اکثر والدین ایرانی تاکسیک هستن، هر کدوم به نحوی.
یه سری کنترل گرن، یه سری متعصبن و سر بچشون رو میبرن، یه سری ها به زور شوهر میدن، یه سری ها خودخواهن، یه سری ها منت میذارن، یه سری ها نمیذارن بچه زندگی کنه، یه سری ها ove care میکنن، یه سری ها پسر پرستن و...
خلاصه هر کس به نحوی
زندگی از روز اول نابرابره.
شما هیچوقت نمیتونی تجربهی زیستی یه پسر با قد ١٩٠ رو با یه پسر با قد ١۶٠ مقایسه کنی. از لحاظ قدرت، توجه و نگاه...
یا یه دختر با چهرهی مگان فاکس که همه قربون صدقهاش میرن رو با یه دختر دیگه.
ژن، خانواده، ثروت، شهر، فرهنگ، کشور
همهچیز نابرابره
با سهمیه وارد دانشگاه شدین
بدون زحمت استخدام شدین
بدون سربازی رفتن معاف شدین
بدون فیلترشکن به اینترنت وصل شدین
این وسط فقط ماها الکی بابت نشدنا و نرسیدنا به خودمون سرکوفت زدیم
عباس معروفی یه جا تو کتاب سالهای بلوا نوشت؛
این زندگی چیزهای زیادی به من بدهکار است.
اما
مهمترینش
یک جوانیِ بدون رنج و نگرانی
در یک سرزمین آرام
است...!
صحبت از پژمردن یک برگ نیست.
وای! جنگل را بیابان میکنند.
دست خونآلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند!
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند!
• فریدون مشیری
در #رشت به اندازه دستکم یک شهر آدم کشتند تا رشت را باز پس بگیرند از مردم.
درحالیکه مردم دوروز در خیابانها بدون اینترنت جشن ازادی گرفته بودند و به هم گل هدیه میدادند و پیر و جوان پایکوبی میکردند کار بجایی رسید که هیچ پلیسی در شهر باقی نمانده بود مردم برای هم بوق میزدند و خیابانها پر از شادی بود سرکوبگران پنجشنبه شب تلاش کرده بودند مردم را دستگیر کنند اما حریف جمعیت نمیشدند دائم مردم یکدیگر را از چنگ سرکوبگران نجات میدادند
تا اینکه شروع به رگبار همه مردم در خیابان کردند از کوچک و بزرگ همه کسانی که در خیابان در حال جشن شادی بودند و فکر میکردند دیگر شهرها هم در نبود اینترنت در همین وضعیت ازادی هستند در این بین مردم را به رگبار بستند و قتلعام کردند!