برای تحلیل ساختار کتابها، موزیکهای ملایم و آرامشبخش اصلاً جواب نمیدن و فقط خوابآورن؛ حس میکنم برای متون سخت، آهنگهای شلوغ و پرانرژی خیلی بیشتر کمک میکنن. شما هم برای تمرکز بالا ترجیح میدید موزیکتون شلوغ باشه یا کاملاً ملایم؟
توی اون چند ثانیه
که بین ویزیتها
تکیه میدم به صندلی
فکر میکنم چقدر سخت میگیریم
که همیشه مرتب و بینقص باشیم
واقعاً کی گفته باید
هر لحظه کنترل کامل روی اعصابمون باشه؟
خیلی خستهکنندهست 🫠
توصیه به مدارا با پدر و مادر همیشه درسته؟
والا هرچی سعی کردم طبق این کلیشهها پیش برم تهش فقط یاد گرفتم اعتراضام رو با لبخند قورت بدم.
به نظرم صادق بودن حتی اگه باعث بحث بشه خیلی انسانیتر از این بازیهای مودبانهست
شما هم همین حس رو دارید؟
توی وسایل قدیمی یه ریکوردر پیدا کردم؛ همونی که باهاش میدومیدم تو خیابون دنبال خبر و صدای محیط.
الان همه چی دیجیتاله ولی اون صدای خشخشی یه حال خاصی داشت
بعضی خونهها یه جور حس عجیبی دارن؛ انگار از لحظه اول میگی اینجا جای منه. من موقع بازدید از ملکها، بیشتر از متراژ و قیمت، دنبال همین حس «درست بودن» فضا میگردم چون تهش همینه که آدم توش آروم بگیره 🫠 شما هم وقتی وارد یه جای جدید میشید، اول حستون میگه درسته یا نه ❤️❣️ نه؟
سعی میکنم سبکتر حرکت کنم و بیشتر دقت کنم، ولی تهش میبینم توی هر جلسه یا مراسم، نصف وقتم رو صرف این میکنم که یادم بیاد میکروفون رو کجا بذارم یا چطوری بدون اینکه تپق بزنم اسم مهمانها رو درست تلفظ کنم.
کاش یه دکمه قطع اضطراب داشتیم