هیئت بلند رتبه کشور های ترکیه و قطر آخرین تلاش های شان را انجام میدهند تا در نقش میانجی پیام کشور پاکستان را برسانند که طالبان از حمایت تی تی پی (TTP)دست بکشند، رهبران تی تی پی را از خاک افغانستان بیرون کنند و اجازه ندهند که این گروپ از فضای امنی که برایشان در افغانستان فراهم گردیده علیه پاکستان استفاده نمایند. ولی طالب نه اراده دارد که این شرایط پاکستان را بپذیرد و نه توان دارد که چنین شرطی را عملی نماید.
طالب و تی تی پی در اصل دو جسم و یک جان اند که روابط پیچیده مذهبی، اقتصادی�� قومی و فرهنگی دارند و ممکن نیست شرایط پاکستان را بپذیرند. پاکستان در سال های نخست بقدرت رسیدن طالب از تمام ابزار دست داشته استفاده کرد تا مشکلات را از راه مذاکره حل و فصل نماید ولی نتیجه مطلوب بدست نیامد.
برخلاف بزرگنمایی و خوشبینی طالب و طرفداران شان از این سفر، نتایج بعدی این سفر برای طالبان و لابیگران شان در آینده نزدیک خوشایند نخواهد بود.
تحرکات اخیر جبهه آزادی، سپاهیان میهن و جبهه متحد افغانستان در گوشهوکنار کشور، بیانگر آغاز روند پایان دومین دورهٔ استبداد تحمیلشدهٔ طالبان است. مهمترین عامل در پسِ این تحرکات، بیداری بی��ابقهٔ مردم برای دستیابی به آزادی و رهایی از این دورهٔ تاریک است.
به یاد دارم که در بسیاری از برنامههای مردمی در دوران دولت جمهوری اسلامی افغانستان، هنگامی که دربارهٔ پیامدهای منفی بازگشت دوبارهٔ طالبان هشدار داده میشد و تلاشهایی برای جلب حمایت مردمی از دولت صورت میگرفت، برداشت غالب در میان مردم این بود که احتمالاً مسئولان دولت وقت در بیان تبعات بازگشت طالبان مبالغه میکنند و این هشدارها بیشتر در راستای حفظ قدرت و منافع شخصی آنان است. اما اکنون، پس از گذشت پنج سال از حاکمیت رژیمی که از مشروعیت ملی و بینالمللی برخوردار نیست، دیگر نیازی به تشریح و توضیح ماهیت طالبان برای مردم وجود ندارد. فرمانها، تصمیمها و عملکرد این گروه، بیش از هر زمان دیگری چهرهٔ واقعی آن را برای مردم آشکار ساخته است. مردم دریافتهاند که با گذشت هر روز، این گروه کشور را بیش از پیش به سوی تاریکی سوق میدهد و امید به آیندهای بهتر را کمرنگتر میسازد.
بدون تردید، در آیندهٔ نزدیک شاهد تحرکات بیشتری برای پایان دادن به این دورهٔ سیاه خواهیم بود. با این حال، حتی در نبود گروههای مسلح مخالف نیز، طالبان با تداوم سیاستهای کنونی داخلی و خارجی خود، در نهایت با شکست و فروپاشی روبهرو خواهد شد. تاریخ معاصر افغانستان نیز گواه آن است که رژیمهای استبدادی دیگری در مقاطع مختلف، خود را شکستناپذیر و جاودانه میپنداشتند، اما سرانجام فروپاشیدند.
هرچند شمارش معکوس پایان حاکمیت طالبان آغاز شده است، اما هنوز راهی دشوار و طولانی در پیش داریم. همبستگی، پذیرش یکدیگر، پرهیز از تفرقه و بهرهگیری از تجربههای تلخ گذشته، میتواند زمینهساز آیندهای بهتر، آزادتر و باثباتتر برای مردم افغانستان باشد.
@zia_saraj1 طالبان از لحاظ سیاسی در بنست قرار دارند، تهمت چیزی که رژیم آنها را هنوز هم حاکم نگه داشته است سلاح آنها است و بزودی انشاالله مردم سلاح آنها را نیز از دست شان خواهد گرفت.
در ماه جون ۲۰۱۸، طالبان با همکاری گروههای تروریستی منطقه، حملهای را بهوسیلهٔ یک موتر امبولانس در مقابل شفاخانهٔ جمهوریت کابل انجام دادند که در نتیجهٔ آن حدود ۴۰۰ تن از شهروندان ملکی و تعداد اندکی از افسران پولیس شهید و زخمی شدند. فهرست شهدا و مجروحین نشان میداد که این افراد تقریباً از تمام ولایات افغانستان نمایندگی میکردند.
تحقیقات پس از حادثه ثابت ساخت که این حمله بهگونهٔ مشترک توسط طالبان، لشکر طیبه و القاعده پلانگذاری شده بود و هدف اصلی آنان سفارت پیشین هند در کابل بود. اما چون پولیس موظف در دروازهٔ ورودی ساحه مانع ورود این واسطهٔ مشکوک گردید، فرد انتحاری موتر را در میان جمعی از افراد بیگناه انفجار داد.
در آن زمان طالبان برای توجیه این عمل ادعا میکردند که هند دشمن آشتیناپذیر مسلمانان است و هدف قرار دادن آن از نگاه دینی جایز میباشد. حال که روابط میان طالبان و دوست جدیدشان (کشور هند) رو به بهبود است، بهطور طبیعی بحثی در مورد حملات گذشتهٔ این گروه بر سفارت، قونسلگریها، مهمانخانهها و سایر اهداف هند در افغانستان ـ که جان هزاران انسان بیگناه را گرفت ـ مطرح نمیشود. اما طالبان چگونه میتوانند این کشتارها را برای مردم افغانستان توجیه کنند؟
با گذشت هر روز، بیش از پیش ثابت میگردد که جنگ طالبان صرفاً برای بهدست آوردن قدرت بوده است؛ جنگی که در آن از هیچ نوع جنایتی ابا نورزیدند و جان دهها هزار انسان ملکی و بیگناه را گرفتند. اگر طالبان به اسلام واقعی ایمان دارند، باید بدانند که از وعدهٔ خداوند متعال که فرموده است: «وَ مَنْ یَّعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَّرَهُ» رهایی نخواهند داشت و همچنان آگاه باشند که از محکمهء مردم افغانستان در نهایت فرار کرده نمیتوانند.
بعد از اینکه بیرون شدن نیرو های ائتلاف بین المللی از افغانستان قطعی شد، تمام گروپ های تروریستی فعال در افغانستان به یک تفاهم مشترک رسیدند. در گام نخست باید از این فرصت استفاده اعظمی شود تا ��فغانستان به مرکز مشترک تروریستی و خانه امن برای تمام این گروه ها ساخته شود. گام بعدی بعد از استحکام، بصورت مشترک بسوی اهداف جداگانه هر گروه بروند.
افزایش حوادث امنیتی سال گذشته در پاکستان، تحلیل تهدیدات امنیتی از جانب استخبارات کشور ازبکستان، حوادث روز افزون در سرحد تاجکستان، هدف قرار گرفتن اتباع کشور چین در داخل و بیرون از افغانستان، همه بیانگر این حقیقت است که مرحله دوم در حال شکل گیری است.
گروپ های تروریستی فعال در داخل افغانستان آرام نخواهند نشست تا به هدف نهایی شان که همانا بر اندازی دولت های حاکم در کشور های مورد نظر شان است، برسند. سهل انگاری و سطحی بینی این مسئله بنفع هیچ کشور منطقه نخواهد بود.
مبارزه مشترک علیه این پدیده بدون تفکیک گروه های تروریستی یگانه راه نجات است و بس.
در پی حملات هوایی اخیر پاکستان بر کاروانِ وسایلِ متعلق به مفتی نور ولی، رهبر تحریک طالبان پاکستان (TTP) در شهر کابل، و اهدافِ دیگر این گروه در نقاط مختلف افغانستان، چند نکته برجسته میشود:
۱. انزوا و بی اعتباری بینالمللیِ افغانستان تحت اشغال طالبان: پس از گذشت ۲۴ ساعت از وقوع این حمله، هیچ کشوری حتی روسیه، یگانه کشوری که طالب را به رسمیت شناخته است، اقدام (تجاوز آشکار)پاکستان را به صورت رسمی محکوم نکردند. پوشش خبری این حادثه در رسانه های بینالمللی نیز به طور بی سابقهای کمرنگ بود.
۲. ناتوانی طالبان در حفاظت از حاکمیت ملی: این حمله یکبار دیگر ثابت ساخت که طالب مانند آلهء دست توسط کشور های منطقه برای تحقق اهداف آنان طی حدود سه دهه گذشته مورد استفاده قرار گرفتهاند و فراتر از آن هیچ ارزش دیگری ندارند. این گروه بار ها خصوصاً در قسمت حملات پاکستان ساکت و بدون حرکت باقی مانده اند.
۳. برداشت غلط از توانمندی های نظامی طالبان: طالبان در موارد متعددی برای نمایشِ «قدرت نظامی» از کندک های انتحاری و استفاده از «بوشکه های زرد» رونمایی کرده اند. این ابزارها بیشک در ایجاد رعب و کشتارِ غیرنظامیان مؤثر اند، اما در برابر عملیات هوایی و درگیری های متعارف قابلیت بازدارندگی مؤثر ندارند؛ بنابراین این قابلیت ها بیشتر در نبرد های داخلی کاربرد دارند و در مواجهه با تهدیدات بیرون مرزی کارآیی ندارند.
۴. تحمیل جنگ و بدبختی بیشتر بالای مردم افغانستان: طالب با پناه دادن به رهبر القاعده سبب لشکر کشی امریکا و متحدین اش گردید و اکنون نیز با پناه دادن به رهبران و اعضای برجسته شبکه های تروریستی و عناصر نا مطلوب کشور های منطقه عمل��ً افغانستان را به سمت یک تنش جدید دیگر میکشانند. کشور های دیگر ممکن وارد اقدامات مشابه جهت از بین بردن عناصر نا مطلوب که تهدید علیه منافع امنیتی شان محسوب میگردد، متوصل گردند.
افغانستان به عنوان یکی از قربانیان گروپ های افراطی و حمایت کشور های رقیب امریکا و حوزه غرب که در صدد برقراری نظم نوین جهانی میباشند، در چهار سال گذشته تحت حاکمیت طالبان بهای سنگینی پرداخته است.
قدرت های نوظهور، از تقسیم قدرت و سهم در نهاد های بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم تهداب گذاری شدند و کشور های غربی نقش اساسی را ایفا مینمایند، به شدت ناراضی اند. طالبان به عنوان ابزار ارزان ، توسط قدرت های منطقه برای مقابله ب�� غرب، شکستن هژمونی آن و سرنگونی حکومت مشروعی که از حمایت کشورهای غربی برخوردار بود، به کار گرفته شدند.
کشورهای غربی که تحت فشار فزاینده قدرت های منطقه و گروه نیابتی طالبان، همراه با سایر گروه های تروریستی فعال در افغانستان، قرار داشتند، سرانجام تصمیم به ترک کشور گرفتند. پس از امضای «تفاهمنامه دوحه»، کمک های حیاتی خود را به جمهوری اسلامی افغانستان قطع و عملاً راه بازگشت طالبان به قدرت را هموار کردند.
هدف اصلی این نوشته، بازنگری عملکرد چهار ساله طالبان در قبال مردم افغانستان است که به شرح زیر بیان میشود:
۱. تقویت گروه های افراطی بین المللی و منط��های:
در این چهار سال، همه گروه های تروریستی فعال در داخل و خارج افغانستان به نحوی سود برده اند. القاعده، به عنوان راهنمای استراتژیک و الگوی سایر گروه ها، پس از تحمل تلفات سنگین در سال های گذشته، موفق شد یک مرکز استراتژیک در ولایت قندهار و یک مرکز عملیاتی در ولایت پنجشیر ایجاد کند. این مراکز، ده ها پایگاه کوچک و بزرگ این گروه را در سراسر افغانستان مدیریت میکنند. سیفالعدل، رهبر جدید القاعده پس از ظواهری و حمزه بنلادن، بیشتر اوقات در قندهار اقامت و تردد دارند و با شیخ هبتالله در تماس مستقیم اند؛ درحالیکه ملا مسافر (قوماندان لوا)، عبدالحکیم (والی پ��جشیر) و قاری بریال (والی کاپیسا) مسئول تأمین نیروی مرکز عملیاتی پنجشیر هستند و تا فعالیت های عبدالله بن لادن، پسر اسامه بن لادن و ابو جنید المصری، پسر ابو اخلاص المصری و داماد ملا مسافر را که اکثر وقت شان را در پنجشیر سپری مینمایند، حمایت و تأمین امنیت نمایند.
با وجود وعده های مکرر طالبان به ازبکستان، چین، پاکستان و تاجیکستان، گروه های مخالف مسلح این کشورها تنها برای مدتی کوتاه از مرزها دور شدند و سپس دوباره به ولسوالی های مرزی بازگشتند. اکنون این گروه ها به جذب نیرو، تقویت منابع مالی، آموزش رزمی و ترویج اندیشه براندازی حکومت های متبوع خود مشغول اند.
یوسف وفا، والی طالبان در بلخ و از افراد مورد اعتماد هبت الله آخندزاده، ۷۰ تن از دوستان و نزدیکان خود را در ادارههای دولتی این ��لایت منصوب کرده است.
افغانستان اینترنشنال به فهرستی از این افراد دست یافته که در سمتهای مختلف در نهادهای دولتی بلخ گماشته شده اند.
بر اساس این فهرست، انتصابهای وفا از مقر ولایت، فرماندهی امنیه و حوزههای پولیس آغاز شده و دانشگاه بلخ، کود برق مزار شریف، شهرداری و چندین ریاست دیگر را در بر میگیرد.
همچنین، وی مسئولیت برخی نهادهای درآمدزا، از جمله مدیریت شهرک حیرتان، را به افراد نزدیک خود سپرده است.
بیشتر بخوانید:
https://t.co/E1dYu9qLZk
@ShabiheAramesh @KarzaiH سیستم مردم سالاری هیچ واجد شرایط را مانع از کاندید شدن و رای دادن نکرده بود، اگر کسی خود را کاندید نکرد و یا رای نداد ملامت است نه کسی که با رای اگر چه کم ریس جمهور شد. باید خاطر نشان گردد که رای حامد کرزی در هر ۲ دور بالای ۴ میلیون بود.