من مردهام
من سالها پیشتر از آنکه به دنیا بیایم مردهام
این که به روی شما لبخند میزند
کارگر روزمزدی است در جلد من
که به قصد غذای حاجت!
برایتان دست تکان میدهد
تا فریب بخورید
در شعبهٔ سوم رستوران جهان
#غلامرضا_طریقی
#شعرشب
غلامرضا طریقی مهربان میگه:
گفتنٌ اینکه «دوستت دارم» اولین راه و آخرین راه است
ای فدای بلندی قدت، عصر، عصر پیامِکوتاه است
عصر تنهایی عمیق بشر، بینِ صدها رفیق، عصری که
با وجود هزارها «همراه» دورهی انقراض «همراه» است
...
«دوستت دارم» این همان رازیست که جهان را نجات خواهد داد
«دوستت دارم» این همان اسبیست که سوارش همیشه در راه است
ای چراغ همیشه روشن عشق، باش؛ تا صبح دولتم بدمد
تو در این عصر خوشتری زیرا، ماه پیش ستارهها ماه است