چه بر سر ما آمد؟ چه شد که ۱۲۰ سال پس از انقلاب مشروطه و ۴۷ سال مبارزه سه نسل با جمهوری اسلامی به اینجا رسیده ایم که دولتهای خارجی به کمک رسانه های خود و عده ای فرصت طلب، بخشی از مردم را با رؤیا فروشی و افسانه های شاه و پریا مسحور خود کردند که ترامپ و نتانیاهو را نجات دهنده خود بدانند و به نقش تماشاچی جنگ تقليل یافته و ویرانی کشور و فلاکت بیشتر هم میهنانمان را توجیه کنند؟
کاوه مدنی، رییس موسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد، در مراسمی در یونسکو در پاریس بهعنوان برنده جایزه آب استکهلم ۲۰۲۶، که معتبرترین جایزه در حوزه آب به شمار میرود و به جایزه «نوبل آب» معروف است، معرفی شد.
خبر اهدای این جایزه چهارشنبه ۲۷ اسفند و پیش از روز جهانی آب اعلام شد و قرار است که در ماه اوت، در جریان هفته جهانی آب در استکهلم، از سوی کارل گوستاو شانزدهم، پادشاه سوئد، به کاوه مدنی اهدا شود.
مدنی ۴۴ ساله، جوانترین دریافتکننده در تاریخ ۳۵ ساله این جایزه و نخستین مقام سازمان ملل است که آن را دریافت کرده است.
کمیته جایزه آب استکهلم اعلام کرد که مدنی بهدلیل «ترکیب منحصربهفردی از پژوهشهای پیشگامانه در مدیریت منابع آب با سیاستگذاری، دیپلماسی و ارتباطات جهانی، آن هم اغلب در شرایط ریسک شخصی و پیچیدگیهای سیاسی» این جایزه را دریافت کرده است.
ادامه این گزارش را در وبسایت ایراناینترنشنال بخوانید
https://t.co/3uVNmhf2VQ
به جای شعار و پندهای حکیمانه و وراجیهای عنتلکتوئلی، توجه کنیم که جشن گرفتن مرگ انسانی شریر مسئلهی پیچیدهی اخلاقیای است که به ارزشهای شخصی، باورهای فرهنگی، هدف از این ابراز احساسات و عمق رنج حاصل از اعمال فرد شریر بستگی دارد. درست و غلط در این میان بیمعناست و همه حق داریم بنا به شرایط شخصیمان به این واقعه واکنش نشان دهیم.
برخی معتقدند نباید مرگ کسیرا جشن گرفت، چرا که جان آدمی عزیز و زندگی ذاتاً ارزشمند است، حتی اگر آن فرد بسیار شرارت کرده باشد.
برخی استدلال میکنند که جشن گرفتن مرگ کسی که آسیبهای بزرگی به جا گذاشته (مانند دیکتاتورها یا تروریستها)، شاید نشانهی ابراز آسودگی از پایان آن شرّ یا اجرای عدالت باشد. شاید هم پیام و تلنگر و هشداری است به بقیهی شرورها که هنوز زندهاند. برای قربانیان و ستمدیدگان آن فرد، مرگش میتواند نماد پایان رنج یا بازگشت امنیت باشد. بعضی هم میگویند حتی در این موارد، جشن گرفتن شاید به تقویت چرخهی نفرت و انتقام منجر شود.
در نهایت، اینکه میتوان جشن گرفت یا نه، به چارچوب اخلاقی هر فرد، میزان آسیبی که دیده و نحوه ابراز رضایت (بهدنبال عدالت است یا ابراز نفرت یا فرستادن پیام) بستگی دارد. عدهای بهتر میدانند بهجای تمرکز بر خود مرگ، بر آسایش یا تغییرات مثبتی تمرکز کنند که با پایان آن اقدامات زیانبار به وجود میآید.
به هر حال نمیتوان کسی را به خاطر ابراز یا عدم ابراز احساساتش سرزنش کرد.
به کردار بد تیز بشتافتی
مکافات آن بد کنون یافتی
کنون روز پادافره ایزدیست
مکافات بد را ز یزدان بدیست
چو جویی بدانی که از کار بد
به فرجام بر بدکنش بد رسد
چو خونریز گردد بماند نژند
مکافات یابد ز چرخ بلند
شاهنامه
در ۵ مارس ۱۹۵۶ ویلیام فاکنر سیاهان را به تندروی متهم کرد و از آنها خواست که «مدتی دست نگه دارند» و به سفیدها فرصت دهند تا به ایدهی برابریِ حقوقیِ سیاهان عادت کنند.
https://t.co/mv0KUDzWPT
مارتین لوتر کینگ در پاسخ گفت که فاکنر در واقع «سیاهپوستان را تشویق کرده است که بیعدالتی، استثمار و تحقیر را برای مدت طولانیتری بپذیرند.»
او افزود که تشویق دیگران به تحمل بیعدالتیای که خودمان از آن رنج نمیبریم، عملی غیراخلاقی است.
#IranMassacre
اگر این بچه ها زبونم لال کشته بشن من یکی یه توییت هم براشون نمیزنم. الان که دارن نفس میکشن تلاش کنیم اسمشون جهانی بشه. بدونید اگر اسمشون وایرال بشه رژیم نمیتونه این بچه ها رو اعدام کنه. شب توییت انگلیسی میزنم براشون شما هم لطفا بزنید و همراهی کنید.
#احسان_حسینی_پور#متین_محمدی #عرفان_امیری
من در گذشته خیلی بر سر جمهوری خواهی پافشاری میکردم و با طرفداران سلطنت دست به یقه میشدم چون آن موقع مباحث نظری بود و برای یک آینده نامعلوم با تخیلهایمان با آسیابهای بادی در جنگی خیالی بودیم.
اما امروز شرایط فرق کرده، من به خودم گفتم سهم تو از آینده این کشور اگر زنده باشی یک نود میلیونیم هست و نه بیشتر!
پس رهایش کن!
روزی که پای انتخابات رفتیم من در تمام ایام تبلیغات در و دیوار شهرها را پوستر جمهوری دموکراتیک فدرال و پارلمانی خواهم چسباند اما امروز این آرزوی من دردی از مردم و کشورم درمان نخواهد کرد مگر اینکه ایجاد اختلاف در صفوف مردم کند.
امروز همه ما مردم ۴ اصل داریم که موسس جبهه نجات ملی هم به آن اشاره کرده:
۱ـ دموکراسی
۲ـ وحدت سرزمینی
۳- سکولاریسم
۴- عدالت انتقالی
با این ۴ اصل همه دیگه مشت واحد خواهیم بود.
مباحث دیگه خیانت به خودمان، کشورمان، مردممان، جوانانمان و جاویدنامان هست.
آلبر کامو بر این باور بود که بیتفاوتی در برابر رنج دیگران، نوعی مرگ تدریجی است:
«تنها راه برای تحملِ این زندگی، شریک شدن در دردهای کسانی است که حتی نامشان را نمیدانیم. نادیده گرفتن رنج، خودش نوعی طاعون است.»