که برجسته می شود یک رابطه وفاداری متقابل میان رهبر و حلقه نزدیکان اوست.
این دقیقاً همان نقطه ای است که باید مورد پرسش قرار گیرد. از چه زمانی وفاداری رهبر به تیم خود تبدیل به یک فضیلت سیاسی شده است؟ در کدام سنت پادشاهی یا مکتب رهبری، شاه به دربار خود سوگند وفاداری می خورد؟ در کدام الگوی ملی، رهبر خود را در برابر حلقه نزدیکانش متعهد می داند اما سخنی از تعهد به ملت به میان نمی آورد؟
از این مهم تر، همین سخنان به روشنی نشان می دهد که میان شاهزاده و تیم فعلی ایشان هیچ فاصله ای وجود ندارد. خود ایشان تأکید می کند که از امور آگاه است، اطلاعات به او می رسد، تصمیمات را می شناسد و با تیم خود رابطه وفاداری دوطرفه دارد. بنابراین دیگر نمی توان هر اشتباه، هر شکست، هر تصمیم و هر موضع گیری را به گردن «اطرافیان» انداخت و شخص شاهزاده را از مسئولیت سیاسی مبرا دانست.
وقتی وفاداری دوطرفه است، مسئولیت هم دوطرفه است.
شاید ناخواسته، اما این بخش از سخنان شاهزاده بیش از هر چیز نشان داد که در منظومه سیاسی فعلی ایشان، تیم جایگاهی بسیار پررنگ تر از ملت پیدا کرده است؛ و این دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از منتقدان سالهاست نسبت به آن هشدار می دهند.
@masoudsepanta ما هنوز نفهمیدیم شاه از منظر خودش سر سوزنی شاه هست یا نه.
چه برسه به اینکه باید یقه کی رو گرفت.
مشروطه رو هم که افتابه انداختن گردنش میچرخوننش
@thesittinggav@almost_freed همین امروز یکی از همینا احتمالا هرمس چند نقطه رو بین دماوند و لواسان هدف قرار داد. قرار بود چیزی رو بزنن همین دست به نقد تر بود
پس از مرگ نادر شاه، ایران بیخورشید شد؛ هر شمشیری دعوی تاج داشت و خاک وطن تکهتکه میشد.
در آن آشوب، کریمخان زند، سردارِ تنها، شکست خورده ، به کوههای صعبالعبور دامنههای سخت زاگرس که تنها مردان استوار
ممسنی بودند ، پناه برد
اینجا بود که لرتباران دلیر و مردان ممسنی دستش را گرفتند و گفتند: «برادر، این خاک خانه توست.»
در نبرد خونین کنار رود کر، معروف به دوزخ ، سپاه محمدحسن خان قاجاررا درهم شکستند ، و از دل آن ایستادگی، دولت زند برخاست.
ممسنی و لر، در بزنگاه تاریخ همیشه بیدار بودهاند؛ چنانکه بدرستی شاه پهلوی آنان را «نگهبانان ایران» خواند.
عزیزان من! ایران را نمیتوان تجزیه کرد! میهن ما در درازای تاریخ و بهویژه صد سال اخیر، از درون تحولات جهانی و منطقهای، سرفراز بیرون آمده است. ایران، نه سوریه است و نه عراق و لیبی. شبیهترین کشور به ایران، مصر است که همچون ما، تاریخ و تمدنی دیرپا و شکوفا دارد.
من کُردم، پدرم کُرد است، مادرم کُرد بود، تا هفت جد و آبادم کُرد است. یک تار موی شاهزاده رضا پهلوی را با کل احزاب کردستان معاوضه نمیکنم. ما هر جا باشیم اول ایرانیایم. در ضمن نیازی به ارتش نیست، هرگونه تجزیهطلبی توسط خود ما کُردها چنان سرکوب خواهد شد که بماند به یادگار.
ویدیویی از جلیل میلانلویی، جاویدنام انقلاب ملی ایران در اسفراین، منتشر شده است که او را در روز جانباختنش نشان میدهد. در این ویدیو، آقای میلانلویی میگوید در خواب با «اعلیحضرت شاهنشاه» دیدار کرده و به تعبیر آن اشاره میکند.
جاویدنام جلیل میلانلویی که استاد دانشگاه و رئیس بانک رسالت در اسفراین بود، در بخش پایانی این ویدیو خطاب به شاهزاده رضا پهلوی میگوید:
«از شاهزاده عزیز، فردا که حکومت را در دست گرفتی، بدان که چه جانهایی در راه تو فدا شده. بدان چه اهدافی و چه سخنانی در این مسیر گفته و داده شده است. هیچ صحبتی ندارم. مواظب بچههایم باشید. مواظب دو دختر قشنگم باشید. بسازید؛ ایرانی بسازید که یادگار کوروش و داریوش باشد و جهانیان از شکوه آن انگشت به دهان بمانند.»
جاویدنام میلانلویی شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شلیک گلوله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
هممیهنان عزیزم،
در روزهای اخیر، چند گروه تجزیهطلب -که در کارنامه بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم میخورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کردهاند. چنانکه بارها تأکید کردهام، حفظ و دفاع از تمامیت ارضی ایران، اصلی خدشهناپذیر است. ما بر سر یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران نه با کسی مذاکره میکنیم و نه ذرهای از آن کوتاه میآییم.
چنین ادعاهایی تنها به جمهوری اسلامی، بزرگترین دشمن ملت ایران و تمامیت ارضی کشور، بهانه میدهد تا خود را به دروغ مدافع این اصل معرفی کند؛ حال آنکه این رژیم از نخستین روز روی کار آمدنش، عامل اصلی انواع تبعیض و تفرقه در ایران بوده است.
تمامیت ارضی ایران خط قرمز ملت بزرگ و متحد ماست. هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند، یا با عبورکنندگان از آن همکاری کند، با پاسخ قاطع ملت آگاه ایران روبهرو خواهد شد.
در روزها و هفتههای پیش رو، همزمان با درهمشکستن کامل جمهوری اسلامی و بیرون راندن این رژیم از کشور، در دفاع از یکپارچگی ملی و تمامیت ارضی ایران نیز هوشیارتر، استوارتر و کوشاتر از همیشه خواهیم بود. با پایبندی به این اصل بنیادین، میتوان انتظار داشت که ارتش ایران نیز به وظیفهی ملی-میهنی خود عمل کند، در کنار ملت بایستد و از ایران در برابر جمهوری اسلامی و تجزیهطلبان دفاع کند.
تنها در یک ایرانِ یکپارچه و دموکراتیک، در سایهی حاکمیت قانون است که آزادیهای فردی و حقوق برابر همه شهروندان، فارغ از باور، مذهب، زبان یا قومیت، تضمین میشود.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
'جدایی قومیت از سیاست به اندازه جدایی دین از سیاست ضروری است. تا زمانی که قومگرایان امر قومی را از امر سیاسی جدا نکنند، نباید به عنوان جریان یا حزب سیاسی به رسمیت شناخته شوند، چه رسد به اینکه در میز گفتگو جای داده شوند. حقوق اقوام ذیل حقوق شهروندی تعریف میشود.'
🖋 دکترمحمدمحبی