دقیقا منم همین حس رو نسبت به موهای یکی از بچه های مهدکودک داشتم و اون موقع فکر میکردم شاید چون موهام زشتن همیشه کوتاهن؛بعداها مامانم گفت چون سه تا بچه بودیم رسیدگی به هممون واسش سخت بود و دوست هم نداشت موهام شلخته و نامرتب باشن به خاطر همین کوتاهشون میکرد
امروز بعد از کلاسم رفتم سلف غذا خوردم بعدم رفتم زمین بازی اطراف کمپس والیبال بازی کردم و اخرشم دوچرخه سواری کردم
اینا دقیقا انتظاراتی بود که من وقتی بودم از دانشجو بودن داشتم
مهاجرت چیزیه که فکر نکنم هیچوقت ازش پشیمون شم
یامال واقعا به عنوان ی بردار رفتار درست و به جایی داره تو صحنههایی که اون کوچولو کنارشه خیلی قشنگ حواسش بهش هست به بچه گوش میده و کلا مراقبشه نه اینکه هی بغلش کنه فقط بلده اگر بچه ترسید بره پیشش اگر چیزی خواست بهش بده کلا توجه درست رو به بچه میده