جمهوری اسلامی در حمایت از تروریستهای حزبالله لبنان، درگیری نظامی دیگری را آغاز کرد تا ماهیت ناایرانی و ضدایرانی خود را آشکارتر کند. این رژیم، ملت ایران را به گروگان گرفته و جان و مال ایرانیان را ابزاری برای صدور ترور، جنگ و بیثباتی میبیند.
در این درگیری نیز، همچون همیشه، مسئول هرگونه آسیب به زیرساختهای ایران و جان غیرنظامیان بیگناه در هر دو سو، جمهوری اسلامی است.
ملت ایران، که نخستین و بزرگترین قربانی این رژیم بوده است، بهخوبی میداند که تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار باشد، ترور، خشونت و بیثباتی بر ایران، منطقه و جهان سایه خواهد افکند. صلح، امنیت و رونق پایدار تنها با پایان این رژیم امکانپذیر است.
راهحل، مذاکره با سپاه پاسداران و تروریستهای اشغالگر ایران نیست؛ راهحل، ایستادن در کنار ملت ایران و حمایت از مبارزه آن برای پایان دادن به جمهوری اسلامی است.
از آن گلوی مجروح،
پژواکِ سرخِ نامش
تیر خلاص حینِ تیمار ِ ناتمامش
از او که کشته برگشت از آن یل پیاده
آورد دیگری را بر گردهاش نهاده
از گیسوی پریشان در چنگ دیو و ددها
از آن نگاه پرسان در پاسخ لگدها
از رستخیز این خاک در دفتر اساطیر
اسلوب بازوان آن آرش کمانگیر
از آزمون سوزان بر پیکر سیاوش
از آن حریق بازار آن دامگاه آتش
از بیرقی که برداشت، از نغمهای که سرداد
از او که نیمه جان بود در کیسه های اجساد..
چندین سهیل آنجاست؟ چندین هزار رخسار؟
تا یک به یک ببیند .. خم شد قدش از آوار ..
شاید بریده باشی!
از این بریده تر شو
بر این عفونتِ صبر،
اعجاز نیشتر شو
آگاه و عهده دار ِ درد معاصر خود
رفت و صدای او ماند «… که نه به خاطر خود..»
فردا به رغم کتمان بر داغِ سینهی او
ای آینه!
تو داری
زخمی قرینهی او
این سرزمین به جز زخم
پیغامبر ندارد..
او خود به مادرش گفت «دیگر پسر ندارد..»
…