پاشدم رفتم نون کنجدی گرفتم
بعد ریحون تازه خریدم
اومدم خونه مشغول شدم
کتلت روپختم و نتیجه شد این سفره خوش رنگ و طعم
بوی زندگی جاری میشه اینجور مواقع
بگین که شما هم روزی که کتلت دارین احساس خوشبختی میکنین!!
عجیبترین تناقضِ ازدواج اینه:
مستقلترین شکل باهم بودن
آدمها فکر میکنن عشق یعنی یکی شدن…
در حالی که رابطهی سالم دقیقاً از «جدا بودن» شروع میشه.
ازدواجِ بالغ، حذفِ «من» نیست؛
کنار هم موندنِ دو آدم تمایزیافته ست که بدون بلعیدنِ هم، یه «ما» میسازن.
بعضی آدما،
وسطِ راهِ زندگی یهو میفهمن
تمام این مدت داشتن برای چیزهایی میجنگیدن
که آخرش حتی ارزشِ خسته شدن هم نداشت...
اونجاست که آدم
برمیگرده به اولِ مسیر،
به اولین انتخاب،
به همون «آره»ای که نباید میگفت.
شاید برای همین،
قبلِ هر شروعی
باید چند دقیقه بیشتر مکث کرد...