قبلنا فک میکردم جمهوری اسلامی هم یه حکومته و حکومتها سقوط میکنن.
الان به این نتیجه رسیدم که ج ا یه گروه تروریستیه و برای اینکه نباشه باید تا آخرین نفر کشته بشن!
یه چیزی که حین جنگ فهمیدم و قبلا متوجه نبودم اینه که رفتگرها چقدر عنصر حیاتین و صدای جارو زدنشون کله صبح، چقدر جریان زندگیوارانه آرامشبخشه. و فکر میکردمفقط برای من، ولی تو وبلاگ �� نوشتههای آدمها هی دارم میبینم.
توهمزا ترین ماده ی جهان هم قطعا «اکسیژنه». شما مصرفش میکنی توهم میزنی خونه میبینی، خیابون میبینی آدمارو میبینی و حرف میزنی، توهم میزنی کار و زنو بچه و پدر مادر داری. کافیه ۵ دقیقه از این ماده مصرف نکنی تا با واقعیت رو به رو شی.
کنار رودخونه خشک بودم اسنپ گرفتم. راننده زنگ زده میگه: کاکو شنات چیطوره؟ من ای ور رودخونهم. بیو.
بعد که من یکم خندیدم و خودش بیشتر خندیده میگه: شوخی کِردم. سه دقه دیگه پیشتم.
عزیزم :)) جکی که به ذهنش رسیده بود رو نمیتونست به زبون نیاره زنگ زده بود.